واحد - حیدر امام ما و حیدر امام قنبر.mp3
4.25M
#واحد امیرالمؤمنین
حیدر امام ما و حیدر امام قنبر
#حاج_مهدی_سلحشور 🎤
#محسن_ناصحی ✍
حیدر امام ما و حیدر امام قنبر
قنبر غلام حیدر، ما هم غلام قنبر
خدمت به مرتضی را لایق نبود هرکس
مرغ سعادت اما پر زد به بام قنبر
او احترام دارد از احترام مولا
ما احترام داریم از احترام قنبر
هرکس به رتبه ی خود جایی مقام دارد
او زیر پای حیدر ما زیر گام قنبر
از شیعیان زهرا، زن ها به فضه معروف
از شیعیان مولا، مردان به نام قنبر
وقتی سلام حیدر در شهر بی جواب است
می شد دل علی شاد از یک سلام قنبر
القصه ما کجا و درک مقام مولا
مائیم و آرزوی درک مقام قنبر
#امام_علی
.
.
#وداع_با_ماه_رمضان
با مدد از لسان الغیب
عاشقان ماه مناجات و دعا آخر شد
ماه مهمانی حق ، ماه عطا آخر شد
می رود نهر به نهر آب بقا برخیزید
ماه نوشیدن این آب بقا آخر شد
گرچه غفران الهی همه دم هست ولی
ماه بخشندگی جرم و خطا آخر شد
ماه پر فیض صیام آمده پایان یاران
کرم و لطف خداوند کجا آخر شد
در تقرب به خدا بود دل ما ، افسوس
ماه شبهای دل انگیز خدا آخر شد
ماه شبهای مناجات و عبادات گذشت
ماه شبهای پر از شور و نوا آخر شد
آخرین بار " ابو حمزه " بخوانید امشب
مجلس شورِ دعاهای شما آخر شد
روزی از عرش فراخوان عبادت دادند
آمد از عرش دگر باره ندا ، آخر شد
رفت ماه رمضان ، ماه بهار دل ها
فصلی از تابش انوار صفا آخر شد
عید فطر آمد و آورد پیامی ما را
کس نپرسد سحر عشق چرا آخر شد
کربلا چهره ای از آینه بر خاک نشست
گوئیا عمر همه آینه ها آخر شد
تا که سرها به سر نیزه بر آمد گفتند
عمر گلها همه در کرب و بلا آخر شد
بغض فریاد مرا "یاسر" دل خسته نوشت
آه ای عالمیان عهد و وفا آخر شد
. . . . . . .
#حاج_محمود_تاری «یاسر»✍
#وداع_با_رمضان
#عید_فطر
.
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
۱🎙 #روضه_شب_قدر حجتالاسلام #محسن_حنیفی 📝 شمشیر اومدی ... #زمزمه #ضربت_خوردن #امام_علی علیه السل
#زبانحال_مولا_با_حضرت_زهرا
#حضرت_زهرا
مانند غنچه سر به گریبان گرفته ام
در بین باغ گوشه هجران گرفته ام
بر زانوان بی کسی ام سر گذاشتم
از دوری توکلبه احزان گرفته ام
بی افتاب روی تو روزم سیاه شد
باقی عمر شام غریبان گرفته ام
خانه نشین شدم که کمی مادری کنم
جای تو در بغل سر طفلان گرفته ام
در پیش بچه های تو گریه نمی کنم
این بغض را چو میله زندان گرفته ام
با گریه میخ را ز در آورده ام برون
از چشم خویش خار مغیلان گرفته ام
یادش به خیر زندگی ام رو به راه بود
با گریه پشت دست به دندان گرفته ام
شرمنده ام که خانه امنی نداشتم
شرمنده ام که رخ ز عزیزان گرفته ام
#موسی_علیمرادی✍
................
.
#بعد_از_شهادت_حضرت_زهرا
#شام_غريبان
یادش بخیر فاطمه جانم قدیمها
ماقبلِ آن که بشکند اینجا حریمها
یادش بخیر دخترعمو خانه داریات
با آن نشاط از دل من غمگساری ات
یادش بخیر عطر تو در خانه پخش بود
در خانه راه رفتنت آرام بخش بود
یادش بخیر بی سحری روزه داریات
در روزهای سختِ علی ،بردباریات
یادش بخیر شادی و بازی بچه ها
دورت حسین و زینب و کلثوم و مجتبی
یادش بخیر وقت سخن روبروی تو
تو گرم گفتگو و منم محو روی تو
یادش بخیر از پدرت خواستگاریات
دوران نوجوانی و فصل بهاری ات
یادش بخیر نان معطر به بوی تو
آن سفره و نشستن من روبروی تو
یادش بخیر لذت شش ماه انتظار
رخت و لباس دوختنت بهر آن نگار
یادش بخیر شادی روز غدیر تو
اما چه زود خانه نشین شد امیر تو
یادش بخیر گرچه که خیری ندیده ای
ای سرو قامتی که دگر قد خمیده ای
من را ببخش بهر تو گر ،کم گذاشتم
((شرمنده ام که خانه اَمنی نداشتم))
#محمدمهدی_شفیعی✍
ShamArbaein1393[09].mp3
4.69M
﷽
#زمزمه توسل #امام_حسین
#شبهای_آخر_رمضان
[بیــا و ایــن دل شـکســته را بخر ...]
بـــــــا نـــــــــوای #حاج_امیر_عباسی
بلبل در قفسیم و ز چمن میگوییم
یا اویسیم و مدیحت ز قرن میگوییم
یاکه مانند مسافر ز وطن میگوییم
«گر چه دوریم به یاد تو سخن میگوییم
بعد منزل نبود در سفر روحانی»
حسین من
بیــا و ایــن دل شـکســته را بخر
حسین من
مسافر جامانده را با خود ببر
در دلم بود شوَم عاشقِ بین الحرمین
پدرم بود مُشوِّق که ادا سازم دِین
مادر آهسته مرا گفت که ای نورِ دوعین
هر دری بسته شود، جز درِ پرفیضِ حسین
این درِ کعبه عشق است که باز است هنوز
**
آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست
هرکجا هست خدایا بسلامت دارش
مدینه چقدر این شبا خلوته ، ..
شاید امام زمان الان مدینه باشه و برای غربت جد غریبش گریان باشه
https://eitaa.com/gorizhaayemaddahi/5364
اطلاعیه📣
اعضای محترم #مجمع_حضرت_یاس_کبود
که تمایل دارند #کتاب_ستایشگران_نور رو تهیه کنند
در پیامرسان ایتا به این شماره پیام ارسال کنند
09127797249
آقای سید عباس موسی کاظمی
12.03M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#نکات_آموزشی
سبکهای آموزشی پایه و اساس مداحی❗️
زمان برای مداح شدن❓
#دکتر_محمد_فراهانی
#مجمع_حضرت_یاس_کبود
#آموزش_مداحی
.
#حکایات
💠داستان
[احسان و نیکوکاری]
مردی در بنیاسرائیل در خواب دید فردی به او گفت: نیمی از عمر تو در وسعت و نیم دیگر در عسرت است. اکنون انتخاب کن کدام اول باشد. مرد گفت: من شریکی در زندگی دارم که باید با او مشورت کنم. وقتی مسئله را به همسرش گفت، همسرش به او گفت نیم اول را انتخاب کن. مرد این کار را کرد و دنیا به او روی آورد. هر گاه نعمتی به او میرسید، همسرش به او میگفت: به فلان خویشاوند نیازمندت کمک کن! فلان همسایه نیازمند است، دست او را بگیر. بدین سان هر نعمتی که به او میرسید، به نیازمندان کمک میکرد و شکر نعمت را به جای میآورد. وقتی نصف دوم عمرش رسید، همان مرد را در خواب دید که به او گفت: به درستی که خداوند از کار تو سپاسگزاری نمود و تو در تمام عمرت مثل گذشته خواهی بود.
💠داستان
[استغفار]
ربیع بن صبیح میگوید مردی نزد امام حسن(ع) آمد و از خشکسالی گله کرد. امام حسن(ع) به او فرمود: «استغفار کن [از خدا آمرزش بخواه]». مرد دیگری آمد و از فقر و نیازمندی گله کرد، امام به او فرمود: «استغفار کن». مرد دیگری آمد و عرض کرد: دعا کنید خدا پسری به من بدهد. امام به او فرمود: «از خدا آمرزش بخواه». عرض کردیم: افرادی با حوائج گوناگون نزد شما آمدند. شما همه آنها را به استغفار سفارش کردید. حضرت فرمود: «من این را از خود نگفتم، بلکه این را در نتیجه تأمل در گفته خدا به دست آوردم. خدا از حضرت نوح (ع) حکایت میکند که به قوم خود گفت: «فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّاراً يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَاراً وَيُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَيَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَيَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهَارًا» ».
💠داستان
[احترام به والدین]
آيت الله العظمي مرعشي نجفي (ره) بزرگ فرهنگ بان ميراث اهل بيت (عليهم)، در بيشتر علوم اسلامي صاحب نظر بود و تأليفات ارزشمند ايشان - كه نزديك به صد و پنجاه اثر در موضوعات مختلف است - گواه روشني بر اين حقيقت است. او اين همه توفيقات را از بركت محبت به پدر و دعاي والدين مي داند. او در خاطرات خود چنين مي گويد: زماني كه در نجف بوديم، روزي مادرم فرمود: پدرت را صدا بزن تا براي صرف نهار تشريف بياورد. حقير به طبقه بالا رفتم و ديدم پدرم در حال مطالعه، خوابش برده است. مانده بودم چه كنم: از طرفي مي خواستم، امر مادرم را اطاعت كنم و از طرفي ديگر مي ترسيدم با بيدار كردن پدر باعث رنجش خاطر او گردم. خم شدم و لب هايم را كف پاي پدر گذاشتم و آرام چندين بوسه زدم تا اينكه پدر از خواب بيدار شد، وقتي اين علاقه و ادب و كمال و احترام را از من ديد، فرمود: شهاب الدين تو هستي؟
عرض كردم: بلي آقا. آنگاه دو دستش را به سوي آسمان بلند كرد و فرمود: پسرم! خداوند عزتت را بالا ببرد و تو را از خادمين اهل بيت (عليهم) قرار دهد.
👈حضرت آيت الله العظمي مرعشي نجفي مي فرمود: من هر چه دارم، از بركت آن دعاي پدرم است
ــــــــــــــــــــــــــــ
.
.
#مناجات_با_خدا
#وداع_با_ماه_رمضان
شبهای پایانی ماه مبارک رمضان
حاج منصور ارضی:🎤
باز شب های آخر ماه است
من و باری که مانده بر دستم
منم آن جای مانده از شب قدر
فرصتِ توبه رفته از دستم
آمدم تا به خویش فهمیدم
ماه رفته است و دست من خالی
قدر این سفره را ندانستم
ناله ها می کشم ز بدحالی
مانده ام بین حال خوف و رجاء
گفتم آیا دگر امیدی هست؟
شب جمعه رسید و گفت به من
مَلَکِ رحمتش امیدی هست
هرچه در کار خویش می نگرم
با خدایم وفا نکردم من
آمدم در ضیافتش اما
سر سفره حیا نکردم من
ای خدا بار من زمین مانده
آبروی مرا بخر امشب
چه کنم چون مرا نبخشی و
بگذرد از سرم اگر امشب
حال که آمدم مرا دریاب
به تو غیر از وفا نمی آید
چون منی را اگر ببخشاید
کم ز لطف خدا نمی آید
.👇
Shab27_Razaman1402_Arzi.mp3
8.13M
🏴السلام علیک یا ابا عبدالله
🔊 باز شب های آخر ماه است
من و باری که مانده بر دستم
منم آن جای مانده از شب قدر
فرصتِ توبه رفته از دستم ...
◼️ #مناجات_با_خدا و توسل به #امام_حسین علیه السلام
🎤 حاج منصور #ارضی