eitaa logo
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
5.6هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
630 ویدیو
844 فایل
گریز زیارت عاشورا ، دعای کمیل و دعای توسل و جوشن کبیر https://eitaa.com/gorizhaayemaddahi
مشاهده در ایتا
دانلود
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
#سخنرانی در مسجد حضرت سجاد علیه السلام 📍مشهد مقدس #صالح_پرور🎤 انس با صحیفه سجادیه دعای سحر تنهاردع
. 👈🏼👈🏼 مرحوم در کتاب می‌نویسد: «من در اوائل بلوغ سخت در طلب رضاى خداوند بودم به‌طورى كه آرامش نداشتم و همواره مشغول ذكر او بودم تا اینكه وقتى در میان خواب و بیدارى دیدم حضرت صاحب الزمان صلوات‌الله‌علیه در جامع قدیم اصفهان نزدیك درب طنبى كه اکنون مدرسه است ایستاده‌اند. من سلام كردم و خواستم پاى او را ببوسم. حضرت مرا گرفته و مانع شدند. پس دستشان را بوسیدم. ➖ و مسائلى را كه بر من مشكل شده بود از وى پرسیدم. از جمله اینكه چون من در نمازهایم دچار این وسوسه شده بودم كه این نمازها آن‌چنان كه از من خواسته شده نیست، لذا نمازهایم را قضا مى‌كردم و از این‌رو به نماز شب نمى‌رسیدم و راجع به‌این موضوع از استادم رحمةالله پرسیده بودم و ایشان گفته بودند: نماز ظهر و عصر و مغرب را كه قضا مى‌كنى به‌قصد نماز قضا و نماز شب بجا بیاور. و من همین كار را مى‌كردم. خلاصه از حضرت حجّت علیه‌السّلام پرسیدم: نماز شب بخوانم؟ فرمود: بخوان ولى نه آنچنان كه تاكنون مى‌كردى. مسائل دیگرى نیز پرسش كردم كه در ذهنم نمانده. ➖ سپس عرض كردم: اى مولاى من، در هر زمان براى من میسّر نیست كه به‌حضور شما برسم پس كتابى به‌من مرحمت فرمائید كه دائما برطبق آن عمل كنم. فرمود: كتابى براى تو، به مولانا محمّد التاج داده‌ام برو و از او بگیر. من كه در خواب، آن شخص را مى‌شناختم از در مسجد كه مقابل صورت مبارك آن حضرت بود به‌سوى دار البطیخ - كه محلّه‌اى از اصفهان است - خارج شدم تا به‌آن شخص رسیدم او تا مرا دید گفت: حضرت صاحب علیه‌السّلام تو را به‌سوى من فرستاده؟ گفتم: آرى، پس از جیب خود كتابى قدیمى بیرون آورد كه چون آن را گشودم دانستم كتاب دعاست. پس آن را بوسیدم و بر چشمان خود گذاشتم و از آنجا به‌سوى حضرت صاحب الامر علیه‌السّلام رفتم. در این هنگام از خواب بیدار شدم ولى آن كتاب با من نبود. و تا صبح گریه و زارى مى‌كردم كه آن كتاب را از دست داده‌ام. ➖ نماز صبح را با تعقیبات خواندم و در ذهنم بود كه مقصود حضرت از (مولانا محمّد) شیخ بهائى است كه به‌خاطر اشتهارش او را تاج نامیدند. خلاصه به‌مدرسه كه در مجاورت مسجد جامع بود رفتم دیدم شیخ، مشغول مقابله كردن است و سیّد صالح قرائت مى‌كرد، من ساعتى نشستم تا كار مقابله پایان یافت... من با گریه به نزد شیخ رفتم و جریان خواب خود را با حال گریه براى ایشان نقل كردم و گفتم كه گریه من براى از دست دادن آن كتاب است. فرمود: بشارت باد تو را به علوم الهى و معارف یقین و آنچه كه دائما در طلب آن بودى از مقامات معنوى...، ولى قلب من آرام نشد و گریان و اندیشناك بیرون رفتم. ➖ ناگهان به‌قلبم افتاد كه بدان سو بروم كه در خواب بدانجا رفته بودم و خلاصه رفتم تا به‌دارالبطیخ رسیدم در آنجا مرد صالحى را كه اسمش آقا حسن و لقب «تاج» بود دیدم و بر او سلام كردم. او گفت: فلانى كتاب‌هایى از وقف پیش من است كه هركدام از طلاّب مى‌گیرند به‌شرائط وقف عمل نمى‌كنند و تو عمل مى‌كنى بیا این كتاب‌ها را ببین و هركدام را كه نیاز دارى بردار. من با او به‌مخزن كتاب‌ها رفتم پس اول كتابى كه به‌من داد همان كتابى بود كه در خواب دیده بودم لذا شروع به‌گریه و زارى كردم و گفتم: همین مرا بس است و یادم نیست كه آیا آن خواب را هم براى او نقل كردم یا نه. و به نزد شیخ آمدم و شروع كردم به‌مقابله با نسخه‌اى كه جدّ پدر او از نسخه شهید نوشته بود و شهید هم از نسخه عمید الرۆساء و ابن السكون نوشته بوده و با نسخه ابن ادریس مقابله كرده بود... ➖ و نسخه‌اى كه حضرت صاحب‌الامر به‌من عطا فرموده بود نیز به‌خط شهید بود و خیلى موافقت باهم داشت و چون من از مقابله فراغت یافتم مردم در نزد من شروع به‌مقابله كردند. ➖ و به‌بركت عطاى حضرت حجّت صلوات‌الله‌علیه صحیفه كامله در همه بلاد مانند خورشید، طالع شد و در هر خانه‌اى راه یافت مخصوصا در اصفهان كه اكثر مردم، چند نسخه از صحیفه تهیه كردند و اكثر آنان از صلحاء و اهل دعا گردیدند. و بسیارى از آنان مستجاب الدعوه شدند. و این آثار، همه معجزه حضرت صاحب علیه‌السّلام است و من نمى‌توانم علومى را كه خداوند به سبب صحیفه، به‌من عطا فرموده شماره كنم و این از فضل الهى بر ما مى‌باشد». 📚 روضة المتقين، علامه‌مجلسی‌اول، ج۱۴، ص۴۲۲-۴۱۹ .
. [بند اول] حال عاشقا و عارفا چقد شریفه،با صحیفه روح سجاده نشینا بخدا لطیفه،با صحیفه نردبون تا خداست کلام تو نوره² سلام نیایشت آشناست سلام تو نوره² با اون پنجاه و چار تا دعاهات زندگی مو ساختم خودم رو توی آغوش مناجات تو انداختم انداختم راه دل‌و شناختم² (علی بن حسین بن علی بن ابیطالب) [بند دوم] با راه کوچه‌ی آسمونا میشیم آشنا،با صحیفه چهره‌ی اصلی اسلام‌و می‌بینیم تو دعا،با صحیفه مفهوم بی‌حده و قفلا رو وا کرده² زبور آل محمده و دل‌ و طلا کرده² ببین سرشارِ از معارف توحید و عرفانه چقد حرفای نابی داره چون خواهر قرآنه خط به خطه ترانه² (علی بن حسین بن علی بن ابیطالب) [بند سوم] نگا کن نغمه ی دل نور اجابت‌و داره،با صحیفه بخدا اشکای شب،صبح سعادت‌و داره،با صحیفه معرفت اگه میخای فقط همین راهه² پا به پای آقا اگه نیای میری به بی‌راهه² با این زمزمه های عاشقی مسیرمون پیداست فقط پشت همین پنجره‌ی دعا خدا پیداست نور دلای شیداست² (علی بن حسین بن علی بن ابیطالب) به قلم: ✍ .👇
سلام وقت بخیر شرایط فروش فوق العاده شعبه افسریه نیکران موتور ۱۲ماهه(یکساله ) بدون پیش پرداخت ۱۰درصد پیش پرداخت ۲۵درصد پیش پرداخت بدون سود زیر قیمت نقدی محاسبه میشود هماهنگی ۰۹۳۹۶۱۱۲۶۰۶یعقوبیان ۰۹۱۹۲۱۱۸۰۳۹خانی فروشگاه ۰۲۱.۳۳۸۰۳۶۹۲ آدرس فروشگاه افسریه، ۱۵متری سوم نبش خیابان ۲۵ باما همراه باشید نمایندگی بنلی🛵(شعبه افسریه)نیکران موتور پاسارگاد پیج اینستاگرام مجموعه https://www.instagram.com/benelli_afsariyeh?igsh=dXlod2UxYWJ1anY3 کانال تلگرام مجموعه https://t.me/benelli_afsarieh کانال ایتا مجموعه https://eitaa.com/afsa112 کانال واتساپ مجموعه https://whatsapp.com/channel/0029Vao8Dbn6hENw6dw2Pq1X
برنامه سمت خدا. سه‌شنبه ۱۶ بهمن‌ماه ۱۴۰۳.mp3
14.26M
👆فایل صوتی برنامه سمت خدا با حضور استاد ، سه‌شنبه ۱۴۰۳/۱۱/۱۶
4_5841568780018260121.mp3
60.8M
🖋 سخنرانی| 🎤 🚩 اعیاد شعبانیه ۱۴۰۳ 📝 با موضوع: رسالت خطیر علیه السلام 📆شنبه ۱۳ بهمن‌ماه ۱۴۰۳ ه ش
4_5841568780018260172.mp3
59.67M
🖋 سخنرانی| 🎤 🚩 اعیاد شعبانیه ۱۴۰۳ 📝 با موضوع: رسالت خطیر علیه السلام 📆یکشنبه ۱۴ بهمن‌ماه ۱۴۰۳ ه ش