ناکجا آباد
من جای تو بودم زندش نمیزاشتم
چیکار کنم لوسه به مامانم میگم میگه ولش کن بچهس
📪 پیام جدید
ذهنم رو درگیر کردی یعنی میگی اخر بازی وقتی توریل از ما میپرسه میخوای پیشم بمونی یا نه خود فریسک میخواد بره خونه خودش؟؟
#دایگو
دقیقا
هدایت شده از تقدیمی های شریکی / تنهایی آسا
بنظر من اینجایی:
نورا، تو اون آدمی هستی که حتی وقتی کنار وایمیسته، انگار وسط صحنهست.
بیشتر وقتتو جایی میگذرونی که نور تیز میافته روی یه نقاشی بحثبرانگیز،
یا جایی که چند نفر دارن جر و بحث میکنن و تو با یه جملهی بامزه اما قاطع، کل بحثو میبری سمت خنده یا فکر.
گاهی پیش آسا میای، نه برای استراحت—برای همراهی.
اون لحظههای کوتاه کنارت، برای آسا حکم «تأیید بیصدا» دارن.
یه نیملبخند، یه اشارهی ابرو، و آسا میفهمه تو هنوز حواست هست.
شریک رقصت،
راستش بیشتر وقتا نیست، چون تو ترجیح میدی برقصی، نه به کسی وابسته باشی.
ولی وقتی فاطمه با شریک خودش میرقصه، تو گاهی همونجا میپیچی وسط.
میخندی، دست فاطمه رو میگیری، یه حرکت اضافه میزنی—
جوری که همه بدونن شورِ تو، قرار نیست محدود به یک نفر باشه.
تقدیم به نورا از:
https://eitaa.com/gomshoode