اشتباهِ خوب"
—
[چند روز شده ؟ نمیدانم. اما هرروز که بیدار میشوم یادم میآید که امروز هم نباید منتظر خواندن پیامهای دیشبِ تو باشم، و در ادامه هم نباید منتظر خبری از تو بمانم، چون نیستی.
پس چندلحظهای دراز میکشم، دلِ تنگم را در آغوش میکشم و میگویم «کاش با تو خداحافظی میکردم.» کمی در خاطرم، حرفهای نگفته و کارهای نکرده را از نظر میگذرانم و بعد میبینم، فقط دارم صبر باقیمانده در دلم را اسراف میکنم. «کاش آن عکس را نشانش داده بودم.» / «کاش جای دلدل کردن، آن مسئله را میپرسیدم.» / «وای، حالا یادم آمد چی میخواستم بگم!»
هیچکدام نمیدانیم دقیقاً کدام یک از کلماتِ ما، آخرین واژههاییست که روی این دیوارِ زمان، حک میکنیم. کدام حرفها آخرین حرفهاییست که باهم میزنیم و آخرین صداییست که از همدیگر میشنویم. کدام رفتار، دقیقاً آخرین کاریست که از دستمان بر میآمد. کاش میدانستم آنشب، وقتِ بازیِ قهر کردن نبود، و باید بیشتر حرف میزدیم. ]
- Abr .
اشتباهِ خوب"
آسمانِ آبیِ آلودهرنگ چندروزیست مدام ابریست ؛ اما بارانِ مغرور، هنوز به فکرِ باریدن یا نباریدن اس
معلوم شد بارون هم دلش هیجان میخواسته تا ببارهها.
شایدم شایعات درمورد رادارا واقعیت دار—
اشتباهِ خوب"
اشتباهِ خوب عزیز✨
اردک تنها به روی آبه، پراشو بسته داره میخوابه.
اون بالا بالا لکلکی پیداست، لکلکه مثل اردکه تنهاست ..