اشتباهِ خوب"
"زیستِ اجتماعیِ گونهٔ ما اتفاقِ مثبتی بود اما، وجدانِ نگرانِ ما که مبادا کسی را در غمِ خود شریک کنیم، بیآنکه غمهایش را بدانیم و درک کرده باشیم، و نکند کسی را بدونِ خواستِ خودَش، به آغوشِ زخمهایمان بکشیم، مارا دورتر میکرد از هر اجتماعِ نزدیکی بهنامِ صمیمیتِ دوست ؛
دوست را تنها در میان دستهایمان نوازش میکردیم، درست مانندِ او که چون پتوی گرمی بود که شبها با نوازشِ او اشکِ آرام ریختیم و لغایت، با لبخند خوابیدیم .
حال، کارِ ما عادتیست اشتباه اما، تو با ما به از این باش و مارا، شریکِ خالصِ دقایقت بدان، اگر که دوستیم! "
- Abr .
"𝑮𝒐𝒐𝒅 𝒎𝒊𝒔𝒕𝒂𝒌𝒆"
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
[ این برایِ تو فرستاده شده، شاید حرفی باشه که امروز، باید میشنیدیش؛ ]
اشتباهِ خوب"
POV: گمونم دوباره پوش شدم تو سایدی که بزور خودمو ازش نجات داده بودم.
POV:
میری بالا، میری بالا، میری بالا و یهویی بخاطر یه احساسِ بیخود باااا مخ میری تو زمین
بعد سالها ، یه کشوی خیلی قدیمی که کسی باهاش کاری نداشت رو اومدم خالی کنم برای یهوسایلی.
لابهلای کتابای مختلفش، یسری برگه و کاغذ و دفتر قدیمی
و کتابای دبیرستانمو پیدا کردم
و..
خب من همیشه عادت داشتم [هنوزم دارم اما کمتر] ، که حرفامو هرجا گیرم اومد بنویسم
رندوم ترین صفحه از کتاب درسی
پایین ترین قسمت دفترت با کوچیک ترین سایزی که میتونی بنویسی و..
و همیشه
این ایده رو داشتم که، من فقط خودمو دارم
و، دارم حداقل با خودِ آیندم حرف میزنم
یجورایی نامهای برای منِ آینده