https://eitaa.com/NaiasKindergarten/11814
همینا رو گوشیم بود
پیدا کنم بازم میزارم
کسی که صاحب روح سیاه میشه محکوم به بد بودنه و این چیزیه که عوض نمیشه
آمارا هیچ وقت چیزی که هست رو نمیخواست
.
داستان روح سیاه از این قراره
در گذشته دو خانواده بزرگ و قدرتمند بودن که صاحب روح های سفید و سیاه بودن
در طی داستان های مختلف این خانوده باهم درگیر میشن و تبدیل میشن به بزرگ ترین دشمنای هم
اونی که صاحب روح سیاه عه قسم میخوره که یه روز همه رو میکشه و همه جا نابود میشه.
و اونی که صاحب روح سفیده قسم میخوره تا صلح رو همه جا برقرار کنه.
ناکجا آباد
کسی که صاحب روح سیاه میشه محکوم به بد بودنه و این چیزیه که عوض نمیشه آمارا هیچ وقت چیزی که هست رو نم
آره خلاصه
آمارا از اول میدونست که رنگ روحش سیاهه.
چون روح سیاه از کمیاب ترین روح هایی هست که خانوادهگی به ارث میره
یعنی همه ی اجداد امارا روح سیاه داشتن
و خواهر سنگ دلش فقط بهش تمرین میداد و عذاب میداد
در حالی که آمارا فقط پنج سالش بود!
خواهر آمارا شب تا صبح تمرینش میداد.
وقتی فهمید آمادهس اونو فرستاد مدرسه شبانه روزی
ولش کرد
بدون هیچ نشونی ولش کرد
ناکجا آباد
آمارا و نیلز توی مدرسه قبل از گرفتن کلاه هاشون بهترین دوست های هم بودن
آمارا چون میدونست قرار تبدیل به چه هیولایی بشه معمولا گوشه گیر بود
نیلز دلش براش میسوخت
و همیشه هوای آمارا رو داشت
نیلز چون از گذشته خودش چیزی یادش نیست و اصلا نمیدونه
اصلا نمیدونست که قراره صاحب روح سفید باشه