هدایت شده از نور میآید.
خدایا این حس وطنپرستی چی بود تو به ما دادی؟! کاش حداقل چپ بودم نمیفهمیدم.
هدایت شده از اشتباهِ خوب"
[ در دلِ من چیزی است
مثلِ یک بیشهٔ نور،
مثلِ خوابِ دمِ صبح؛
و چنان بی تابم که دلم میخواهد
بدوَم تا ته دشت،
بروَم تا سر کوه!
دورها آوایی است که مرا میخواند.. ]
- سهرابِ سپهری -
همهچیز منتظرِ اینه که تو بهش معنا بدی. صبحت، حالت، روزت، کارات، مغزت، حرفات و برو تا هرچیز ریز و درشت دیگه.
اشتباهِ خوب"
POV: آبجیم که ۱۵ ۱۶ سال باهام فاصله داره و کوچولوعه انقدر منطقیه که من و اون نشستیم باهم حرف میزنیم
POV:
کاش یه پتو بودم و همیشه یکی که خیلی عاشقمه رو بغل میکردم و میخوابیدم و عشق میکردم از خواااااب و خوابیدن.
[ یادشون رفته اونی که گفت «اگر دین ندارید لااقل آزاده و انسان باشید» امام حسین بود نه یزید و لشکر هزاران نفریِ وحشیش. ]