eitaa logo
ناکجا آباد
114 دنبال‌کننده
2.3هزار عکس
295 ویدیو
25 فایل
اینجا ناکجا آباد عه . جایی که نورا و فاطمه زندگی میکنن و چرت و پرت هاشون رو میفرستن . https://daigo.ir/secret/31162654549 ناشناسمون؛ بیاید خوشحال میشم
مشاهده در ایتا
دانلود
اینم گیلاس‌ه قدرت :گل در حالی که خیلی خیلی مهربونه و دوست داره با همه دوست بشه ولی زیاد بقیه از گیلاس خوششون نمیاد. (وقتی از بقیه پرسیدم چرا انقدر از گیلاس بدتون میاد گفتن چون خیلی چندشه😞💔) من خودم خیلی گیلاس رو دوست دارم نارنگی و هندونه و لواشک حالشون از گیلاس بهم میخوره گیلاس به همه گل میده و لپاش قرمزه و همیشه وقتی کیوی ناراحت بوده باهاشون همدردی میکرده .<کلا گیلاس خیلی جوجو عه>
این هندونه هس قدرتش مشت و لگد خب خودم خیلی باهاش مشکل دارم چون خیلی از خود راضیه و خودخواهه و لحن صحبتش خیلی تنده عاشق وزنه زدنه کل روز در حال ورزشه همیشه تمرین میکنه پوکر فیس اصلا هیچ حسی نداره انگار از سنگ ساخته شدهه دیونه‌ام میکنه اصلا باهاش کنار نمیام
اینم لوشکه قدرت: ناشناخته لواشک مرموز ترین شخصیته همین که اسمش رو میدونم خیلیه شاید سالی یه بار دیدمش عاشق چیپسه و یه دوست خیلی صمیمی داره که فقط اون خوشحال میکنه(البته میکرد تا وقتی که خودش دوستشو کشت) هیچکی نمیدونه چرا کشتش؛ یا قضیه‌اش چیه اصلا خیلی اطلاعات محدودی ازش دارم و از اون موقع همه به عنوان قاتل ازش یاد میکنن و دیگه کلا نیست اطلاعات زیادی در موردش ندارم شاید همینم غلط باشه(یه لکه سیاه هم بالا سرش داره) البته قبلا این لکه رو نداشت... قبلا خیلی مهروبون بود و اصلا یه جوجوی خوشکل و باحال بود...
اینم یه عکس قدیمی از لواشک یه روز دیونه شد اصلا نمی دونم چش بود خیلی سعی کردم آرومش کنم ولی خب اون واقعا حالش بد بود...پس گذاشتم تنها باشه چند روز بعد یه لکه سیاه روی صورتش درست شد اولش کوچیک بود و اهمیت چندانی ندادم اما کم کم بزرگ شد و لکه سیاه تر شد و خب زد رفیق جون جونیشو کشت.(اسم دوستش انبه بود) دیگه تحملشو نداشتم و منم روانی شده بودم و میخواستم لواشک رو بکشم(خداروشکر گیلاس نزاشت واگر نه لوشک زنده نبود) همه حالمون بد بود، بهترین دوستمون انبه، توسط لواشک کشته شده بود... و هیچ وقت نفهمیدیم چرا لواشک این کارو کرد یه مدت خودمو تو اتاق زندانی کردم چون حس میکردم متقصر من بودم(هنوز هم فکر میکنم) و خب دقیقا نمیدونم چی شد ولی بچه ها میگن لواشک وسایلش روجمع کرد و رفت... دیگه ندیدمش به جز یکی دو دفعه وخیلی اتفاقی
ایشون انبه هستن😞 یکی از فلافی های خیلی باحال بود همه باهاش حال میکردیم. همیشه جوک میگفت و عادت داشت به همه تیکه بندازه خیلی همدرد خوبی بود هر وقت ناراحت میشدم میرفتم پیشش انبه رفیق صمیمی لواشک بود و خیلی به لواشک اهمیت میداد همیشه بهش سر میزد، کادو میداد،و...اصلا خیلی خوب بود باهاش . هیچکی باور نمیکنه لواشک همچین کاری کرده باشه خیلی دلم برای انبه تنگ شده دوست دارم بشنینم و بستنی بخوریم مثل قبلنا انبه خیلی بستنی دوست داشت... مجبورم به خاطر قولی که به انبه دادم با لواشک کار نداشته باشم
اسم:؟ اصلا نمیدونم کیهه این جدیدا خیلی شر درست میکنه و خب اصلا نمیدونم کیه هر چند وقت یه بار پیداش میشه میخواد ما رو بکشه یه روانیه و چیز جالب اینه که هر وقت این میاد، لواشک غیبش میزنه کلی دنبالش گشتم پیداش نمیکنم خودم حدس میزنم که روی دوم لواشک باشه ولی به کسی نگفتم چون مطمئن نیستم
درباره ترک روی صورت انجیر میخوام بگم بعد از کشته شدن انبه، حدودا یه هفته بعدش انجیر جلوی چشمای خودم تو یه مبارزه پرت شد خیلی دنبالش گشتم پیداش نکردم و فکر میکردم مُرده خیلی زار زدم(هنوز هم یادم میاد خنده‌ام میگره) واقعا فکر میکرم از دستش دادم به سرم زد دوباره برم اون جایی که پرت شده بود و دیدم انجیر گرفته خوابیده😑 خیلی زخمی شده بود برش داشتم و مراقب کردم ازش بعد چند ساعت حالش خوب شد اما یه زخمش خوب نمیشد و جاش مونده...
خب بعضی شخصیت ها هستن نقش چندانی ندارن و فرعین(خیلیرهم زیاد هستن) مثل گیلیچ فعلا مهم نیست و چیز خاصی نداره فقط یکم بدنش عجیبه
اسم: نورا/نوریا/نوری/نور نوری/هدی اینا اسم‌های منن هرکی یه جور صدام میکنه اهم؛ داشتم میگفتم این منم نورا نمی دونم چی بگم راجب خودم(T_T) باهام آشنا میشوید...