اشتباهِ خوب"
—
[کنار انگشت شستم رو مدام روی لبهٔ گارد موبایل میکشیدم. فکر میکردم که «حرفهای زیادی داشتی، پس کجا رفتن؟». صدای ماشینای پشتٌ پنجره که هر ساعتی از شب رو توی این خیابون میگذرونن، طعم عجیبی به شبهای تاریکِ اتاقم میده. امشب، از همون شباییه که بوی شب میدن، بوی سکوت، بوی «برات یه فنجون چای ریختم، بشین و مدام فکر کن و فکر و فکر» . اینهمه جمله نوشته شد فقط برای اینکه برسم به این تیکه، ازم حرف بکشید، حرفای عمیق. خودم توی سایهٔ مشغلات گیر افتادهام.]
- Abr.
📮 چی میشه که آدمیزاد سکوت میکنه؟
—
سکوت میکنه وقتی میفهمه کلمات، جواب نمیدن؛ کافی نیستن، یا شنیده نمیشن، یا وقتش نیست، یا دیگه فایدهای نداره.
و بنظرم، صبر لباسِ سکوته.
همهجای دنیا آزادی که پیشنهاد بدی و سوال بپرسی که آیا مقدوره یا نه
حالا این وسط یسری آدم خاله حاجخانومی هستن که بیان حرف تورو کثیف کنن که آی آره من بچم رو گازه فلان
و متاسفانه اینجور افراد + اونجور افرادی که کلا میان توصیه نامه مینویسن اینوسط بی توجه به حق، باعث میشن صدای درست شما شنیده نشه و صورت مسئله از بین بره.
خداروشکر این توبمیری ((مذاکرات)) مثل توبمیریای قبلی ((مذاکرات)) نبود.
اینبار دیگه تصمیمی برای خط زدن کارتهایی که سالهاست واسش زحمت کشیدیم و حق مسلم ماست نداشتیم.
چشمها بهم میافتند و بعد، طولی نخواهد کشید که میبینید به صرف یک فنجان اشک، سر میز روبهروی هم نشستهاید.