eitaa logo
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
5.6هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
630 ویدیو
843 فایل
گریز زیارت عاشورا ، دعای کمیل و دعای توسل و جوشن کبیر https://eitaa.com/gorizhaayemaddahi
مشاهده در ایتا
دانلود
. پاسخ حضرت زهرا علیهاالسلام به ابوبكر حضرت زهرا علیهاالسلام در پاسخ حرف های فریبکارانه ابوبکر، می فرمايد: «سُبْحانَ اللّهِ، ما كانَ أَبی رَسُولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله و سلم عَنْ كِتابِ اللّهِ صادِفاً وَ لا لِأَحْكامِهِ مُخالِفاً». «سُبْحانَ اللّه، هيچ گاه پدر من از كتاب خدا اعراض نكرد و با احكام قرآن مخالفت نكرد». حضرت با گفتن سبحان اللّه تعجب خود را از حرف های ابوبكر نشان می دهد، بعد می فرمايد: من احكام قرآن را برایت گفتم تو حديث جعلی می آوری كه من از پدر تو اطاعت كردم و با اين حيله به پدر من نسبت می دهی كه با قرآن مخالفت كرده است. وقتی قرآن می فرمايد: «وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ»[1]؛ «پيامبران ارث می گذارند»، تو حدیث می آوری که پدر من گفته پیامبران ارث نمی گذارند؛ يعنی درد ديگری هم بر من اضافه كردی و آن اين كه به پدر من تهمت می زنی كه در حديث، خلاف قرآن سخن گفته حال آنكه پدر من هرگز مخالفت با قرآن نكرد. «بَلْ كانَ يَتَّبِعُ أَثَرَهُ وَ يَقْفُو سُورَهُ، اَفَتَجْمَعُونَ اِلَی الْغَدْرِ اعْتِلالاً عَلَيْهِ بِالزُّورِ وَ الْبُهْتانِ»؛ «بلكه همواره از احكام قرآن تبعيت می كرد و دنباله رو سوره های قرآنی بود»؛ يعنی از همان آيه ها كه برای تو خواندم پيروی كرد. آيا شما همگی برای خيانت مجتمع شده ايد؟ بعد هم برای تائید خيانتتان دروغ و بهتان به پدر من نسبت می دهيد؟ حضرت زهرا علیهاالسلام در اين عبارت ابتدا می فرمايد: پدر من كه همواره تابع و مطيع همۀ قرآن بود امّا آمديد اجماع كرديد عليه قرآن و بعد هم با جعل حديث و دروغگويی پدر مرا به مخالفت به قرآن متهم كرديد. حجّيّت و محدودۀ اجماع در اينجا يك مسئلۀ ديگر هم مطرح می شود كه اجماع تا كجا حجّيت دارد و اصلاً در چه مواردی است؟ مثلاً در قرآن كريم آمده است: «اَلزّانِيَةُ وَ الزّانی فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما»[2]؛ «زانی و زانيه را حد بزنيد». حال فرض كنيد گروهی يك انتخابات راه انداختند و رأی گيری كردند بعد گفتند اكثريت مسلمين گفتند زنا اشكال ندارد. آيا اين رأی و اجماع معتبر است؟ يا مثلاً در مورد دزدی و حد آن رأی گيری كنند بگويند با رأی گيری و اجماع آيۀ «فَاقْطَعُوا اَيْدِيَهُما»[3]؛ «دست دزد را قطع كنيد» را كنار می گذاريم. آيا اصلاً چنين اجماعی صحيح است؟ پاسخ روشن است، نه اجماع و اكثريت كه حتّی خود پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم هم حق ندارد با كتاب خدا مخالفت كند و بر خلاف احكام آن عمل كند. فقهای شيعه اجماع را تنها بعنوان اين كه كاشف از قول معصوم است معتبر می دانند و حتّی قول معصوم هم تا آنجا
نجا حجّيّت دارد كه با كتاب خدا مخالفت و تعارض نداشته باشد. در روايات هم آمده كه اگر ديديد روايتی با آيۀ قرآن مخالف است آن روايت را «اِضْرِبْهُ عَلَی الْجِدارِ»؛ «به ديوار بزنید» و به آن روايت عمل نكنید؛ بنابراين با اجماع مسلمين و اكثريت و اين قبيل مسائل كه نمی توان احكام خدا را كنار گذاشت. لذا حضرت زهرا علیهاالسلام می گويد: شما اجماع در خيانت كرديد بعد هم بجای اين كه مثلاً حديثی جعل كنيد كه حداقل ظاهراً مخالف صريح قرآن نباشد آمده ايد حديثی جعل كرده ايد درست مخالف قرآن و آن را به پدر من نسبت داده ايد، يعنی يك حرف باطل و تهمت را به پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم نسبت داديد و اين خيانت ديگری است كه شما غير از آن جعل حديث مرتكب شديد. افشای سوابق خيانت غاصبان «وَ هذا بَعْدَ وَفاتِهِ شَبيهٌ بِما بُغِی لَهُ مِنَ الْغَوائِلِ فی حَياتِهِ»؛ «و اين عمل خيانتی كه شما بعد از وفات پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم كرديد. نظير همان غائله هايی است كه در زمان حيات آن حضرت انجام داديد». اين عبارت حضرت زهرا علیهاالسلام روشن می كند كه اين كارها تازگی ندارد و اين گروه قبلاً هم غائله می كردند، غائله نوعی از توطئه است يعنی شما قبلاً هم توطئه می كرديد يعنی شما سابقه دار هستيد و من شما را از قبل می شناسم. می دانيد توطئه های بسياری عليه پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم صورت گرفت شايد آخرين آن ها هم رم دادن مركب ايشان بود كه برخی در آن دست داشتند. بعد از اينكه حضرت پس از اشاره به اين كه شما را خوب می شناسم به پاسخ مطالب ابوبكر می پردازد و می فرمايد: «هذا» كِتابُ اللّهِ حَكَماً عَدْلاً وَ ناطِقاً فَصْلاً يَقُولُ «يَرِثُنی وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ» [4] «وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ» [5]؛ «اين كتاب خداست كه داوری عادلانه می كند و حق و باطل را از هم جدا می سازد. قرآن می فرمايد: حضرت زكريا از خدا خواست فرزندی به من عطا كن كه از من و آل يعقوب ارث ببرد و خداوند يحيی را عنايت كرد و در آيۀ ديگر می فرمايد: و سليمان از داود ارث برد». تا اينجا حضرت زهرا علیهاالسلام مسئلۀ ميراث بردن فرزندان انبياء از انبياء را مطرح فرمود. «فَبَيّنَ عَزَّ وَ جَلَّ فيما وَزَّعَ عَلَيْهَ مِنَ الْأَقْساطِ وَ شَرَّعَ مِنَ الْفَرائِضِ وَ الْميراثِ وَ أباحَ مِنْ حَظِّ الذُّكْرانِ وَ الاناثِ ما أزاحَ بِهِ عِلَّةَ الْمُبْطِلينَ»؛ «و خداوند در قرآن ارث را توزيع و واجبات ارث و حدود ميراث و سهم پسر و دختر را بيان فرموده است». به طوری هم بيان فرموده كه «وَ أزالَ التَّظَنّی وَ الشُّبُهاتِ فِی الْغابِرينَ»؛ «گمان ها و شبهات افراد بيهوده گو و دروغ گو را از بين برده است». اشاره به اينكه آيات ارث به قدری واضح و بيان آن رساست كه جايی برای ابهام باقی نگذاشته است و همين، كار شما را در جعل حديث افشا می كند و جايی برای فتنه باقی نمی گذارد. حضرت می فرمايد: من از قرآن شاهد می آورم قرآن هم كه صريحاً احكام را بيان كرده و شبهات كسانی مثل شما را كه در آينده بخواهند در ذهن ها ايجاد كنند زائل كرده است؛ بنابراين چرا با خيانت و جعل دروغ منكر قرآن شده ايد. البته دليلش روشن است و علت يك چيز بيشتر نيست: دليل اصلی مخالفت با قرآن «كَلاّ بَلْ سَوَّلَتُ لَكُمْ اَنْفُسُكُمْ اَمْراً»؛ «نه چنين است كه می گويید، بلكه هواهای نفسانی بر شما غالب شده است». «فَصَبْرٌ جَميلٌ»؛ «پس بايد صبر پسنديده پيشه كرد». حضرت زهرا علیهاالسلام چقدر زيبا ضمن استفاده از آيات سورۀ يوسف می فرمايد: شما كه دست بردار نيستيد پس ما بايد صبر كنيم تا نزد خدا پسنديده باشد، طوری كه نه ضربه به اسلام بخورد و نه ما كوتاه آمده باشيم؛ يعنی طوری صبر می كنيم كه طبق وظيفۀ شرعی مان عمل كرده باشيم. اشاره به اينكه اوّلاً منشاء عمل شما دين و دلسوزی برای مسلمين و مصلحت آنان نبود بلكه حبّ جاه و رياست طلبی شما بود. ثانياً؛ شما دست بردار نيستيد و قرآن هم در شما اثر ندارد. ثالثاً؛ ما هم به شما مقابله نمی کنیم و صبر پسندیده پیشه می کنیم. رابعاً؛ ما از تهمتی كه به پيامبر می زنيد و توجيهات شيطانی شما، به خداوند پناه می بريم. «وَ اللّهُ الْمُسْتَعانُ عَلی ما تَصِفُونَ» [6]؛ «و خداوند در مقابل آنچه شما توصيف كرديد به ما كمك كننده است». در اينجا حضرت زهرا علیهاالسلام می فرماید: شما نه تنها ظلم كرديد بلكه تهمت هم می زنيد آن هم نه فقط به پدرم كه به من هم تهمت می زنيد، زيرا به من می گوييد چيزی را در اختيار داشته ام كه غصب بوده و ارث پدرم نبوده است و اين آنجايی است كه فقط خدا بايد در مقابل اين خيانت ها و تهمت های شما به ما كمك كند. آيه ای را هم كه حضرت زهرا تلاوت می كند مربوط به حضرت يوسف است كه نه تنها مظلوم واقع شد بلكه مورد تهمت هم قرار گرفت. حضرت زهرا سلام الله علیها هم می گويد شما زير پوشش دين و مقدّس بازی حق را پايمال می كنيد و بعلاوه به من
ن هم تهمت می زنيد. امان از هنگامی كه خلاف شرع را در قالب شرع جلوه دهند و متشرّع را خلافكار و برعكس، خلافكار را متشرّع جلوه دهند كه در اين صورت وَ عَلَی الإسْلامِ السَّلام. سخن مجدّد ابوبكر «فَقالَ أَبُوبَكرٍ: صَدَقَ اللّهُ وَ رَسولُهُ[7] وَ صَدَقَتْ اِبْنَتَهُ وَ أَنْتِ مَعْدَنُ الْحِكْمَةِ وَ مَوْطِنُ الْهُدی وَ الرَّحْمَةِ وَ رُكْنُ الدِّينِ وَ عَيْنُ الْحُجَّةِ لاأَبْعَدُ صَوابِكِ وَ لاأَنْكِرُ خِطابِكِ»؛ «سپس ابوبكر گفت: خدا و پيامبرش راست گفتند و دختر پيامبر هم راست گفت و تو ای دختر پيامبر كانون حكمت، پايگاه هدايت، ركن دين و پيكرۀ حجّت خدايی. من نمی خواهم حق تو را از تو دور كنم و خطابه ات را هم منكر نيستم». چگونه می شود با مطالبی كه بين حضرت علیهاالسلام و ابوبكر مبادله شد اين جمله را معنا كرد؟! حضرت زهرا علیهاالسلام گفتۀ قرآن را مطرح كرد و آن اين كه فرزندان انبياء از انبياء ارث می برند و به طور كلّی منسوبين مؤمنين از يكديگر ارث می برند و امّا آنچه را که ابوبكر به پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم نسبت داد حديثی بود كه فرزندان انبياء از انبياء ارث نمی برند؛ آنچه حضرت زهرا علیهاالسلام گفت همان چيزی بود كه در كتاب اللّه يعنی قرآن بود، حال چطور ابوبكر می گويد: هم خدا، هم پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم و هم حضرت زهرا علیهاالسلام راست گفتند؟ چون اگر خداوند راست می گويد كه فرزندان انبياء ارث می برند پس طبق نقل ابوبكر در آن حديث مجعول پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم (نعوذ باللّه) دروغ گفته كه فرزندان انبياء ارث نمی برند و اگر آنچه را كه ابوبكر از پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم نقل كرده است راست است پس كتاب خدا (نعوذ باللّه) دروغ است و اگر حضرت زهرا علیهاالسلام راست گفته كه فرموده من هم ارث می برم پس آنچه ابوبكر به پيامبر نسبت داده دروغ است. بنابراين در هر صورت ثابت می شود كه اين ابوبكر است كه دروغ می گويد نه خداوند و نه پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم و نه حضرت زهرا علیهاالسلام ؛ از جمله دروغ های ابوبكر همين جملۀ است كه می گويد: «صَدَقَ اللّهُ وَ رَسولُهُ[8]وَ صَدَقَتْ اِبْنَتَهُ» چون اجزای آن بنا بر ادعاهای خود ابوبكر با هم سازگار نيستند پس معلوم می شود ابوبكر به همين جملۀ خودش هم باور نداشته و دروغ گفته است. دقت كنيد اولاً ابوبكر باز هم نمی تواند کوچک ترین خدشه ای به شخصيت و سخنان حضرت زهرا علیهاالسلام وارد كند، زيرا شخصيت حضرت زهرا علیهاالسلام آن قدر عظيم بود كه كسی جرأت نداشت او را انكار كند، از طرفی هم ابوبكر گير كرده كه چه كار كند؟ نه می تواند بصراحت منكر قرآن شود نه می تواند جواب استدلال های حضرت زهرا علیهاالسلام را بدهد؛ بنابراين سعی می كند راه گريزی پيدا كند و می گويد: «هوُلاءِ الْمُسْلِمُونَ بَيْنی وَ بَيْنَكَ، قَلِّدُونی ما تَقَلَّدْتُ وَ بِاِتِّفاقٍ مِنْهُمْ أَخَذْتُ ما أَخَذْتُ غَيْرَ مُكابِرٍ وَ لاْمُسْتَبِدٍّ وَ لامُسْتَأثِرٍ وَ هُمْ بِذلِكَ شُهُودٌ»؛ ابوبكر می گويد: «اين مسلمان ها بين من و تو حَكَم و شاهد ميان ما باشند. اين ها آمدند قلادۀ خلافت را به گردن من افكندند و با اتّفاق مردم گرفتم آنچه را گرفتم نه از روی خود بزرگ بينی و تكبّر و استبداد و حبّ جاه و هوای نفس و مقدّم داشتن خود بر ديگران و خود اين مردم هم بر اين مطلب شاهدند». در اينجا دو نكته قابل تأمل است: اوّل بحث ابوبكر با حضرت زهرا علیهاالسلام در مورد فدك بود. اجماع مسلمين هم كه در مورد غصب فدك نبود، پس ابوبكر در واقع می گويد مسلمين در خلافت من اجماع كردند، پيامبر هم گفته است هر كس خليفه است بايد اموال خليفۀ بعدی را در دست بگيرد پس من هم فدك را گرفتم و لذا اجماع مسلمين در مسئلۀ خلافت را با واسطه قرار دادن آن حديث مجعول به مسئلۀ فدك سرايت داده و با يك استدلال ظاهری غصب فدك را به اجماع مسلمين نسبت داده است. در حالی كه همان حديث كه واسطه در اين استدلال است مورد انكار حضرت زهرا علیهاالسلام قرار گرفت و اين نتيجه گيری ابوبكر خود مغلطه ای بيش نيست. دوّم در اينجا باز هم ابوبكر ميان دعوا نرخ تعيين می كند و می خواهد پايۀ خلافت خودش را محكم كند. در اين عبارت ابوبكر سعی می كند به آن جملۀ حضرت زهرا علیهاالسلام كه از آيۀ سورۀ يوسف استفاده كرد و فرمود: «بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ اَنْفُسُكُمْ»؛ «نفستان» شما را گمراه كرد پاسخ دهد «لذا» می گويد: من كه دنبال جاه طلبی نبودم، اين مردم خلافت را گردن من گذاشتند و من با نظر و اتّفاق آنان فدك يا خلافت را گرفتم. در اينجا او از روشی استفاده می كند كه امروز هم رايج است، يعنی گاه بعضی می خواهند خلاف حكم خدا و كتاب خدا عمل كنند به اصطلاح امروزی توپ را از زمين خود خارج می كنند و به زمين مردم می اندازند و می گويند مردم اين طور خواستند یا رأی مردم بود. ما بر اساس دمكراسی عمل كرديم و مردم هم رأی دادند كه خلاف حكم خدا اجرا ش
ود! اينجا هم ابوبكر می گويد: من قبول دارم سخنان تو همه درست است، امّا چون مردم از من خواستند و حكومت را گردن من گذاشتند من هم عمل كردم. البته اين حرف او هم صادقانه نيست زيرا مردم هرگز رأی به او ندادند بلكه فقط پنج نفر در سقيفه جمع شدند و در مورد همه چيز تصميم گيری كردند بعد هم با تهديد و تطميع و... از مردم بيعت گرفتند[9]. آیت الله آقا مجتبی تهرانی [1] . نمل /16. [2] . نور /2. [3] . مائده /38. [4] . مريم /6. [5] . نمل /16. [6] . يوسف /19. [7] . نسخۀ ديگر: و صدق رسول. [8] . نسخۀ ديگر: و صدق رسول. . [9]دقت كنيد، ابوبكر پای مردم را به دروغ به وسط كشيد. امّا بر فرض كه همۀ مردم هم گفته باشند، آدمی بايد به حُكم خدا عمل كند نه به حُكم مردم. در يك جمله بايد گفت زهرا(س) خداسالاری را مطرح می كند و ابوبكر مردم سالاری را، زهرا (س) خدا محوری و آيات و نص صريح قرآن را مطرح می كند و ابوبكر مردم محوری را. .
. پزشکه به امام گفت: چشماتون آسیب دیده نباید خیلی گریه کنید. امام یه نگاهی کرد گفت من این چشما رو برا گریه میخوام... امشبم بگو من اومدم برات گریه کنم، من که نمیدونم قبرت کجاست، من که نمیدونم مزارت کجاست بیام اونجا مجلس بگیرم، امشب اومدم عین بچه یتیما فقط زار بزنم... آخه همین الانه تو خونه‌ی امیرالمؤمنین هرکی یه گوشه‌ای داره گریه میکنه: زینبین یه طرف، حسین یه طرف، اما من بمیرم من برا اون آقازاده‌ی اهل سرِّ ؛ اونی که یه چیزایی میدونه زینب نمیدونه، اونی که یه چیزایی میدونه امیرالمؤمنین نمیدونه، حسن داره یه جور دیگه دِق میکنه.... ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ .
. ان شاالله ما هم پیر روضه بشیم مثه امام حسن، چند نفر زود پیر شدن،امشب میخوام بخونم ،چند نفر بر اثر مصیبات و شدائد ،بر اثر حوادثی که تو عمرشون اتفاق افتاد زود پیر شدن،میخوام مجلس رو متبرک کنم ،نام پیغمبر رو ببرم ، ای جانم فدات ،پیغمبر فرمود پیرم کردن این امت "مَا أُوذِيَ نَبِيٌّ مِثْلَ مَا أُوذِيت" هیچ پیغمبری اذیت نشد مثل من ،کاری با من کردن منو پیر کردن،یا رسول الله به ما اجازه میدی یه قدم بریم جلوتر،پیغمبر زود پیر شد"جهل امت پیرش کرد،آخ .... دختر هجده سالش هم زود پیر شد،کجا دیدید یه زن هجده ساله دست به کمر بگیره ، بابا هجده سال اوج جوونیه، من نمیگم ،روایت میگه،میگه بعد پیغمبر "مَا زَالَتْ بَعْدَ أَبِیهَا مُعَصَّبَةَ الرَّأْسِ"بعد پیغمبر هر کی مادر ما رو دید،دید یه دستمال به سرش بسته ،آخ قربون سردردهات برم ؛امشب درد و بلات بخوره تو سرم ؛"نَاحِلَةَ الْجِسْمِِ بَاكِیَةَ الْعَیْنِ" الله اکبر باز این سه تا رو میشه هضم کنی ولی این یدونه رو نمیشه هضم کرد، "مُنْهَدَّةَ الرُّکْنِ " پیر شدی فاطمه .... زهرایی که تو هجده سالگی پیر شد دست به کمر گرفت، بریم جلوتر ،هر چی میرم جلوتر باید آتیشت بیشتر باشه، زهرا تو هجده سالگی دست به کمر گرفت، امیرالمومنین هم بعد فاطمه دست به کمر گرفت،سلمان میگه تا زهراش رو زیر خاک کرد، ناله داری یا نه ..... برم یه قدم جلوتر؟ سفره برا کیه؟ یه آقایی روهم سراغ دارم ،از کوچه ها که برگشت آخ دیگه ندیدن حسنو یا یه گوشه زانو بغل می کرد ،یا دست به دیوار می گرفت ....آخ ... ،حرف آخر : پیغمبر پیر شد،دخترش تو هجده سالگی پیر شد، دست به کمرش گرفت،امیرالمومنین بعد زهرا یهو پیر شد ،امام حسن تو کوچه ها پیر شد آخ...کربلا هم یه نفر دست به کمر گرفت ، رسید کنار علقمه .... سقای دشت کربلا ابوالفضل 2 " من نمیگم ،شیخ جعفر شوشتری میگه،این جمله ی ختم روضه ی منه،میگه ابی عبدالله داغ زیاد دیده بود،برادرم زیاد از دست داده بود چه مدینه چه کربلا ،اما داغ داریم تا داغ میگه رسید کنار علقمه،یا صاحب الزمان به من اجازه بده همین یه دونه رو معنا کنم شیخ جعفر میگه : "وبانَ الانکسارُ فِی وجهِ الحُسین " یه دفعه دیدن رنگ حسین پریده یه دست به کمر گذاشت ...... حسین ...... الان انکسرظهری .... .
* مقداد میگه: روز بعد از دفن حضرت زهرا سلام الله علیها از خونه اومدم بیرون، بی حیایِ دومی راهم رو گرفت، گفت: مقداد! کجا داری میری؟ بیا میخواهیم بریم فاطمه رو تشییع کنیم... گفتم: علی دیشب زهرا رو به خاک سپرد، زهرا رو غریبانه توی خاک گذاشت... تا اینو گفتم، عصبانی شد، چنان سیلی به صورتم زد... مقداد گریه میکرد، میگفتن: مقداد! تو مرد جنگ هستی، پهلوونی تو، داری برای یه سیلی خوردن گریه میکنی؟ گفت: برا خودم گریه نمیکنم، نامرد دستش خیلی سنگین بود، با همین دست زهرا رو زده... امام مجتبی میگه: یه جوری مادرم رو زد، دیدم مادرم روی زمین نشست، گفتم: مادر! پاشو بریم... فرمود: حسنم! چشمام جایی رو نمی بینه... ای زهرا... * .
. 🎤 حجت الاسلام دکتر رفیعی: ⭕️درس مهربانی را از حضرت زهرا یاد بگیریم 💥 همدیگر را نقد کنیم اما قطع ارتباط نکنیم ودرس مهربانی را از حضرت زهرا یاد بگیریم. هانیه یعنی گوارا و شیرین و حانیه به معنای مهربانی است. 🔷حانیه، مشفق و مهربان به پدر و مادر است که باید به آنان احترام گذاشت و حضرت زهرا (س) نسبت به همسر خود مهربان بود. 🔶 دین اسلام به راحتی به من و شما نرسیده است و جوانان و نوجوانانی که برای خواندن یک سطر از قرآن برایشان سخت است بدانند که اسلام با مشقت وسختی به ما رسیده و در صدر اسلام و در زمان پیغمبر ۳۸ قاری قرآن را در یک جلسه سر بریدند. 🔷پدر و مادرانی که در قید حیات هستند به آنها احترام کنید و کسانی که در قید حیات نیستند نیز برایشان کار خیر کرده و صدقه بدهید. 🔶حضرت زهرا در یکی از وصیت نامه ها خطاب به مولا علی (ع) می فرماید پس از شهادت من، عمامه دختر خواهرم (زینب فرزند خدیجه کبری، فرزند پیغبر نیست و مادرشان یکی است)را به عقد خود در بیاور و اولین همسر امیرالمومنین بعد از حضرت زهرا عمامه است و این از مهربانی حضرت زهرا است. 🔷 حضرت علی (ع) هفت روز بعد از حضرت زهرا(س) ازدواج کرد و به وصیت حضرت زهرا عمل کرد و این مهربانی با همسر است. 🔶حانیه(مهربانی) به همسر، پدر، فرزندان داشت و حضرت زهرا چیزی را فدای چیز دیگری نمی کرد، و مهربانی نسبت به فرزندان را داشت. 🔷ایشان با همسران پیغمبر هم به مهربانی رفتار می کرد و پس از حضرت خدیجه پیغمبر زنانی داشته و همه انها بایکدیگر یک مقام و جایگاه ندارند و صفیه، ام السلمه جایگاه ویژه ای داشتند که حضرت زهرا وصیت کرد تا به زنان پیغمبر هشت اوغیه بدهند حتی برای عاشیه، و... نیز معین و به آنها پول و یا وسایلی که در خانه بود داده شود. 🔶 اسماء می گوید دیدم در لحظات آخر حضرت زهرا(س) در حال خواندن "یاحی یا قیوم" وَ اَنْ تَغْفِرَ لِاُساتِ اُمَتی (خدایا از تو می خواهم گنهکارای امتم را ببخش)است. 🔷 حضرت زهرا(س) از پیامبر سوال کردند که فردای محشر این مردم و مسلمانان باید کجا شما را ببینند که پیغمبر فرمود من جلوی پل سراط ایستاده ام و مواظب شعیان و مسلمانان هستم، عندالمیزان، جاهایی که پرونده ها را می دهند و ورودی جهنم که حضرت زهرا فرمودند بابا الان فکرم راحت شد و مدتی بود که فکرم مشغول گنهکاران امتم بود. . 🔶: شهید سلمیانی بهشتی است و با ریختن اولین قطره خون هفت جایزه را می گیرد که بهشت یکی از آن هفت مورد است. 🔷حضرت زهرا(س) به فقرا و مستمندان نیز توجه جدی داشت که در شب عروسی خود لباس نو خود را به مستمندان بخشید. 🔶حضرت زهرا حانیه است و مهربان، و از این صفت حضرت زهرا باید یاد بگیریم که باهم مهربان باشیم، و نباید اینقدر با هم درگیر شویم و در طول تاریخ تاکنون هیچ امتی یکدست نبوده است. 🔷 دو جریان فکری در کشور نباید یکدیگر را بکوبند و یکدیگر را تخریب کنندو سلمان و ابوذر هم از لحاظ فکری با هم نبودند و قرار نیست در جامعه یکدست باشیم. 🔶 همدیگر را نقد کنیم، اما قطع ارتباط نکنیم و باید با هم مهربان باشیم و مهربانی را از حضرت زهرا درس بگیریم. .
. 🥀 🎤 سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین رمضانی 🍂 مراسم عزاداری ایام شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها 🍂 ▪️ ۱۴۰۱/۰۹/۲۶ ▪️ 📌 امام صادق علیه السلام در ذیل سوره قدر می‌فرمایند:  اللَّیلَةُ فَاطِمَة، شب قدر وجود مبارک حضرت زهراست. زمانی که به تفسیر آیات سوره قدر می‌پردازیم به این نکات پی می‌بریم؛ 🌻 قرآن در شب قدر نازل شد. 🌻 کسی نمی‌تواند به درک شب قدر برسد. 🌻 این شب از هزار ماه جایگاه بالاتری دارد. 🌻 در این شب مقدرات کل عالم به قلب مبارک امام زمان هر عصر صادر می‌شود. ‼️ از تعبیر امام صادق علیه السلام و آیات سوره قدر پی می‌بریم که وجود حضرت زهرا سلام الله علیها نور قرآن است، قابل درک نیست، از جایگاه بسیار والایی برخوردار است. امام در ادامه حدیث می‌فرمایند: ✨ فَمَنْ عَرَفَ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَک لَیلَةَ الْقَدْرِ  پس هر کسی فاطمه را شناخت، آن گونه که سزاوار شناختن است، به درستی که شب قدر را درک کرده است ✨ ⁉️ دلیل نام گذاری حضرت به فاطمه چه بود؟ ✨ وَ إِنَّمَا سُمِّیتْ فَاطِمَةَ لِأَنَّ الْخَلْقَ فُطِمُوا عَنْ مَعْرِفَتِهَا غیر از این نیست که فاطمه، فاطمه نامیده شد، به خاطر اینکه خلق از شناخت و معرفت او بریده شده اند ✨ 🔻 گر چه وجود نازنین حضرت زهرا سلام الله علیها را به طور کامل نمی‌توانیم بشناسیم، اما هر کس به هر مقداری بتواند به درک ایشان برسد موجب رشد او می‌شود. 👈 توفیق زیارت مرقد حضرت زهرا سلام الله علیها را نداریم، لذا زیارت نامه ایشان نیز برای ما زیاد شناخته شده نیست. در زیارت ایشان داریم؛ ✨ يَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَكِ اللّٰهُ الَّذِی خَلَقَكِ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَكِ فَوَجَدَكِ لِمَا امْتَحَنَكِ صابِرَةً ✨ 🌱 ایشان شخصیتی هستند که قبل از خلقت امتحان شده‌اند. که این امتحانات، امتحان عبودیت و امتحان هدایت یعنی موجب رشد دیگران شدن، است. ✨ وَ سَلَلْتَ مِنْهَا أَنْوَارَ الْأَئِمَّةِ وَ أَرْخَيْتَ دُونَهَا حِجَابَ النُّبُوَّة ✨ 🌱 حضرت زهرا سلام الله علیها محل صدور انوار ائمه در عالم هستند، یعنی اگر امام نوری دارد از نور بی بی دو عالم است. وجود مبارک حضرت زهراست که حجاب‌های نبوت را کنار می‌زنند. ✨ وَ زَعَمْنَا أَنَّا لَكِ أَوْلِيَاء ✨ 🌱 ما گمانمان اين است که جزء اوليای ایشان هستيم، جزء دوستان ایشان هستيم، لذا حضرت معیار حق و باطل هستند و ما باید اهل تولی و تبری باشیم. ✨ أُشْهِدُ اللَّهَ وَ رُسُلَهُ وَ مَلَائِكَتَه أَنِّي رَاضٍ عَمَّنْ رَضِيتِ عَنْه‏ سَاخِطٌ عَلَى مَنْ سَخِطْتِ عَلَيْهِ✨ 🌱 خدا، پیامبر و ملائکه را گواه می‌گیرم که به آنچه ایشان راضی هستند، راضی هستم پای مسیر ایشان و ولایت به هر قیمتی و تا پای جان ایستاده‌ام. ✨ مُوَالٍ لِمَنْ وَالَيْت و مُعَادٍ لِمَنْ عَادَيْت‏ ✨ 🌱 با آن کسی که با ایشان دوستی دارد دوستم و کسی که نسبت به ایشان دشمن است دشمنم. ⚠️ در هر حیطه‌ای کارشناسی وجود دارد، در روز قیامت هم از ما حجت می‌خواهند که در هر حوزه باید بهترین کارشناس را انتخاب می‌کردید. پس اینکه خود را در هر زمینه‌ای کارشناس می‌دانیم اشتباه است چرا که بسیاری از افعال را ما درک نمی‌کنیم. خداوند در قرآن می‌فرماید؛ ✨ إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً ✨ 🌱 اهل بیت مطهر و خالص هستند. 🔺 قطع و یقین دو مذهب شیعه و سنی است که حضرت زهرا سلام الله علیها جزء اهل بیت هستند. ✨ اول من يدخل الجنة ✨ 🌱 حضرت زهرا اولین کسی است که وارد بهشت می‌شود. ⚜ خلاصه مبحث؛ 🍃 ابتدا حق را بشناسیم، بدانیم حضرت زهرا سلام الله علیها حق و باطلی دارند و با ایشان بودن شناخت می‌خواهد. 🍃 در مسیر حق پایداری داشته باشیم، بدانیم انسان باید در راه حق تسلیم باشد و این تسلیم انسان را رشد می‌دهد. ▪️ واحد پژوهش هیأت کربلا ▪️ ۱۴۰۱
4_5821453850443255359.mp3
27.14M
📻 بشنوید | 🎤 🕌 مجمع یاس کبود 🗓 یکشنبه ۱۴۰۱/٩/٢۰
. 🏴 گریه رسول خدا صلی الله علیه و آله برای ظلم‌هایی که به سلام الله علیها می‌شود... ➖ شیخ طوسی (ره) در کتاب امالی روایت می‌کند: ▪️لَمَّا حَضَرَتْ رَسُولَ اَلله صَلَّى اَلله عَلَيْهِ وَ آلِهِ اَلْوَفَاةُ بَكَى حَتَّى بَلَّتْ دُمُوعُهُ لِحْيَتَهُ، ▫️موقعی که رحلت پیغمبر عظیم الشأن اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نزدیک گردید، آن حضرت به قدری گریست که ریش مبارکش تر شد! ❓فَقِيلَ لَهُ: يَا رَسُولَ اَلله، مَا يُبْكِيكَ؟ ❔پرسیدند: ای رسول خدا! چرا گریه می‌کنید؟ ▪️فَقَالَ: أَبْكِي لِذُرِّيَّتِي، وَ مَا تَصْنَعُ بِهِمْ شِرَارُ أُمَّتِي مِنْ بَعْدِي، كَأَنِّي بِفَاطِمَةَ اِبْنَتِي وَ قَدْ ظُلِمَتْ بَعْدِي وَ هِيَ تُنَادِي يَا أَبَتَاهْ، يَا أَبَتَاهْ فَلاَ يُعِينُهَا أَحَدٌ مِنْ أُمَّتِي. ▫️حضرت فرمودند: «برای ذریه و فرزندانم و آن ستم‌هایی که بعد از من از دست ستمکاران امتم به آنها می‌رسد می‌گریم. گویا می‌بینم که به دخترم فاطمه زهرا بعد از من ظلم و ستم شده و هر چه صدا می‌زند«پدر جان!»، هیچ کس از امت من به فریاد او نمی رسد» ▪️فَسَمِعَتْ ذَلِكَ فَاطِمَةُ عَلَيْهَا اَلسَّلاَمُ فَبَكَتْ، ▫️وقتی فاطمه اطهر سلام الله علیها این مطلب را شنیدند به گریه افتادند. ▪️فَقَالَ لَهَا رَسُولُ اَلله صَلَّى اَلله عَلَيْهِ وَ آلِهِ: لاَ تَبْكِيِنَّ. يَا بُنَيَّةِ. ▫️پیغمبر اکرم به وی فرمودند: «ای دختر عزیزم! گریه نکن!» ▪️فَقَالَتْ: لَسْتُ أَبْكِي لِمَا يُصْنَعُ بِي مِنْ بَعْدِكَ وَ لَكِنْ أَبْكِي لِفِرَاقِكَ، يَا رَسُولَ اَلله. ▫️حضرت زهرا عرض کردند: «پدر جان! من برای ظلم‌هایی که بعد از شما خواهم دید گریه نمی کنم، بلکه از دوری و فراق شما اشک می‌ریزم.» ▪️فَقَالَ لَهَا: أَبْشِرِي يَا بِنْتَ مُحَمَّدٍ بِسُرْعَةِ اَللَّحَاقِ بِي، فَإِنَّكَ أَوَّلُ مَنْ يَلْحَقُ بِي مِنْ أَهْلِ بَيْتِي ▫️رسول خدا فرمودند: «ای دختر محمّد! مژده باد تو را! زیرا در میان اهل بیتم تو اولین کسی هستی که به من ملحق خواهی شد» 📚 امالی شیخ طوسی ص ۱۸۸ بحارالانوار ج۴۳ ص ۱۵۶ 🏴
. ۷ فاطمیه، باید بیش از این‌ها تجلیل شود، زیرا سند مظلومیت شیعه است. فصل تجدید غم است/ بر لب شیعه سرود ماتم است در فاطمیه یک دنیا اندوه وجود دارد. عاشورا و شهادت امیرالؤمنین جای خود، اما مصیبت فاطمه سلام الله علیه آغاز مصیبت‌های شیعه بود. اول شهیدی که در راه امامت و ولایت فدا شد در این ایام بود. نمی‌دانم فاطمه در این شب‌ها چه حالتی داشت، اما نوشته‌اند: «کَالشَّبَهِ» به قدری لاغر شده بود مثل شبهی می‌ماند در رختخواب. دیگر فاطمه بعد از پدر «نَاحِلَةَ الْجِسْمِ، مُنْهَدَّةَ الرُّکْنِ، بَاکِیَةَ الْعَیْنِ مُحْتَرِقَةَ الْقَلْب[1]» اشک چشمش خشک نشد، سوز قلبش آرام نگرفت و روز به روز لاغرتر می‌شد. اگر کسی پیش او میرفت می‌دید که امروزش با دیروزش به کلی فرق کرده است. بعضی از زن‌ها می‌آمدند سؤال می‌کردند: خانم! بیماری شما چیست؟! که این قدر بدنتان نحیف شده و شما را از پا درآورده است! می‌فرمود: بیماری من تنها بیماری جسمی نیست، من از ظلمی که به حق علی علیه‌السلام روا داشته شده می‌سوزم. فقدان پدر و ظلم به علی؛[2] جسمم را نحیف و مانند شَبَح ساخته است. سنگ صبورش قبر پیغمبر بود. بلند می‌شد، آرام می‌آمد کنار قبر رسول الله و با خودش نجوا می‌کرد: یا رسول الله! «بَقِیتُ وَالِهَةً وَحِیدَةً وَ حَیْرَانَةً فَرِیدَة» بابا، به خدا بعد از تو تنها شدم. مردم از ما اعراض کرده‌اند. بابا! بعضیا دیگر جواب سلام علی را هم نمی‌دهند! خانه‌ای را که شش ماه بر در آن خانه می‌آمدی و می‌گفتی: السّلام علیکم یا اهل البیت و آیۀ تطهیر را می‌خواندی، بلند شو ببین با آن چه کرده‌اند. 🥀 بنگر به جانب کاشانۀ زهرا ماندم به میان در و دیوار زکینه به دل خستۀ زهرا نظری کن بعد از تو پدر رفت ز کف عزّت زهرا بنگر به در سوختۀ خانۀ زهرا تا محسن من سقط شد ای ماه مدینه بر پهلوی بشکستۀ زهرا نظری کن جز مرگ نباشد پس از این حسرت زهرا 🥀 بابا، یک خواهش از تو دارم. دعا کن فاطمه پیش تو بیاید و به تو ملحق گردد؛ «یَا إِلَهِی عَجِّلْ وَفَاتِی سَرِیعاً».[3] پی نوشت (منابع) : [1]. بحارالانوار، ج43، ص 181؛ مناقب، ج3، ص 362. [2]. بحارالانوار، ج 43، ص 156؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج2، ص 205 – 49. [3]. بحارالانوار .