eitaa logo
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
5.6هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
630 ویدیو
843 فایل
گریز زیارت عاشورا ، دعای کمیل و دعای توسل و جوشن کبیر https://eitaa.com/gorizhaayemaddahi
مشاهده در ایتا
دانلود
«يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ ...» (الإسراء – 71) 👇
ترجمه: روزی که همه‌ی انسان‌ را با امامشان می‌خوانیم ... . ھ – اما در مورد «اسم» نیز دقت شود که «اسم» حتماً آن واژه‌ای نیست که ما کسی را با آن می‌خوانیم. چنان فرمود نام رسول خدا (ص) در میان مردم «محمد» است، در میان ملائک «محمود» است و نزد خدا «احمد» است. همین طور شاهدیم که خداوند متعال رسول خدا را به اسم‌های متفاوت که هر یک معنا و مفهومی را حمل می‌کند می‌خواند. مانند: رسول، نبی، خاتم النبیین، رحمة للعالمین، امی، صاحب، بشیر، نذیر و ... . پس اگر در قرآن کریم واژه «میزان»، «نور»، «مؤمن»، «صراط مستقیم»، «عباد الصالحین»، «طه»، «یس» ... و ده‌ها اسم دیگر آورده شد و حضرت رسول اکرم (ص) [به سند شیعه و سنی] فرمود: یا علی مقصود و مصداق این اسم‌ها تو هستی، دیگر نباید گفت: چرا اسم ایشان در قرآن نیامده است. و – اسم، یعنی نشانه. اسمای خداوند، نشانه‌های خداوند هستند و نه خود او. و نشانه‌های خداوند متعال همگی مخلوقات او هستند. و دقت کنیم که اسم‌های خداوند، فقط لفظ و واژه نیستند. بلکه این نشانه‌ها حتماً تعین خارجی دارند و این نشانه‌ها هر چه کامل‌تر باشند، بزرگ‌تر و به تعبیر دیگر اسم اعظم خداوند متعال می‌باشند. خداوند متعال در مورد اسماء یا نشانه‌های خویش می‌فرماید: «وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها وَ ذَرُوا الَّذينَ يُلْحِدُونَ في‏ أَسْمائِهِ سَيُجْزَوْنَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ» (الأعراف -180) ترجمه: و براى خدا، نام‌هاى نيك است خدا را به آن (نام‌ها) بخوانيد! و كسانى را كه در اسماء خدا تحريف مى‏كنند، رها سازيد! آنها به زودى جزاى اعمالى را كه انجام مى‏دادند، مى‏بينند! و امام صادق علیه‌السلام فرمودند: به والله مائیم آن اسمای حسنای الهی. (اصول کافی – ج1) و به همین دلیل در زیارت حضرت امیر (ع) می‌خوانیم: «السلام علی اسم الله الرضی» - سلام بر اسم رضی خدا. و نیز می‌خوانیم «السلام علیک یا دین الله القویم و صراطه المستقیم». و ایشان خود می‌فرمایند: منم مثانی (سوره‌ حمد)، منم طه – منم یاسین (یس) – منم زلزال – منم آن نوری که خاموش نمی‌شود و ... . لذا امام صادق (ع) می‌فرمایند: «اگر قرآن آن‏گونه که خدا خواسته و نازل کرده تلاوت شود و مورد تدبر قرار گیرد، هر آینه ما را با نشانه‏های ارائه شده‏اش خواهید یافت.» (تفسیر عیاشی، ج 1، ص 13) ز – حال که دانستیم خداوند را نشانه‌هایی (اسم‌هایی) است که با آنها شناخته می‌شود و با آنها خوانده می‌شود و این نشانه‌ها هر چه کامل‌تر باشند برترند و اسم اعظم همان نشانه‌ی برتر خداوند، یعنی انسان‌های کامل، یعنی وجود مقدس معصومین علیهم‌السلام هستند و در قرآن کریم مکرر به «اسم‌های خدا» اشاره و تأکید شده است، به تاریخ بر می‌گردیم تا ببینیم که مردم جاهل و متعصب و منافق، با خود وجود و مصادیق «اسم» خدا چه کردند که با لفظش چه کنند؟ آیا آنان که صاحب اسم، روح اسم، مصداق اسم را تحمل نیاورده و آن چنان امیرالمؤمنین (ع) و سایر ائمه را ترور و خاندان آنها را در طول تاریخ قتل عام کردند، به لفظ و واژه‌ی «اسم» احترام می‌گذاشتند و قرآن کتابت شده را به خاطر این اسم‌ها نابود نمی‌کردند؟! آیا اگر «اسم» علی علیه‌السلام یا دیگر ائمه در قرآن کریم به صورت مستقیم می‌آمد، مسلمان‌نماهایی که شخص آنها را کنار گذاشته و به نام اسلام کشتند، قرآن را تحریف نمی‌کردند؟! پس باید که این اسم‌ها در حفاظ مطرح می‌شد که شد. مضاف بر این که چنان چه لفظ «محمد ص» آن قدر معرف شخصیت ایشان نیست که واژه‌هایی چون نبی یا رسول معرف است، لفظ «علی»، «حسن»، «حسین» و ... علیهم السلام نیز آن قدر تبیین کننده و معرف شخصیت امام نیست که واژه‌هایی چون: ولی، امام، نور، هادی، میزان و ...، معرف شخصیت آنهاست. لذا وقتی قرآن کریم می‌فرماید: به همراه کتاب و رسول، میزان نازل کردم و نور نازل کردم،‌لازم است که مسلمان بیاندیشد که رسول و کتاب را دانستیم، حال میزان و نور کدام است؟ و آن را بر طبق دستور خداوند کریم و حکم قرآن مجید از رسول بپرسد. ح – قرآن کریم، لفظ و کلام است و به همین جهت «کلام الله» نام دارد و بدیهی است که لفظ و کلام برای هدایت کافی نیست و قدرت هدایت انسان را ندارد. بلکه روح قرآن که همان «انسان کامل – معصوم» است هدایت‌گر است. لذا قرآن کریم چنان چه دستور به اطاعت و تبعیت از رسول می‌دهد، به تبعیت از «نوری» که به همراه رسول نازل شده است نیز دستور می‌دهد. پس مسلمان باید از خود ایشان بپرسد که این «نور» کیست؟ «الَّذينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتي‏ كانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذينَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ
نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» (الأعراف - 157) ترجمه: (مؤمنین و اصحاب حضرت رسول اکرم ص)،‌ همان‌هایی كه از فرستاده (خدا)، پيامبر «امّى» پيروى مى‏كنند پيامبرى كه صفاتش را، در تورات و انجيلى كه نزدشان است، مى‏يابند آنها را به معروف دستور مى‏دهد، و از منكر باز ميدارد، اشياء پاكيزه را براى آنها حلال مى‏شمرد، و ناپاكي‌ها را تحريم مى كند و بارهاى سنگين، و زنجيرهايى را كه بر آنها بود، (از دوش و گردنشان) بر مى‏دارد، پس كسانى كه به او ايمان آوردند، و حمايت و ياريش كردند، و از نورى كه با او نازل شده پيروى نمودند، آنان رستگارانند. 📚منبع سایت ایکس شبهه
‍ . چشمه ی رحمت بجوشد نور چشم عالم آمد که به دنیا خلقت اول ، رسول خاتم آمد شده سرد و خموش ، اگر آتشکده بشارت می رسد ، محمد آمده رسول الله مدد...... ....... نفس باد صبا شد پر زعطر نام احمد شد سرود آسمانها ، یا محمد یا محمد به مکه مژده گو ،  شب عیدت رسید بشارت آمنه   ،    که خورشیدت رسید رسول الله مدد.... ....... شهر مکه تا مدینه پر شد از دلهای عاشق ذکر جانها یا رسول و ورد لبها نام صادق به دنیا آمده    ،   دو جنت آفرین دو قدر  و هل اتی  ، دو قرآن مبین امام صادق مدد ✍ 👇
5.47M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 یاران مهدی در آخرالزمان از زبان (ع) 👤استاد رحیم پور ازغدی #
. ❤️ماجرای "خواستگاری" حضرت خدیجه (س) از پیامبر اکرم(ص) 💐دهم ربیع الأول، سالروز ازدواج حضرت محمد (ص) با حضرت خدیجه (س) است. ماجرا از مهمانی در خانه خدیجه(س) آغاز شد. روزی خدیجه(س) در خانه خود مجلسی تشکیل داده بود و از عالمان یهودی دعوت کرده بود تا برایش صحبت کنند. در اواسط جلسه جوانی خوش سیما از مقابل خانه خدیجه(س) گذشت. دانشمند یهودی از خدیجه(س) خواست که او را به مجلس دعوت کند. پس از پایان مجلس و در هنگام خداحافظی در حالی که شعف از صورت آن عالم یهودی مشهود بود، رو به خدیجه کرد و گفت: «آن چه من در کتاب های آسمانی گذشته خوانده‌ام، نشان می دهد که او پیامبر آخرالزمان است. خوشا به سعادت بانویی که چنین جوانی شوهرش باشد که در این صورت به شرافت، عزت و شکوه دنیا و آخرت نایل آمده است.». 📗مناقب ابن شهر آشوب، ج ۱، ص ۴۱؛ سيد هاشم رسولي محلاتي، درسهايي از تاريخ تحليلي اسلام جلد ۲، ص۱۷ خدیجه با پیامبر(ص) در جد چهارم از طرف پدر و در جد هشتم از طرف مادر متحد بودند، به همین دلیل گاهی همدیگر را پسر عمو، دختر عمو می خواندند.  هم حضرت خدیجه(س) تاجر بود، هم حضرت محمد(ص). تقدیر الهی به گونه ای رقم خورد که اسباب همکاری میان حضرت خدیجه(س) و حضرت محمد(ص) فراهم شد. از برخوردهای نخست، مهربانی و ایمانی الهی در رفتار حضرت محمد(ص) می‌دید. روح پاک و قلب لطیف این دختر قریشی، پس از سال‌ها هم کفو خود را پیدا کرده بود. چند بار با این جوان ۲۵ ساله بنی هاشمی مواجه شده بود و دلش دیگر تاب دوری از وی را نداشت.  بانوی قریشی حصار غرورش را شکست و جایگاه و شوکت دنیایی را به خوشبختی ابدی، به آسانی فروخت. تصمیم گرفت که در نخستین مواجهه‌، دغدغه ازدواجش با پیامبر(ص) را مطرح کند.  🌷روز سرنوشت ساز زندگی خدیجه (س) فرا رسید. پس از سفر تجاری که پیامبر (ص) سرپرستی آن را به عهده داشتند و برای حضرت خدیجه (س) انجام دادند، فرصت ملاقات فراهم شد. خدیجه با حفظ حیا مقابل پیامبر (ص) آمد و گفت: «ای عموزاده من بر اثر خویشی که میان من و تو برقرار است و عظمت و عزتی که در میان قوم خود داری و امانت و حسن خلقت که شهره همه اهل مکه است، مایلم که با تو ازدواج کنم.» 📗(سيد هاشم رسولي محلاتي، درسهايي از تاريخ تحليلي اسلام جلد ۲، ص۱۹-۲۴)  🌹پیامبر(ص) در پاسخ گفت که این موضوع را با نزدیکان و بزرگانش در میان می گذارد.  با موافقت عموی پیامبر (ص) مجلس خواستگاری برگزار شد. در مجلس خواستگاری، ابوطالب عموی پیامبر(ص) به بیان ویژگی های پیامبر (ص) پرداخت. نقاط مشترک و هم کفوی خدیجه (س) و پیامبر (ص) موجب ازدواج این دو شد.  در وصف پیامبر خاتم (ص) همین بس که وی برترین انسان‌ها روی زمین بود، اما در خصوص خدیجه روایتی از عایشه گویای عظمت این همسر پیامبر (ص) است.  عایشه مى‌گوید: كمتر اتفاق مى‌افتاد كه پیامبر (ص) از خانه بیرون رود و خدیجه را به خیر و خوبی یاد نكند، چندان كه یک روز آتش حسد من مشتعل شد و گفتم: یا رسول‌الله، تا كى خدیجه را یاد مى‌كنى؟ او پیرزنى بیش نبوده (!) خداوند بهتر از او را به تو مرحمت كرد. پیامبر (ص) از سخن من غضبناک شدند و فرمودند: نه؛ به خدا قسم بهتر از خدیجه(س) نصیب من نشده. او به من ایمان آورد، هنگامى كه مردم كافر بودند، و تصدیق نبوت من نمود در وقتى كه مردم مرا تكذیب مى‌كردند، و اموال خود را در اختیار من گذارد، در وقتى كه مردم مرا از خود دور مى‌كردند. خداوند متعال از خدیجه به من فرزندانى روزى كرد، در حالی كه تو را عقیم قرار داد. 📗ریاحین الشریعه: ج ۲، ص ۲۰۲، ۲۰۷، ۲۱۱ .
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
‍ #اصول_مولودی_خوانی #دکتر_محمد_فراهانی ✅ #سرود_خوانی #ارجوزه چیست❓ 📚بخش اول📚 #مجمع_حضرت_یاس_
. ‍ بخش دوم✅ شورانگيزترين قسمت محافل شادي بخش سرود و است، اشعار ريتم دار كه با ضرب خوانده مي شود اگر مفهوم حماسي داشته باشد ارجوزه از ماده رجز نام دارد و الا اشعار ريتم دار با ضرب و مفهوم توصیفی، مدحي، حدیث نفس و شادي، سرود مي باشد. توجّه به چند نکته دراين قسمت لازم به نظر مي رسد: 🔷استفاده از سبکهايي که از روي الگوهاي مجاز ساخته شده است؛ در این بخش باید دقت نماییم که از روی الگوهای غیر مجاز سبک ساخته نشود که شرعا حرام است، الگوهای غیر مجاز دو حالت دارد: ☝️ اگر ریتم سبکی مُطرِب و مناسب مجالس لهو و لعب باشد، غیر مجاز محسوب می شود. ✌️ اگر ریتم سبکی مشکل نداشت اما محتوای آن راجع به عشقهای مجازی و دارای عباراتی تحریک آمیز بود، غیر مجاز محسوب می شود. ⛔️پرهيز از غلو و محتويّات دور از شأن معصومين(ع)؛ یکی از مسائلی که باید در سرودها بدان توجه داشت، توجه به صحت در بعد اعتقادی محتوای اشعار سرود است، خواندن اشعاری که در آن به اهل بیت(ع) نسبت الوهیت داده می شود، اهل بیت(ع) به خدا تشبیه می شوند، برای خدا حد و مرز قائل می شود و ... شرعا اشکال دارد و باید به شدت از اینگونه اشعار پرهیز کرد. استفاده از سبکهاي جديد و حرکت به سمت ؛ نوآوری و نوگرایی با رعایت اصول و شئون از محمورهای این بخش است، تا با استفاده از ابزارهای مباح بتوانیم هرچه بیشتر قشر جوان را به این محافل جذب نماییم و در ادامه با کسب معرفت و تبلیغ معارف آل الله علیهم صلوات الله، هرچه بیشتر در زمینه سازی ظهور حضرت مهدی(عج) بکوشیم. برای رسیدن به سبک سازی مقدماتی لازم است که اجمالا بدان می پردازیم و تفصیل آن را به مباحث تخصص آن احاله می نماییم. 1⃣ غنی کردن ذهن از سبکهای مداحی و دستگاههای آواز. 2⃣ شعر گذاری روی بعضی از سبکها. 3⃣ ساختن سبکهای تلفیقی از تلفیق بخشهای چند سرود، که در یک دستگاه هستند و شعر گذاری روی آن. 4⃣ ثبت نواهایی که بعضی مواقع به ذهن می رسد و پردازش آن و ایجاد ترکیب جدید سبکی بر مبنای دستگاههای آواز و شعر گذاری روی آن .👇
. از حجت‌الاسلام سیدحسین خادمیان، مدرس حوزه و دانشگاه پرسیدیم اگر پیامبر اسلام نبود، دنیا چه چیز کم داشت؟. پاسخ تفصیلی این مبلغ مذهبی را با هم می‌خوانیم: به نظرم، امیرالمؤمنین(ع) بهترین پاسخ را به این سؤال داده‌اند «کریماً میلاده»؛ یعنی پیامبر اکرم(ص) وجودی است که با ولادت و بعد، بعثت ایشان، کرامت انسانی به مردم عرضه شد. هرجا در جهان امروز، کرامت انسانی دیده می‌شود به اسلام و پیامبر(ص) باز می‌گردد، چون تاریخ نشان می‌دهد و اثبات می‌کند که فرهنگ‌های دنیا در زمان ظهور اسلام در تاریکی مطلق بودند و به واسطه اسلام رشد کردند. بیایید به انسان قبل از اسلام در ایران نگاهی بیندازیم؛ زن چه جایگاهی داشت؟ قبائلی بودند که وقتی مرد از دنیا می‌رفت همسرش را با او زنده دفن می‌کردند!، اگر مردی به زن خود گمان بد می‌کرد اجازه داشت او را در رودی خروشان بیندازد، اگر زن زنده بیرون می‌آمد می‌گفتند که پاک است، زن در دوران عادت ماهانه باید در اتاقی زندانی می‌شد و بعد از ۱۵ روز باید خود را با ادرار گاو می‌شست تا تطهیر شود، این‌ها که عرض می‌کنم از متن زرتشت است. تاریخ آن دوران نشان می‌دهد اگر جوانی از خانواده ثروتمند از دنیا می‌رفت، پدر و مادر او دختری را می‌خریدند و این دختر موظف بود از طلوع تا غروب آفتاب کنار قبر بنشیند تا پسرشان تنها نماند! در همان دوران اگر پدر خانواده از دنیا می‌رفت، کاسه سر پدر را در می‌آوردند و پسر خانواده موظف بود تا آخر عمر در آن غذا بخورد. 👇
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
. #میلاد_رسول_الله از حجت‌الاسلام سیدحسین خادمیان، مدرس حوزه و دانشگاه پرسیدیم اگر پیامبر اسلام نب
. در ایران قبل از اسلام، فقط شاهزاده‌ها و اشراف حق تحصیل داشتند به همین دلیل هم در آن دوران شکوفایی علمی را نمی‌بینیم. همان انوشیروانی که او را به عادل معروف کرده‌اند، اجازه نداد بچه یک تاجر کفش درس بخواند در حالی که پدر او حاضر بود مخارج سه سال ارتش آن روز ایران را تأمین کند! قانون این بود که کفاش‌زاده باید کفاش شود. این نظام طبقاتی از نظام برده‌داری هم بدتر بود. جالب است بدانید شیربها یکی از واقعیت‌های تلخ ایران قبل از اسلام بود که به نوعی دختر را از پدرش می‌خریدند اما در اسلام گفته شد که این پول باید به هدیه تبدیل شود و به خود عروس اعطا شود. وضعیت دیگر تمدن‌های مقارن همچون هندوستان و روم هم بهتر از ایران نبود. در چنین شرایطی بود که پیامبر اسلام(ص) ظهور کرد و کرامت انسانی را به دنیا عرضه کرد. این گسترش دین هم به دست خود پیامبر(ص) بود. دین اسلام به دست خود پیامبر اسلام وارد ایران شد، نه دیگران. با نامه حضرت و تبلیغاتی که انجام شد، مردم ایران آماده پذیرش اسلام بودند. پیامبر اسلام(ص)؛ منادی کرامت انسانی کرامت انسانی یعنی برادری، برابری، عدالت، انصاف و والانهادن ارزش وجودی انسان، فارغ از اینکه مرد باشد یا زن؛ این کرامت انسانی، علم را برای انسان‌ها طلب می‌کرد، پیامبر(ص) ما فرمود که بهترین مهریه برای زنان امت من، تحصیل علم است! پیامبر(ص) ما، در جنگ بدر برای آزادی اسیران کفار شرطی گذاشت و فرمودند که هر کدام از اسرا باید به تعداد مشخصی از مسلمانان سواد بیاموزد تا آزاد شود. البته پیامبران پیشین بنابر وظیفه خود، تعلیمات الهی را پیش برده بودند اما این پیامبر اسلام(ص) بود که موظف شد افق اعلای کرامت انسانی را برای جهانیان تبیین کند. ضمن اینکه ادیان دیگر به اندازه اسلام جهان‌شمول نبودند و همچنین مورد تحریف نیز قرار گرفته بودند. مکاتب انسانی نیز که بعد از اسلام آمدند، انسان را به طور کامل نشناختند، بنابراین شاید بتوانند انسان را در یک ضلع پرورش دهند اما از جنبه‌های دیگر وجودی او غافل می‌شوند. در حالی که مکتب پیامبر(ص) هم روح و هم جسم انسان را به شکوفایی می‌رساند.
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
. در ایران قبل از اسلام، فقط شاهزاده‌ها و اشراف حق تحصیل داشتند به همین دلیل هم در آن دوران شکوفایی
. عموماً نظریه‌پردازان این مکاتب بعد از چند دهه خودشان اعلام می‌کنند که اشتباه کرده‌اند اما هنوز بعد از هزار و چهارصدسال، نتوانسته‌اند یک نکته غلط در تعالیم اسلام و کلام پیامبر(ص) پیدا کنند، بلکه به عکس با گذشت زمان اعتراف می‌کنند که یافته‌های جدید علمی آنان با تعالیم اسلام منافاتی ندارد، بلکه بسیاری از این مسائل را خود اسلام پیش‌تر بیان کرده است. اروپائیان تا همین سیصدسال قبل، بدیهی‌ترین مسائل مثل لزوم حمام‌رفتن را درک نمی‌کردند و به حمام، خانه شیطان می‌گفتند! این را با کلام پیامبر(ص) ما مقایسه کنید که می‌گوید هر کس به حمام برود، به ازای هر قطره آبی که شخص با آن خود را می‌شوید، ۱۰ حسنه برای شخص کنار گذاشته می‌شود. خداباوری در عرصه اخلاق و غفلت ما پیامبر(ص) ما همراه با کرامت انسانی، یک الگوی اخلاقی کامل و جامع نیز به دنیا ارائه کرد که در آن خدامحوری و خداباوری وجود دارد. درباره اقتدا به خاتم الانبیا(ص) در همه حوزه‌ها و اضلاع مختلف خلقی و اخلاقی ایشان، نیاز مبرم به تبعیت داریم اما در میان همه این نیاز‌های کلی آنچه که احساس می‌کنم باید بیشتر به آن توجه و در متن زندگی ما وارد شود، خداباوری در حوزه اخلاق است. مؤمن‌کردن انسان‌ها مشکل نیست، چون با چند قاعده عقلی انسان عاقل تسلیم عقل خودش می‌شود؛ پیامبر اسلام(ص) برای موحدکردن و مؤمن‌کردن انسان‌ها در حوزه عقیده زیاد سختی نکشیدند اما خداباورکردن انسان‌ها در حوزه اخلاق بسیار مشکل بود.   همان پیامبری که جامعه‌ای را موحد کرد و به دست خود ایمان در حوزه عقیده را گسترش داد، می‌فرماید اگر به من بگویند کوه قبیس را با دست خالی جابجا کنم برایم آسان‌تر است تا بخواهم یک خصلت اخلاقی را در کسی اصلاح کنم. این مسئله نشان می‌دهد اخلاق چقدر مهم است. مشکل جامعه، مسئله ایمان و توحید نیست. همه خدا و معاد را در حوزه عقیده قبول داریم اما در حوزه اخلاق آن چنان که باید خدا را باور نداریم! خدای سبحان در قرآن از نماز، روزه و جهاد طاقت‌فرسای پیامبر(ص) تعریف خاصی نمی‌کند، از ایمان پیامبر(ص) هم تمجید خاصی نمی‌کند اما در مورد اخلاق می‌فرماید «وَإِنَّکَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِیمٍ»(قلم، آیه ۴). آنچه که امروز در جامعه بدان محتاج هستیم این است که در حوزه اخلاق، باور‌های ایمانی خود را تقویت کنیم. در دین مسیحیت امروزه می‌گویند که خوردن شراب از نظر اخلاقی زشت است اما از نظر دینی اشکال ندارد! ما نیز گرفتار چنین التقاطی شده‌ایم؛ یعنی در لایه‌های رفتاری خود دچار چنان غفلتی شده‌ایم که گویی کار‌های زشت دیگر قبح ندارند! به نظر می‌رسد قبح دروغ‌گفتن، فحاشی، ترک نماز، ضایع‌کردن حق‌الناس، رشوه کم شده است و مردم فکر می‌کنند کار حرام دیگر در دنیا و آخرت، عقاب ندارد یا مثلاً اگر آن کار حرامی را انجام ندهند، برایشان صرفاً یک ثواب و فضیلت است. در مسیحیت بی‌حجابی جایز نیست اما مسیحیت را به همین سمت بردند، گفتند این مسائل سلسله دستورات دینی نیست بلکه اخلاق است، اخلاق هم بحثی شخصی است. این اشتباه را می‌خواهند به مسلمانان هم تسری بدهند، از این روی معتقدم بحث ادیان، موضوع مهمی است که حوزه‌های علمیه باید حتماً به آن وارد شوند و طلبه‌ها این مسائل را بدانند تا بتوانند تحلیل درستی از وضعیت جامعه داشته باشند. بنابراین تأکید می‌کنم که همه مردم ما مسلمان و موحداند اما مشکل کجاست که بعضی رفتار‌های ناشایست را در جامعه مشاهده می‌کنیم؟ مشکل در اخلاق است. .