ناکجا آباد
داداشم بعد دیدن دفترچه مرگ:
انقدر دلش میخواد من بمیرمم (T_T)
خب دوستان تا چهل ثانیه دیگر بدرود
ناکجا آباد
تریاک فروش صدام کرد یواشکی نگام کرد…
میدونست که معتاد هستم
تریاکو داد به دستم!
گذاشتمش رو سینه تریاک فروش ببینه…
تریاکو خوبو نازیم هدیه برام بیاری…
لطف زیاد کردی از من تو یاد کردی!
تریاک برام آوردی کلمو داغ کردی!
نذر و نیاز کردم بسته رو باز کردم…