eitaa logo
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
5.6هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
630 ویدیو
844 فایل
گریز زیارت عاشورا ، دعای کمیل و دعای توسل و جوشن کبیر https://eitaa.com/gorizhaayemaddahi
مشاهده در ایتا
دانلود
. 💠داستان [احسان و نیکوکاری] مردی در بنی‌اسرائیل در خواب دید فردی به او گفت: نیمی از عمر تو در وسعت و نیم دیگر در عسرت است. اکنون انتخاب کن کدام اول باشد. مرد گفت: من شریکی در زندگی دارم که باید با او مشورت کنم. وقتی مسئله را به همسرش گفت، همسرش به او گفت نیم اول را انتخاب کن. مرد این کار را کرد و دنیا به او روی آورد. هر گاه نعمتی به او می‌رسید، همسرش به او می‌گفت: به فلان خویشاوند نیازمندت کمک کن! فلان همسایه نیازمند است، دست او را بگیر. بدین سان هر نعمتی که به او می‌رسید، به نیازمندان کمک می‌کرد و شکر نعمت را به جای می‌آورد. وقتی نصف دوم عمرش رسید، همان مرد را در خواب دید که به او گفت: به درستی که خداوند از کار تو سپاسگزاری نمود و تو در تمام عمرت مثل گذشته خواهی بود.   💠داستان [استغفار] ربیع بن صبیح می‌گوید مردی نزد امام حسن(ع) آمد و از خشک‌سالی گله کرد. امام حسن(ع) به او فرمود: «استغفار کن [از خدا آمرزش بخواه]». مرد دیگری آمد و از فقر و نیازمندی گله کرد، امام به او فرمود: «استغفار کن». مرد دیگری آمد و عرض کرد: دعا کنید خدا پسری به من بدهد. امام به او فرمود: «از خدا آمرزش بخواه». عرض کردیم: افرادی با حوائج گوناگون نزد شما آمدند. شما همه آنها را به استغفار سفارش کردید. حضرت فرمود: «من این را از خود نگفتم، بلکه این را در نتیجه تأمل در گفته خدا به دست آوردم. خدا از حضرت نوح (ع) حکایت می‌کند که به قوم خود گفت: «فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّاراً يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَاراً وَيُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَيَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَيَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهَارًا» ».  💠داستان [احترام به والدین] آيت الله العظمي مرعشي نجفي (ره) بزرگ فرهنگ بان ميراث اهل بيت (عليهم)، در بيشتر علوم اسلامي صاحب نظر بود و تأليفات ارزشمند ايشان - كه نزديك به صد و پنجاه اثر در موضوعات مختلف است - گواه روشني بر اين حقيقت است. او اين همه توفيقات را از بركت محبت به پدر و دعاي والدين مي داند. او در خاطرات خود چنين مي گويد: زماني كه در نجف بوديم، روزي مادرم فرمود: پدرت را صدا بزن تا براي صرف نهار تشريف بياورد. حقير به طبقه بالا رفتم و ديدم پدرم در حال مطالعه، خوابش برده است. مانده بودم چه كنم: از طرفي مي خواستم، امر مادرم را اطاعت كنم و از طرفي ديگر مي ترسيدم با بيدار كردن پدر باعث رنجش خاطر او گردم. خم شدم و لب هايم را كف پاي پدر گذاشتم و آرام چندين بوسه زدم تا اينكه پدر از خواب بيدار شد، وقتي اين علاقه و ادب و كمال و احترام را از من ديد، فرمود: شهاب الدين تو هستي؟ عرض كردم: بلي آقا. آنگاه دو دستش را به سوي آسمان بلند كرد و فرمود: پسرم! خداوند عزتت را بالا ببرد و تو را از خادمين اهل بيت (عليهم) قرار دهد. 👈حضرت آيت الله العظمي مرعشي نجفي مي فرمود: من هر چه دارم، از بركت آن دعاي پدرم است ــــــــــــــــــــــــــــ .
. شبهای پایانی ماه مبارک رمضان حاج منصور ارضی:🎤 باز شب های آخر ماه است من و باری که مانده بر دستم منم آن جای مانده از شب قدر فرصتِ توبه رفته از دستم آمدم تا به خویش فهمیدم ماه رفته است و دست من خالی قدر این سفره را ندانستم ناله ها می کشم ز بدحالی مانده ام بین حال خوف و رجاء گفتم آیا دگر امیدی هست؟ شب جمعه رسید و گفت به من مَلَکِ رحمتش امیدی هست هرچه در کار خویش می نگرم با خدایم وفا نکردم من آمدم در ضیافتش اما سر سفره حیا نکردم من ای خدا بار من زمین مانده آبروی مرا بخر امشب چه کنم چون مرا نبخشی و بگذرد از سرم اگر امشب حال که آمدم مرا دریاب به تو غیر از وفا نمی آید چون منی را اگر ببخشاید کم ز لطف خدا نمی آید .👇
Shab27_Razaman1402_Arzi.mp3
8.13M
🏴السلام علیک یا ابا عبدالله 🔊 باز شب های آخر ماه است من و باری که مانده بر دستم منم آن جای مانده از شب قدر فرصتِ توبه رفته از دستم ... ◼️ و توسل به علیه السلام 🎤 حاج منصور
WWW.MOJTABAFAYAZI.IR (3).mp3
8.32M
شاعر و نغمه پرداز : اجرا : مثل حق یکتاعلی علی علی علی علی علی ای جهان آراعلی علی علی علی علی علی عالی و اعلی علی علی علی علی علی علی لافتی الاعلی علی علی علی علی علی من که پیش غیرتو،سر خم نکردم تو دوای هر چی درد،من کوه دردم تو مقام و منزلت،دادی به کعبه درحقیقت دور تو،باید بگردم مردیتیم نوازی تو تویی که چاره سازی تو پیش توخاکم که از من هرچی میخوای بسازی تو # مرحبامرحب فکن علی علی علی علی علی ای یل خیبر شکن علی علی علی علی علی الگوی رزم حسن علی علی علی علی علی صاحب و مولای من علی علی علی علی علی مثل کوهی استوار،در بین لشکر بازوی پروردگار،شمشیر حیدر معرکه در دست تو،ای شیر کرار گردش چشمان تو،غوغای محشر تویی که برترینی تو همیشه اولینی تو فقط تو برگشت از جنگ تویی که آخرینی تو # چشم توعین الیقین علی علی علی علی علی دست تو حبل المتین علی علی علی علی علی وجه رب العالمین علی علی علی علی علی یاامیرالمومنین علی علی علی علی علی من کجا ومدح تو،در این دقایق گشته عین ولام و یا،اوصاف خالق تو مع الحقی وحق،با توهمیشه باب علم مصطفی،قرآن ناطق دعای مستجابی تو حقاً ابوترابی تو رمز نجات شیعه تو روز حساب کتابی تو
6665188.mp3
4.58M
بازم شبای آخر اومد بوی غریب مادر اومد خدا نگهدار اشک نم نم کی زنده باشه تا محرم یادش بخیر ماه خدا با لب تشنه از وفا پر میزدیم تا آسون با روضه های کربلا ♨️کرببلا کرببلا کرببلا … عمریه نوکر مبتلاته بهشتم آقا کربلاته صدای قلبم روز محشر حسین امیری یابن حیدر برده دلارو زیر دین نخلای بین الحرمین همه میگن با شور و شین به عشق شاه عالمین ♨️جانم حسین جانم حسین … حسین وای ای بی کفن حسین وای دور از کفن
4_6021857213453174795.mp3
4.16M
💔 ❤️ 🌹 الا یا اهل العالم ان جدی الحسین ….. میتونه خودش و با پیغمبر وامیرالمؤمنین معرفی کنه بگه:“ان بن امیرالمومنین” اما بالافاصله اتصال خودش رو به ابی عبدالله بیان یکنه،مردم من پسر حسینم کدوم حسین؟!!*ان جدی الحسین قتلوه عطشانا*اصلا برای ما سواله ، از خود خدا که برای انبیا روضه میخوانه ، این روضه عطش اشاره میشه ؛ تا خود قیامت که فاطمه میخواد روضه بخوانه به این گوشه اشاره میکنه،این چه سریه که از بین این همه مصائب ابی عبدالله، عطش ابی عبدالله از همه بیشتر گفت و بروز داره؟!! فرمود آدم ، اگه باشی و ببینیش چطوری تو گودال دست و پا میزنه *ولوتراه یا آدم و هو یقول واعطشاه واقلّه ناصرا*آیا جوابش میدن نه ولله * فلم یجدهوا احدا الی بسیوف* شمشیرها تشنگی شو برطرف میکنن …. این جمله اول *الا یا اهل العالم انَّ جدّی الحسین طرحوه عریاناً *دیگه ترجمه نکنم ، سالها پا روضه بزرگ شدیا*الا یا اهل العالم انَّ جدّی الحسین سحقوه عدواناً*انقده اسب بر بدنش تازاندن … آماده ای بگم یا نه ؟!!! این برای معرفیه خود امام زمان ، اما در رجعت اولین کسیکه در رکاب امام تشریف میارن،خود ابی عبدالله به چه کیفیتی ابی عبدالله رجعت میکنند؛فرمودند به اون کیفیتی که سر در بدن ندارند ….” هنوز از اون رگ ها خون جاریه …” دومین نفر مادرشون فاطمه هست تا نگاه زهرا به این رگ های بریده میرسه چنان صیحه و ناله ای میزنن حسین
5. قنوت نماز عید فطر.mp3
1.75M
با صدای خاطره انگیز مرحوم 🎤 بسم الله الرحمن الرحیم اَللّهُمَّ اَهْلَ الْکِبْرِیاَّءِ وَالْعَظَمَةِ وَاَهْلَ الْجُودِ وَالْجَبَرُوتِ وَاَهْلَ الْعَفْوِ وَالرَّحْمَةِ وَاَهْلَ التَّقْوى وَالْمَغْفِرَةِ اَسْئَلُکَ بِحَقِّ هذَا الْیَومِ الَّذى جَعَلْتَهُ لِلْمُسْلِمینَ عیداً وَلِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ ذُخْراً وَشَرَفاً وَ کَرامَتاً وَ مَزِیْداً اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تُدْخِلَنى فى کُلِّ خَیْرٍ اَدْخَلْتَ فیهِ مُحَمَّداً وَ الَ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تُخْرِجَنى مِنْ کُلِّ سُوَّءٍ اَخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً وَ الَ مُحَمَّدٍ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلَیْهِمْ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ خَیْرَ ما سَئَلَکَ مِنْهُ عِبادُکَ الصّالِحُونَ وَاَعُوذُ بِکَ مِمَّا اسْتَعاذَ مِنْهُ عِبادُکَ الْمُخلَصُون
001 Avval e Mah.mp3
8.03M
🎙 آن کس که اول ماه دست مرا گرفته سی شب برای من در میخانه جا گرفته . با یار وعده دارم هر شب همین حوالی شب های ساکت من بوی خدا گرفته . هر کس بد مرا گفت او خوبی مرا گفت پشت مرا همیشه بی ادعا گرفته . صد بار گم شدم من در کوچه های دنیا من کور بودم و او بهرم عصا گرفته . ای دوست قدیمی من را که خاطرت هست من آن بدم که قلبم بوی خطا گرفته . تنگ است دست سائل خرجی ما ز باباست از دست مرتضی بود هر چه گدا گرفته . حق می دهی به چشمم غیر از علی نبینم چشم مرا شکوه ایوان طلا گرفته . برکت به اشکمان زد رحمت به حالمان زد زهرا برای عُشّاق دست دعا گرفته . یک سال هم گذشت و ما کربلا نرفتیم خیلی دلم برای صحن و سرا گرفته . بالاترین عبادت خون گریه بر حسین است عابد عبادتش را از کربلا گرفته . افطار سینه‏‎ زن ‎ها با گریه می شود باز نوکر به یاد ارباب آب و غذا گرفته . ای روزه دار تشنه ، تشنه فقط حسین است جای فرات آن لب بر چکمه ها گرفته . با قاتلش بگویید ذبح غریب زشت است پیش نگاه زهرا خنجر چرا گرفته ؟ .
وظیفه ۲۷ منتظران(1).mp3
3.53M
🔴 قسمت ۲۷ وظایف منتظران 🔵گریه و اندوهگین بودن در فراق امام به ۵ دلیل 🎙️ یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا معنای "شرید طرید فرید وحید" در مورد امام زمان اصبغ بن نباته گوید: از امیرالمؤمنین علیه السّلام شنیدم که مى‌فرمود: صاحب این امر شرید (آواره) و طرید (رانده) و فرید (تک) و وحید (تنها) است.
. حضرت يوسف وقتی عزیز مصر بود و در وقت قحطي براي مردم گندم توزيع مي نمود يك نو جوان سه بار آمد و گندم همراي خود برد. آخر يوسف (ع) مجبور شد و به آن نوجوان گفت: اَي برادر به مردم يك بار گندم نمي رسد و از تو چندم بار است كه گندم ميبري دگر بس كن! هنوز بسيار مردم محتاج باقي مانده اند ! حضرت جبرییل که کنار یوسف استاده بود گفت: آیا او را مى ‌شناسى؟ گفت: نه، نمى‌ دانم كیست. جبرییل گفت: اى یوسف! این مرد با این لباس كهنه و پاى برهنه همان شاهدى ست كه تو را از اتهام نجات داد. این همان طفلك هست كه موقع تهمت زدن زليخا شهادت پاك بودن ات را گفت! حضرت به مأمور خود گفت: برو او را بیاور. او را آورد، يوسف (ع) آن نوجوان را در آغوش گرفت و امر نمود به اين جوان دروازه هاي خزاين را باز كنيد هر قدر وهر چه ميتواند ببرد. سپس به ماموران اش گفت: براى او لباس و كفش بیاورید، به او پول و شغل متناسب با عقل و فهمش بدهید و حقوقى نیز براى او قرار بدهید. جبرئیل تعجب كرد، حضرت یوسف(ع) گفت: چه شد؟ گفت: كرم خدا مرا متحیر كرد، آه از نهادم برآمد؛ چون كسى كه براى تو شهادت به حق داده، ببین براى او چه كار كردى؟ آن وقت بندگانش كه عمرى مى ‌گویند: «أشهد أن لا اله الا الله» به وحدانیت او شهادت مى‌دهند، در قیامت براى آنها چه خواهد كند؟ الله جل جلاله برای یوسف وحي كرد؛ كه اَي يوسف ! تو يك بنده هستي يك نَفَر پاكي ترا ياد كرد تمام خزانه ها را برايش باز كردي و اگر كسي پاكي مرا ياد كند ذكر مرا بكند آیا من چه برايش خواهم نمود...! شما فكر كنيد خزانه هاي يوسف (ع) كجا و خزانه هاي الله جل جلاله کجا! ‌