انگشتم را در هستی فرو می برم- بوی پوچی می دهد. من کجا هستم؟ این چیزی که آن را جهان می خوانند چیست؟ چه کسی مرا به این دام انداخته و اکنون مرا وانهاده است؟ من کی هستم؟ چگونه به جهان آمده ام؟ چرا با من مشورت نشد؟
دلیل اینکه دوست داریم در دامان طبیعت باشیم ،این است که طبیعت هیچ نظری در مورد ما ندارد..
وقتی اکثریت سلولهای بدن انسان، آرزوی مرگ یک سلول رو دارن ولی اون سلول هنوز زنده است، ما بهش میگیم سرطان.
آنگاهان که تن آدمی جای مناسبی برای زیستن نباشد ،ترجیح میدهد در افکار خویش زندگی کند.
خوشا به آری گویان به تن
خوشا به آری گویان به زندگی