اشتباهِ خوب"
—
"بر این باورم که معانیِ زیادی در کوچه پس کوچههای شهر و رسم و زندگی و فرهنگ تغییر کرده است. آدمیان گویی زمانه را فراموش کرده باشند، و رویا هایشان، انگار که همگی، آنها را از تنها شعبهٔ رویا فروشیِ شهر خریده باشند ، مانند هم، و یکی و همسان شده است.
واژگان تلخ شدهاند و روزهای خاکستری نیز با تلخیِ طعم گفتار و نگاههایشان سیاه مینماید؛ سیاهتر از سیاهی که در حقیقت هست.
معنی زندگی برای آنها چون معنیِ اردکی شده است برای جوجههایش؛ محدود به لانه، محدود به دانه، محدود به ماده و مختومِ موقت به خواب و فردا روز از نو برای ایرادِ به حد و حدود؛ زندگی برایش رسیده است به مقایسه با گنجشکی که با پر زدن سریعتر به لانه میرسد.
و اینگونه تمامِ روزهایش را به حسرتِ پرواز است. حسرتی که دیدنِ چمنهای سبز زیر پایش را از او سلب میکند. خود را مشغول نداریهایش کرده است، و داشتههایش حالا برای او پوچتر از هیچ است.
داشتههایی که او نمیداند اما حتما و قطعا، برای ماهیها ، آرزو و آمال است..
چه شد که از دورهمیهای بی چشمداشت و گرم نه با تنوعِ میوه و خوراک رنگارنگ، که با سفرهٔ کوچکِ گرمای محبت و عشقِ به یکدیگر، از چشمهایمان افتاد و دستهایمان به دریدنِ همدیگر برای گله و شکایت و طلب تنهایی و [ پرواز ] بلند شد ؟
زندگیهای آرامِ قبل نه با وفور نعمت ، که با وفورِ تلاش و قناعت و شُکر و عشق بنا بود، وگرنه که دنیا دنیای پیشرفت و راحت شدن است و سال به سال بهانههای سردِ امروزیمان برای نابیناییِ حقیقتِ زیستن و ایمان بیشتر میشود. "
- Abr .
هدایت شده از - تقدیمیِ کالیگو -
حتی اگه صدتا دفترچه دیگهای هم مثل این رو با هزاران دلیل و منطقِ بیمنطق به توجیه رفتارهای احمقانه خودم و اونا پر کنم،
بازهم درنهایت زندگی همون زندگیه و روالش همون روال
پس میرم بخوابم
For: اشتباه خوب
اشتباهِ خوب"
حتی اگه صدتا دفترچه دیگهای هم مثل این رو با هزاران دلیل و منطقِ بیمنطق به توجیه رفتارهای احمقانه خ
((فقط من این وسط تغییر میکنم))
و قطعا میرم بخوابم
اشتباهِ خوب"
POV: یعنی هررر اتفاقی تو این مملکت افتاد من اون وسط امتحان داشتم. 😭😀
POV:
مهم نیست چقدر تلاش کنم
برای اون من همیشه کمم.
خبببب
[ اسمتُ به من میگی
منم یه بیت شعر بهت میدم* ]
https://abzarek.ir/service-p/msg/2512701