ناکجا آباد
آمارا و نیلز توی مدرسه قبل از گرفتن کلاه هاشون بهترین دوست های هم بودن
آمارا چون میدونست قرار تبدیل به چه هیولایی بشه معمولا گوشه گیر بود
نیلز دلش براش میسوخت
و همیشه هوای آمارا رو داشت
نیلز چون از گذشته خودش چیزی یادش نیست و اصلا نمیدونه
اصلا نمیدونست که قراره صاحب روح سفید باشه
ناکجا آباد
کسی که صاحب روح سیاه میشه محکوم به بد بودنه و این چیزیه که عوض نمیشه آمارا هیچ وقت چیزی که هست رو نم
این داستانی که مربوط به سوگند خوردن این دو خانواده هست خیلی مخفیه
و هیچکس خبر نداره از این داستان
برای همین نیلز به عنوان یه بد قدم شناخته میشه
چون مردم میبینن عه یه نفر با روح سفید
کدوم اسکلی روحش سفیده این رنگ اصلا وجود نداره
بعد مسخرش کردن
تبعیدش کردن
هیچکس قبول نمیکرد بهش تمرین بده