eitaa logo
اشتباهِ خوب"
361 دنبال‌کننده
1هزار عکس
70 ویدیو
6 فایل
" در درونِ هر یک از ما کهکشانی ست به وسعتِ تمامِ آسمان..! و تنها ستاره ی آن یکی ست که رشد به سویَش و مقصد ، آغوشِ اوست.. =))🌌 ناشناس بهم بگو: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1n7myrf&btn=Tell.me.unknown
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اشتباهِ خوب"
POV: لطفا اینو به لیست بلندبالای حماقتام اضافه کنید: پوشیدنِ کفش های احمقانه وقتی با اون میرم بیرون.
POV: ازینکه مدام توی موقعیتایی قرارم میدن که فکر کردن بهشون، تصمیم گرفتن درموردشون، و جوابگو بودن راجبشون جزو مسئولیت‌ها و حتی شاید اقتضای جایگاه و سنم نیست متنفرم.
دغدغه‌مند بودنِ چیزایی که نباید فعلا دغدغه‌م باشه همیشه ذره‌ذره از درون آبم کرده.
هدایت شده از  اشتباهِ خوب"
[ اگه هنوز کسی بهت شب بخیر نگفته، شبت بخیر* ]
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
[ کاش گاهی در روابط انسان‌ها وارد نشیم. گاهی کسی ، برای حرف نزدن با یکی دیگه ، دلیلی داره که شاید موجه‌ترین دلیل دنیاست و ما نمی‌دونیم. گاهی به زور دوست کردن و آشتی دادنِ افراد ، میلِ قلبی و صلاحِ زندگی‌شون نیست و مایی که از خارج دایرهٔ ماجرا داریم نگاهشون میکنیم، صرفاً اون حسِ انسان دوستانه‌مون گل می‌کنه و فکر میکنیم باید قهرمان زندگیِ اونها باشیم، و به عواقب و تصمیمات دیگران توجهی نداریم و حتی، احترامی هم به اونها نذاشتیم. گاهی بعضی از کار‌های داوطلبانه، لطف به دیگری نیست، ظلمه. ]
. . . .
اشتباهِ خوب"
_
" سرم رو تکیه داده بودم به پشتیِ صندلی و نگاهم خیره به قسمت کوچیکی از شیشه ی بالاییِ اتوبوس بود که از پوشیده شدن با پرده قسر در رفته بود. دستای خورشید ازون پشت سعی می‌کرد پرده رو کنار بکشه و احتمالا بعدش، صورت منو توی دستاش به آغوش بکشه و شاید بعدش نوازش گرمی روی گونم بکشه و منم غر بزنم: "باز این خورشیدِ لعنتی یه گوشه گیرم انداخت." با نفسی که بیرون دادم لبخند زدم، نذاشتم تقلا کنه، پرده رو خودم کنار زدم و تمامِ وجودم روشن از نورش شد. چشمام برای لحظه‌ای بسته شد و اجازه دادم منو دست بگیره. و انگار که خیالش راحت شده باشه آروم آروم دور زد و رفت و حالا ، آبیِ آسمون از قابِ شیشه پیداست. آبیِ تمیزِ صبح.. توی گوشم زمزمهٔ [ Salvatore ] بود ، آهنگی که جز نوای قشنگ Ah A A A هیچ چیز دیگه‌ای نداشت‌. –توقعی از لانا دل ری نمی‌رفت، جز صدای زیبا– آبی منو خیره نگه داشته بود و صدای موسیقی رو انگار تازه یادم انداخته بود.. تکیه از صندلی برداشتم، پرده رو تا نهایت کنار زدم و فقط به آسمون و ابرها نگاه کردم. محو بودن در افقی دریایی و آفتاب هم دوباره برگشت. و حالا هر ۳ بودیم؛ او عاشقِ من، من عاشقِ دیگری. " - Abr . "𝑮𝒐𝒐𝒅 𝒎𝒊𝒔𝒕𝒂𝒌𝒆"
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا