اشتباهِ خوب"
_
برایم آشِنا نبود ؛
این چشمها برای کیست؟
این چهرهٔ روشن برای کدام غریبهست؟
صدایی در گلویم نواخته نمیشد ..
که لبی کشیده شد و لبخندی برایم زد؛
دست جلو آوَرد و نوازشی گرم را بر تنِ پوستِ سردِ صورتام کرد .
گفتم:
[ کجایی تو ؟
که ام من ؟
جغرافیای ما کجاست ؟.. [شاملو] ]
گفت: من ، توام!
و ما در حیاطِپشتیِ خیالاتت هستیم .
صبر کن و منتظر بمان ،
با او روبهرو میشوی
و او آنقدر عشق به خوردَت میدهد
که تو، من خواهی شد ..
فقط در انتظارِ ما بمان و این جسم را
به طلوعِ لبخندی واقعی امیدوار کن!
- Abr .
"𝒖 𝒌𝒏𝒐𝒘 𝒎𝒆"
"𝑮𝒐𝒐𝒅 𝒎𝒊𝒔𝒕𝒂𝒌𝒆"
اون لحظه ها که میخوای مثلا زود سین نزنی فکر نکنه خبریه
اون لحظات از همیشه دیرتر میگذره😂
[ در سال 1348 شمسى ، در يكى از روزهاى تابستان ، زن دايى من نشسته و مشغول پاك كردن سبزى بود. و ما هم بچه ها را در سرداب جمع كرده بوديم و بازى مى كرديم . بچه كوچكى حدودا 2-3 ساله هم بود كه كنار حوض با آب بازى مى كرد. او يكدفعه ، بدون اطلاع ما، به حوض مى افتد. قريب نيم ساعت از افتادن او به حوض گذشته بود كه من از سرداب بالا آمدم و ديدم او روى آب ، به حالت مرده افتاده است . طفل را از حوض بيرون آورده ، كنار حوض در باغچه گذاشتم و صدا زدم : زن دايى ، بيا، سعيد مرده است!
او آمد و فرياد زد: يا ابوالفضل العباس ، يا ابوالفضل العباس(ع) ، من اين بچه را از شما مى خواهم !
و اين در حالى بود كه هيچ اميدى به حيات كودك نبود و بايد گفت كاملا مرده بود. در همين حال پدرش هم آمد و در حاليكه رو به قبله ايستاده بود، صدا مى زد: يا امام زمان.. من اين فرزند را از شما مى خواهم ! ناگهان بچه مرده در بغل مادر شروع كرد به گريه كردن ، و به عنايت حضرت ابوالفضل العباس(ع) و حضرت حجه بن الحسن العسكرى عليه السلام حيات مجدد يافت .
در حال حاضر، سعيد زنده است و پس از طى تحصيلات ، مهندس هم شده است . به شكرانه بازگشت حيات سعيد، بعد از ظهر آن روز مجلس روضه اى برگزار كردند كه آقا سيد حبيب ميانجى آمد و توسل به اهل بيت عصمت و طهارت(ع) جست .. ]
- حجه الاسلام و المسلمين آقاى حاج شيخ احمد احمدى .
"𝒖 𝒌𝒏𝒐𝒘 𝒎𝒆"
"𝑮𝒐𝒐𝒅 𝒎𝒊𝒔𝒕𝒂𝒌𝒆"