مؤذنا به امید که می زنی فریاد؟!
تو هم بخواب که ما خویش را به خواب زدیم
#فاضل_نظری
پن: مری اسمیت حوالی سالهای ۱۹۲۰ در لندن با شلیک نخود به پنجرهها جهت بیدار کردن مردم برای رفتن به سر کار 😐
من که میگویم در این بازار از هر سو زیان
هرچه را بفروشی و ساغر بگیری بهتر است...
#فاضل_نظری
هر دو کلافهایم
ولی منحصربفرد!
من چله بستم آیهٔ أمنیجیب را
او بیخیال میگذرد ظاهراً، ولی
بیش از همیشه پک زده نعنادوسیب را 😐
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میگه:
رود روزی از خودش پرسید هجرت تا کجا؟
بعد شد مرداب و از بیهودهپیمایی گریخت
😐😁
چه دشوار است حالِ رود از دریا جدا مانده
از آن بدتر، پرستویی که از پرواز جا مانده
چگونه شرح باید داد حال خستهجانی را
که حتی در علاج درد جانکاهش خدا مانده
شبیهام من به گرگی که ندیده ردی از یوسف
ولی در بند تهمتهای تلخِ ناروا مانده
خرابم مثل دولتمرد ناکامی که از پستش
جدا در آخرین ساعات عصر کودتا مانده
کسی حال درختی را که برگش ریخت میفهمد؟
و یا برگی که در چنگال توفان بلا مانده؟
پریشانم شبیه کودکی که خواهری شیطان
گرفته سوتَکش را، بر دهانش ناسزا مانده
تو از من دل بریدی و نفهمیدی که خود روزی
پریشان میشوی با بغضهای بیصدا مانده
...
#محسن_مرادی