Kashani-14021223-03Ramezan-54-Hkashani_Com.mp3
40.42M
🎙 #حامد_کاشانی
📋 سیر تکوّن عقاید شیعه؛ جلسه سوم از سری سوم (در مجموع جلسه پنجاه و چهارم)
📆 چهارشنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۲؛ مصادف با شب سوم ماه مبارک رمضان
▪️ مجموعه فرهنگی شهدای انقلاب اسلامی
🔸 بضعة الرسول سلام الله عليها
🔸 در این جلسه مباحث زیر مطرح شده است:
▫️ اختلاف در هیئت ها
▫️ دشمنِ قسم خورده ی محبّانِ اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین
▫️ اگر دستمان به اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین نمی رسد
▫️ تولّیِ عمیقِ «یونس بن عبدالرحمن» سلام الله علیه
▫️ زیارتِ مزارِ صلحای شیعه
▫️ ارزش خدمت به موالیِ اهل بیت سلام الله علیهم أجمعین
▫️ چرا بحث وصایت مهم است؟
▫️ وقتی تولّی و تبرّی تراز نباشد
▫️ مخالفت با وصایتِ امیرالمؤمنین صلوات الله علیه، از چه زمانی شروع شد؟
▫️ وقتی نگاهِ عمّار را هم ندید می گیرند!
▫️ شرطِ بقای بنی امیّه!
▫️ وصیّتِ جناب ابوذر سلام الله علیه
▫️ روضه و توسّل به حضرت رقیّه سلام الله علیها
.
Kashani-14021224-04Ramezan-55-Hkashani_Com.mp3
38.81M
🎙 #حامد_کاشانی
📋 سیر تکوّن عقاید شیعه؛ جلسه چهارم از سری سوم (در مجموع جلسه پنجاه و پنجم)
📆 پنجشنبه ۲۴ اسفند ۱۴۰۲؛ مصادف با شب چهارم ماه مبارک رمضان
▪️ مجموعه فرهنگی شهدای انقلاب اسلامی
🔸 بضعة الرسول سلام الله عليها
🔸 در این جلسه مباحث زیر مطرح شده است:
▫️ تلاشِ امدادی برای نقلِ فضائلِ امیرالمؤمنین صلوات الله علیه
▫️ دعای پشت سر مؤمن
▫️ دعای «عبدالله بن جُندَب» پشت سر برادران دینی خود
▫️ مسئله ی وصایت امیرالمؤمنین صلوات الله علیه سند نمی خواهد
▫️ اهمیّتِ شعر در تاریخ
▫️ موضوع وصایت در شرح نهج البلاغه ی ابن ابی الحدید
▫️ اهمیّتِ موضوع وصایتِ امیرالمؤمنین صلوات الله علیه در روشن شدن حق
▫️ روضه و توسّل به امام حسین علیه السلام
1402122501 (2).mp3
36.71M
#ساعتی_بندگی
سخنرانی
مناجات شبهای ماه مبارک رمضان
شب چهارم
پنجشنبه۲۴اسفند۱۴۰۲ | ۳ رمضان ۱۴۴۵
سخنران : شیخ مهدی حسن آبادی
.
#مناجات
#امام_حسین(علیهالسلام)
#ماه_رمضان
#غزل
ای که از سوز تو پیداست تمنای حسین
«روزه یعنی عطش و روضۀ لبهای حسین»
روزه یعنی که به تکبیرة الاحرام سحر
قصد قربت کنی از مسجد الاقصای حسین...
روزه چون «حر» به کنار آمدن از راه خطاست
چشم پوشیدنِ از غیر و تماشای حسین...
این «حبیب» است که یک روزه به دست آوردهست
سندِ دیدن محبوب به امضای حسین
روزه یعنی که بخواهی به دعای شب قدر
شوق پیوستنِ یک قطره به دریای حسین
روزه یعنی که به صحرای بلا، جام به دست
آب بردن به سوی خیمۀ گلهای حسین
روزه یعنی که توقف به لب شط فرات
اقتدا کردنِ سی روز به سقای حسین
وقت افطار شد ای سوخته در آتش دل
«روزه یعنی عطش و روضۀ لبهای حسین»
#محمدجواد_غفورزاده✍
.
حجت الاسلام رفیعی 16-12-402.mp3
15.15M
💠 حجت الاسلام و المسلمین #دکتر_رفیعی
▫️موضوع: 4 راهکار برای عاقبتبهخیر شدن انسان در آیات و روایات
⏱16 اسفند 1402
نمک نشناسی.mp3
1.06M
🎵 #گریز_مناجاتی : مهمانان ناباب همسایه مرحوم مجلسی (ره)
رئیس راهزنها گفت: ما اگر نمک کسی را بخوریم نمکدان نمیشکنیم!
مرحوم مجلسی گفتند: دروغ میگویی...
.
#سادات
🔆از امام باقر(علیه السلام) بشنويد
زراره از عبدالملك نقل كرد كه بين حضرت باقر عليه السلام و بعضى از فرزندان امام حسن عليه السلام اختلافى پيدا شد من خدمت حضرت باقر رفتم . خواستم در اين ميان سخنى بگويم تا شايد اصلاح شود. حضرت فرمود تو چيزى در بين ما مگو زيرا مثل ما با پسر عموهايمان مانند همان مرديست كه در بنى اسرائيل زندگى ميكرد و او را دو دختر بود يكى از آندو را بمردى كشاورز و ديگرى را بشخصى كوزه گر شوهر داده بود.
روزى براى ديدن آنها حركت كرد. اول پيش آن دخترى كه زن كشاورز بود رفت و از او احوال پرسيد دختر گفت پدر جان شوهرم كشت و زراعت فراوانى كرده اگر باران بيايد حال ما از تمام بنى اسرائيل بهتر است .
از منزل آن دختر بخانه ديگرى رفت و از او نيز احوال پرسيد گفت پدر، شوهرم كوزه زيادى ساخته اگر خداوند مدتى باران نفرستد تا كوزه هاى او خشك شود حال ما از همه نيكوتر است . آنمرد از خانه دختر خود خارج شد در حاليكه ميگفت خدايا تو خودت هر چه صلاح ميدانى بكن در اين ميان مرا نميرسد كه بنفع يكى درخواستى بكنم ؛ هر چه صلاح آنها است انجام ده .
حضرت باقر عليه السلام فرمود شما نيز نميتوانيد بين ما سخنى بگوئيد مبادا در اين ميان بى احترامى به يكى از ما شود، وظيفه شما احترام نسبت به همه ماها است بواسطه پيغمبر(صل الله علیه وآله و سلم ).
📚روضه كافى چاپ آخوندى ، ص 85
.
.
🌸🍃🌸🍃
#قصه_صد_و_چهل_و_یکم
💢صبر لقمان
روزی لقمان از سفری طولانی بازمی گشت. غلامش را در میانه راه دید، از او پرسید، پدرم در
چه حالیست؟ غلام پاسخ داد، او مرده است. لقمان گفت؛ اینک باید خودم امور زندگی را
سامان بخشم. آنگاه پرسید؛ همسرم در چه حالی است؟ غلام گفت؛ او نیز از دنیا رفته است.
لقمان گفت؛ باید همسری دیگر انتخاب کنم. لقمان باز پرسید؛ خواهرم چه؟ غلام گفت؛ او نیز
به رحمت ایزدی پیوسته است. لقمان گفت؛ پرده حیای من در دامن خاک پنهان شد. از برادرش
پرسید، که باز هم همان جواب را شنید. لقمان گفت؛
پشتوانه ام را از دست دادم. لقمان بسیار صبور بود و در مرگ عزیزانش هرگز ناشکیبایی نکرد و
همواره شکر خدا را به جای می آورد.
💢حکمت های لقمان
شخصی به لقمان رسید و گفت؛ تو چقدر زشت رویی! لقمان گفت؛ (تو بر من عیب نمی گیری
بر آن کس که من را آفریده است عیب جویی می کنی!). ایشان چون هم زبانی نداشت درها را
به روی خود می بست و در آنجا با پسر خود خلوت می کرد و پند و اندرزها را به او می گفت.
لقمان فرزند پسری داشت به نام (ناتان)که حکمت ها و پندهای فراوانی از لقمان به او
رسید.
💢از جمله حکمت های لقمان
1 - فرزندم، از روزی که متولد می شوی، پشت به دنیا و رو به آخرت داشته باش. خانه ای که تو خود به سوی آن حرکت می کنی بسیار نزدیک تر است از خانه ای که از آن دور می شوی.
2 - پا به پای دانشمندان در مجالس بنشین و هرگز با آنها جدال نکن، از دنیا آنقدر بهره بجوی
که محتاج کسی نباشی. تا آن حد به روزه داری مشغول باش که شهواتت به کنترل تو درآید.
3 - دنیا دریایی عمیق است. پس فرزندم کشتی خود را از ایمان بنا ساز و بادبان آن را توکل بر
خدا قرار بده و توشه راهت را تقوای الهی قرار بده که بسیاری در این دریا غرق گشته اند.
4 - فرزندم آنطور از خداوند ترس در دل داشته باش که اگر در صحنه محشر با حسنه
تمام و توشه ای پر حاضر شوی، باز به خود مطمئن نباش و آنقدر به خداوند امید داشته باش که
اگر با گناه تمامی جن و انس در قیامت حاضر شدی، باز هم امید به بخشش پروردگارت داشته
باش.
5 - اگر در کودکی تربیت شدی، نفع آن را در بزرگی خواهی دید.
6 - به دنیا وابسته نباش، چرا که آن پست ترین خلق شده خداست.
7 - فرزندم سلاح تو در برابر دشمن، مدارا کردن و اعلام رضایت اوست و هیچگاه نغمه جدایی را
به گوش او نرسانی.
8 - هیچ باری سنگین تر و سخت تر از همسایه بد نیست. هیچ تلخی و رنجی بدتر از فقر و
تنگدستی نیست.
9 - هزار دوست برای خود برگزین اما از یک دشمن بپرهیز. هزار دوست کم است و یک دشمن
زیاد.
10 - فرزندم اگر نسبت به مرگ در دل تردیدی داری، پس خواب را بر خود حرام گردان و اگر
نسبت به برانگیخته شدن در قیامت تردیدی داری، پس هوشمندی را از خود دور کن که اگر تو
درباره این مسائل فکر کنی، اختیار از دست تو خارج می شود، زیرا که خواب نوعی مرگ است و
بیداری بعد از آن نشانه برانگیخته شدن، آنقدر نزدیک مشو که باعث دوریت شود و آنقدر دور
نشو که خوار شمرده شوی.
11 - نادان را هیچ وقت پیام رسان خود قرار مده.
12 - هرگاه در ادامه راهی به شک و دو دلی رسیدی، لحظه ای تأمل کن و با دیگران مشورت
کن.
13 - نماز را در وقت خویش بخوان زیرا که آن دِینی است بر گردن تو.
14 - بیشتر سکوت کن، که سکوت از دروازه های حکمت است.
15 - فرزندم، مردم قبل از تو صاحب فرزندان زیادی شدند، اما هیچ کدام از آنها بر ایشان باقی
نماند. بدان که تو تنها بنده ای اجیر هستی که در ازای عمل شایسته ات مزد می گیری، پس
کارت را به نحو کامل به پایان برسان تا مستحق اجری کامل شوی.
16 - بدان که فردای قیامت، در مورد چند چیز مؤاخذه خواهی شد. جوانیت، که در چه راهی
بکار بستی، عمرت که چگونه آن را فنا ساختی. ثروتت که از چه راهی به دست
آوردی و در چه راهی صرف کردی.
17 - اگر مورد ضرب و شتم حکیمی واقع شدی، بهتر از آن است که جاهلی تو را نوازش کند.
18 - چهار حکمت را به خاطر بسپار فرزندم، کشتی را محکم بساز که دریایی عمیق و طوفانی
در پیش رو داری. باری اندک برای خود بردار، چرا که عقوبات سختی در پیش داری، توشه کافی
همراه خود داشته باش، چرا که مسیرت طولانی است. در عمل خویش اخلاص کامل داشته باش چرا که منتقدی دانا و بصیر بر کارای تو ناظر است.
19- ای پسرک من! به خدا شرک میاور که به راستی شرک ستمی بزرگ است.
20 - اگر عمل تو هم وزن دانه خردلی باشد و در زیر تخته سنگی یا در دل آسمان ها یا در
اعماق زمین باشد، خدا آن را می آورد که خدا بس دقیق و آگاه است.
21- در راه رفتن خود میانه رو باش و صدایت را آهسته ساز که بدترین آوازها بانگ خران است.
از لقمان درباره چگونگی رسیدن به این مقام می پرسیدند، می فرمود؛ «خدا را شناختم، امانت را حفظ کردم، راست گفتم و از حرف بی فایده پرهیز کردم.»
.
.
🔴 مرد اگر مثل امام رضاش غیور باشد چه شود!
📖 در مشهد، به خدمت مقام معظم رهبری شرفیاب شدم. صحبت از کرامات حضرت رضاعلیهالسلام شد. آقا فرمودند: من بچه بودم که به مسجد پدرم در بازار میرفتیم. در مسجد، مکبری بود به نام کربلایی که نابینا بود و حتی به او کربل رضای عاجز میگفتند. (آقا فرمودند که مشهدیها به نابینا عاجز میگویند.) کربلایی رضای عاجز به مسجد میآمد و تکبیر میگفت. ما بچه بودیم و سالها بود که او را میشناختیم و کوری او را دیده بودیم. روزی من پیش پدرم بودم که این کربلایی رضا آمد، اما بینا شده بود. پدرم از او پرسید: کربلایی رضا من را میبینی؟ گفت: بله آقا و سپس قیافه پدر من را شرح داد.
پدرم شنیده بودند که کربلایی شفا گرفته است و میخواستند خودشان ببینند. من هم آنجا بودم و دیدم همان کربلایی رضایی که هر روز کور میآمد، امروز بینا شده بود. این کربلایی دختری داشت که در وقت کوری دست کربلایی را میگرفت و پدر نابینایش را به مسجد میآورد. بعد از اینکه در مسجد مستقر میشد، دیگر به کسی نیاز نداشت. ما جستجو کردیم که چرا شفا دادهاند. گفتند: سالها بود که این دختر بچه دست کربلایی را میگرفت و به مسجد میآورد. کمکم دختر بزرگ شد و بهاصطلاح آب و رنگی پیدا کرده بود.
روزی بعضی از بچههای بازار متلکی گفته بودند و کربلایی هم شنیده بود. او نتوانسته بود تحمل کند و به دخترش گفته بود دست من را بگیر و مرا به حرم ببر. در حرم، کربلایی به دخترش میگوید تو برو خانه من اینجا میمانم. او به امام رضاعلیهالسلام عرض کرده بود: آقا! من سالهاست که نابینا هستم و حتی یکبار هم گله نکردم، زندگی من با فقر گذشته است، اما یکبار هم گله نکردم و گفتم تقدیر خداست و من هم راضی هستم به رضای خدا، اما تعرض به ناموسم را تحمل نمیکنم؛ یا من را شفا بدهید یا همینجا مرگم بدهید. من دیگر طاقت ندارم متلکهای مردم را به ناموس خودم تحمل کنم. کربلایی به حضرت متوسل میشود و بعد از مدتی خوابش میبرد. در خواب، حضرت رضاعلیهالسلام او را شفا میدهند. مقام معظم رهبری خودشان این داستان را نقل کردند و فرمودند من خودم این جریان را دیدهام.
📚منبع: بیانات حضرت آیتالله مصباح در جمع بسیج دانشجویی خوزستان و دانشگاه شهید چمران اهواز - ۱۳۹۱/۰۴/۱۷
#کرامات #امام_رضا
.
Ramazan 1403 Narimani [Mohjat_Net] (2).mp3
3.52M
#مناجات_با_خدا
#امام_حسین
#سید_رضا_نریمانی
دره خونت یه گدای سر راهی اومده
با دو دست خالی و با رو سیاهی اومده
اون گدا که حالا از همه بریده
شهرو گشته تا در خونت رسیده
شهری که تو هر کوچش بوی شهیده
درو وا کن درو واکن به گدات یه نیم نگاه کن
منو این شبای رحمت راهی کرب و بلا کن
رو به قبله ام ولی انگار توی بین الحرمینم
بذار رو راست بگم اصلا خیلی دلتنگ حسینم
یا الهی یا الهی
به گداهای حسین یه نیم نگاهی
****
خدایی کردی و از من بندگی که ندیدی
دست خالیمو گرفتی و دلم رو خریدی
حالا که گدا رسیده سر به زیر و
کوله باری که آوردو بگیرو
از لبم نگیر دم انا الفقیرو
گله دارم گله دارم گره افتاده به کارم
غرقِ در چاه گناهم شده سنگین کوله بارم
پره از عطش که میشم پره از یه قلب بی تاب
تشنه میشم و میفتم یاد شیش ماهه ی ارباب
یا الهی یا الهی
به گداهای حسین یه نیم نگاهی
#ماه_رمضان 1403
.