از عشق بنویسم؟
از دلتنگی؟
از دست هایی که از دست هایت دور است و از باران های اردیبهشت که بویِ خاطرات میدهند؟
چطور از اینها بنویسم وقتی در قیاسِ عاشقی کردنهای " این مرد " ، عاشقانه هایم چقدر بچگانه برایم جلوه میکند ؟..
دوستداشتنهایم سادهلوحانه و کوتاه مینماید و بیشتر از قبل میفهمم که
[ عشق
مقدستر ، بالاتر ، عمیقتر و حقیقیتر از داستانِ قلبهای ماست .. ]
عاشقانهٔ معشوقانهٔ واقعی را که پیدا کنی ، عشقهای سطحیِ ما که هیچ ،
خودت صاحبِ عشق خواهی شد !
عشقِ والا میخواهد که بیچشمداشت ، روزهایت را برای عشق، خدمت کنی ..
پدرانگیهایت را برای عشق، به مردم هدیه کنی ..
دستهایت را برای عشق، به غبارِ کارخانهها بکشی ..
عشق میخواهد که عشقات را به معشوق ، با کمالِ سکوتِ اخلاص، اهدا کنی :)
- Abr .
"𝒖 𝒌𝒏𝒐𝒘 𝒎𝒆"
"𝑮𝒐𝒐𝒅 𝒎𝒊𝒔𝒕𝒂𝒌𝒆"