اشتباهِ خوب"
POV: فروردینِ سالِ اسب، داره مثل اسب به سمت اردیبهشت میتازه.
POV:
من آدمِ میشه گفت شلوغیام که همیشه در دسترس و آنلاین نیستم، تو همهٔ بیرون رفتنای صرفاً دونفره و بی هدف نمیتونم شرکت کنم، پیویهامو دراکثر مواقع زود سین نمیکنم، تایم فعالیت و بودنم بیشتر بتمنانهست، اهل چاپلوسی و تملق نیستم، نمیتونم خودمو تو دل کسی جا کنم و جلبتوجه کنم، خیلی به چشم نمیام، وفاداری و محبت زیادی به افراد نشون میدم اما خیلی فهمیده نمیشه، درونگرایی صادقانهم زیرسایهٔ برونگرایی پرسروصدای گاهی فیک دیگران خفه میشه، پرحرف نیستم، موودیام، معمولاً ایده و حرفام دزدیده میشه و به محبوبیت دزدا اضافه میکنه و من بیاهمیت و مسکوت میمونم و خیلی چیزای دیگه.
هدایت شده از Margaret فور ندید
مریدند مداد رنگیاتو بردار نقاشی بکش شاید حالت خوب شد.
اشتباهِ خوب"
مریدند مداد رنگیاتو بردار نقاشی بکش شاید حالت خوب شد.
امروز یکاریش میکنم.
«ناراحتم میکنی. با کوچیکترین حرفات بقدری روم تأثیر میذاری که دیگه متوجه اطرافم نمیشم، فقط و فقط میفهمم عصبی و ناراحتم و تمرکزی برای کارام ندارم. با اینهمه قدرتِ اثری که داری، کاش فقط یکم مثبت عمل میکردی؛ شاید الان آدمِ دیگهای بودم.»
هدایت شده از 𝖡𝗅𝖺𝖼𝗄 𝗐𝗈𝗋𝗅𝖽
657.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نه بابا من که اهمیت نمیدم
همچنان من:
«اگر دست من بود، زمان رو همینجا نگه میداشتم؛ فقط برای چندساعت، یا شاید چندروز، چون نمیشه که زندگی رو کلا بیخیال شد و توی زمان غرق شد. اما برای یکم؟ چرا میشه. ۴۰۴ پر از اتفاقات ریز و درشتِ پشتِ سرهمی بود که انگار هنوز سر دلم مونده باشه احساساتش و هضم نکرده باشمشون. زمان نیاز دارم تا چندروزِ تمام، فقط به عقب نگاه کنم، هرکاری که لازمه رو بکنم از حرف زدن و گریه و ناراحتی تا خنده و خوشحالی و شادی، تا فقط بعد ازون دیگه بتونم توی حال نفس بکشم، با ذهنی که دیگه درگیر و مشغولِ چیزای از دست رفته نیست.»
اشتباهِ خوب"
«اگر دست من بود، زمان رو همینجا نگه میداشتم؛ فقط برای چندساعت، یا شاید چندروز، چون نمیشه که زندگی
نه نظرم عوض شد
میشه زمانو نگه دارم بعد بخوابم؟