eitaa logo
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
5.6هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
630 ویدیو
843 فایل
گریز زیارت عاشورا ، دعای کمیل و دعای توسل و جوشن کبیر https://eitaa.com/gorizhaayemaddahi
مشاهده در ایتا
دانلود
. 🔴مخالفت با حکمت و مصلحت در برخی از موارد، انسان به خاطر نداشتن آگاهی، چیزی را از خدا می خواهد که با حکمت الهی سازگاری ندارد و به مصلحت او نیست، از این رو دعایش مستجاب نمی شود . ➖امام علی(ع) می فرماید: إنَّ كَرَمَ اللّه ِ سُبحانَهُ لا يَنقُضُ حِكمَتَهُ ، فَلِذلِكَ لا يَقَعُ الإجابَةُ في كُلِّ دَعوَةٍ » كرم خداى سبحان حكمتش را نقض نمى كند ؛ از اين روست كه هر دعايى مستجاب نمى شود .(۱۲) ➖و خداوند می فرماید:« وَعَسَىٰ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ ۖ وَعَسَىٰ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ ۗ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ» چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، حال آن که خیرِ شما در آن است. و یا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه شرِّ شما در آن است. و خدا می‌داند، و شما نمی‌دانید.(۱۳) 🔴خیانت دل فردی از امام علی(ع) سؤال کرد: با اینکه خداوند فرموده است: «ادعونی استجب لکم » چرا دعای ما مستجاب نمی شود؟ حضرت فرمود: إنَّ قُلُوبَكُمْ خَانَ بِثَمَانِ خِصالٍ: «به خاطر این که دل های شما در هشت مورد خیانت کرد: ➖أوّلُها: أنَّكُمْ عَرَفْتُمُ اللهَ فَلَمْ تَؤُدُوا حَقَّهُ كَمَا أوْجَبَ عَلَيْكُمْ فَمَا اغْنَتْ عَنْكُمْ مَعْرِفَتُكُمْ شَيْئاً. اول: شما خدا را شناختید ولی حق او را به جا نیاوردید، پس این شناخت سودی به حال شما نداشت . ➖وَ الثَّانِيَةُ: أنَّكُمْ امَنْتُمْ بِرَسُولِهِ ثُمَّ خَالَفْتُمْ سُنَّتَه وَ امنْتُم شَرِيعَتَهُ فَأيْنَ ثَمَرَةُ إيمَانِكُمْ؟ دوم: شما ایمان به پیامبر او آوردید، سپس با سنت او به مخالفت برخاستید و شریعت او را نادیده گرفتید، پس چه شد ثمره ایمان شما؟ ! ➖ وَ الثَّالِثَةُ: أنَّكُمْ قَرَأْتُمْ كِتَابَهُ المُنْزَلَ عَلَيْكُمْ فَلَمْ تَعْمَلُوا بِهِ وَ قُلْتُمْ سَمِعْنَا وَ أطَعْنَا ثُمَّ خَالَفْتُمْ. سوم: شما کتابی را که نازل شد خواندید، ولی به آن عمل نکردید . گفتید: «سمعنا واطعنا» ، سپس مخالفت ورزیدید . ➖ وَ الرَّابِعَةُ: أنَّكُمْ قُلْتُمْ تَخَافُونَ مِنَ النَّارِ وَ أنْتُمْ فِى كُلِّ وَقْتٍ تُقَدِّمُونَ إلَيْهَا بِمَعَاصيكُمْ فَأيْنَ خَوْفُكُمْ؟ چهارم: شما گفتید که از آتش می ترسید، در حالی که همواره با گناهان خود به آن نزدیک می شوید، پس چه شد ترس شما؟ ! ➖ وَ الْخَامِسَةُ: أنَّكُمْ قُلْتُمْ تَرْغُبُونَ فِى الجَنَّةِ وَ أنْتُمْ فِى كُلِّ وَقْتٍ تَفْعَلُونَ مَا يُبَاعِدُكُمْ مِنْهَا فَأيْنَ رَغْبَتُكُمْ فِيهَا؟ پنجم: شما گفتید که علاقمند به بهشت هستید، در حالی که همواره با کارهایتان از آن دور می شوید، این چه علاقه ای است که دارید؟ ! ➖وَ السَّادِسَةُ: أنَّكُمْ أكَلْتُمْ نِعْمَةَ المَوْلَى فَلَمْ تَشْكُرُوا عَلَيْهَا. ششم: شما نعمت های پروردگار را استفاده کردید ولی سپاسگزاری نکردید . ➖وَ السَّابِعَةُ: أَنَّ اللّهَ أمَرَكُمْ بِعَدَاوَةِ الشَّيْطَانِ وَ قَالَ «إنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوّاً» فَعَادَيْتُمُوهُ بِلَا ثَوْلٍ وَ وَالَيْتُمُوهُ بِلَا مُخَالِفَةً. هفتم: خداوند شما را به دشمنی با شیطان فرا خواند و فرمود: «ان الشیطان لکم عدو فاتخذوه عدوا»در حالی که شما در حرف با او مخالفت و دشمنی کردید ولی در عمل با او طرح دوستی ریختید . ➖وَ الثَّامِنَةُ: أنَّكُمْ جَعَلْتُمْ عُيُوبَ النَّاسِ نَصْبَ أعْيُنِكُمْ وَ عُيُوبِكُمْ وَرَاءَ ظُهُورِكُمْ تَلوُمُونَ مَنْ أنْتُمْ أحَقُّ بِاللَّوْمِ مِنْهُ فَأىُّ دُعَاءٌ يُسْتَجَابُ لَكُمْ مَعَ هَذَا وَ قَدْ سَدَدْتُمْ أبْوَابَهُ وَ طُرُقَهَ فَاتَّقُوا اللّهَ وَ أصْلِحُوا أعْمَالَكُمْ وَ أخْلَصُوا سَرَائِرَكُمْ وَ آمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهُوَا عَنِ الْمُنْكَرِ فَيَسْتَجِيبُ لَكُمْ دُعَائُكُمْ. هشتم: شما همواره عیب های دیگران را در نظر آوردید و عیب های خود را پشت سر انداخته و فراموش کردید، آن ها را ملامت کردید، در حالی که خود به ملامت سزاوارتر بودید . پس با این وضع کدام دعا از شما مستجاب شود، در حالی که با این کارها درهای اجابت پروردگار را بر روی خود بسته اید.(۱۴) 🟢 اشتیاق الهی به دعای بنده اما جالب اینکه گاهی علت عدم استجابت هیج کدام از موارد بالا نیست بلکه خداوند به دعای بنده ش شوق دارد و خداوند استخابت دعای بنده ش را به تأخیر می اندازد تا تو بیشتر با دعای خود به انس و عبادت خداوند مشغول باشد. امام صادق(ع): «إنَّ العبدَ لَيَدعو فيَقولُ اللّه ُ عزّ و جلّ لِلمَلَكينِ : قد اِستَجَبتُ لَهُ و لكنِ احبِسوهُ بحاجتِهِ ، فإنّي اُحِبُّ أن أسمَعَ صوتَهُ...» بُوَد كه بنده دعا كند و خداوند عزّ و جلّ به دو فرشته فرمايد : من دعاى او را مستجاب كردم اما حاجتش را نگه داريد ؛ زيرا دوست دارم صداى او را بشنوم .(۱۵) 👇
.. 💠داستان حضرت صادق (ع ) فرمود: به دنبال چراگاهى برای گوسفندانس بود صدائى شنید نگاه کرد دید مرد بلند قامتى مشغول نماز است. سوال نمود بنده خدا نماز براى كه مى خوانى ؟ جواب داد براى پروردگار آسمان . فرمود: از چه محل غذا تهیه مى كنى؟ اشاره به درختى نموده گفت میوه این درخت را مى چینم و براى زمستانم ذخیره مى نمایم... حضرت ابراهیم پرسید كدام روز بزرگترین روزها است . گفت روز قیامت كه خداوند پاداش اعمال مردم را در آنروز مى دهد. گفت خوب است با هم دعا كنیم كه از شر آن روز، خداوند ما را ایمن دارد.  پیر گفت دعا را چه مى خواهى به خدا قسم سه سال است دعائى كرده ام و حاجتى خواسته ام هنوز مستجاب نشده . ابراهیم فرمود مى خواهى بگویم چرا اجابت دعایت به تأخیر افتاده. زیرا خداوند وقتى بنده اى را دوست داشته باشد اجابت دعایش را به تأخیر مى اندازد تا مناجات كند و طلب نماید چون راز و نیایش او را دوست دارد، اما بنده اى كه خدا بر او خشمگین است اگر چیزى درخواست كند، در برآوردن حاجت او تعجیل مى كند یا قلبش را از آن خواسته منصرف نموده مأیوسش مى كند تا دیگر درخواست ننماید آنگاه پرسید حاجت تو چه بوده ؟ پیرمرد گفت سه سال پیش گله گوسفندى از اینجا گذشت جوانى زیبا صورت كه دو رشته موى بر دو طرف سر داشت گوسفندان را سرپرستى مى كرد. از او پرسیدم این گوسفندها متعلق به كیست ؟ گفت از ابراهیم خلیل الرحمن. آنروز درخواست كردم خدایا اگر در روى زمین خلیل و دوستى دارى به من نشان بده ! ابراهیم گفت خدا دعایت را مستجاب نموده من ابراهیم خلیلم . پیر حركت كرده او را در آغوش گرفت.(۱۶) 💠داستان روزي يكي از دوستان حضرت صادق عليه السلام خدمت ايشان مشرف شد و عرض كرد: «بسيار فقير و تنگدست شده ام دعائي بفرمائيد شايد خدا روزي ام را وسعت داد» حضرت فرمود: «هرگز دعا نمي كنم!» پرسيد: «چرا يا بن رسول اللّه؟» فرمود: «براي اينكه خدا امر فرموده براي به دست آوردن روزي تلاش كنيد اما تو مي خواهي كه در خانه ات بنشيني و با دعا به تو روزي مي برسد. برو كار كن تا خدا به تو روزي دهد»(۱۷) 💠داستان «محمد بن مسلم» به امام باقر عليه السلام عرض كردم: «ما فردي را مي نگريم كه در عبادت و خشوع كوشش فراوان دارد و بسيار عبادت مي كند ولي امامت شما را نپذيرفته است. آيا اين عبادت و كوششهاي ديني او سودي به حالش خواهد داشت يا نه؟» حضرت فرمودند: «اي ابامحمد! مَثل اهلبيت نبوت مانند آن خانواده اي است كه بني اسرائيل بودند و هر گاه چهل شب عبادت و راز و نياز مي كردند و بعد دعائي مي نمودند و دعايشان مستجاب مي شد. يكي از آنها بعد از چهل شب دعائي كرد ولي مستجاب نگرديد. نزد عيسي رفت و گله نمود و از او خواست تا دعائي برايش كند. عيسي وضو گرفت و نماز خواند و پس از نماز دعا كرد. خطاب رسيد: اي عيسي! آن بنده من از غير از دري كه بايد نزدم بيايد، آمده و مرا خوانده اما در دلش نسبت به نبوت تو ترديد وجود دارد. بنابراين اگر آن قدر مرا در حال سجده بخواند تا گردنش جدا شود و انگشتانش بريزد دعايش را اجابت نمي كنم. حضرت به آن مرد گفت: آيا تو خدا را مي خواني ولي در مورد پيامبرش شك داري؟ مرد جواب داد: اي روح خدا! سوگند به خدا همان گونه كه گفتي است. من درباره پيامبري تو شك دارم. اكنون از خدا بخواه اين شك را از دل من بيرون برد. عيسي پذيرفت و در حق او دعا كرد و توبه اش پذيرفته شد. از آن پس هر گاه دعا مي كرد دعايش مستجاب مي گرديد.(۱۸) 💠داستان حضرت صادق(ع)فرمودند: عابدی از بنی اسرائیل سه سال پیوسته دعا می کرد تا خداوند به او پسری عنایت کند؛ولی دعایش مستجاب نمی شد. روزی عرض کرد: خدایا! من از تو دورم که سخنم را نمی شنوی یا نزدیکی ولی جوابم را نمی دهی؟!  خواب به او گفتند: سه سال است خدا را با زبانی که به فحش وناسزا آلوده است می خوانی،اگر می خواهی دعایت مستجاب شود فحش وناسزا را رها کن، از خدا بترس،قلبت را از آلودگی پاک کن و نیت خود را نیکو گردان. حضرت صادق (ع) فرمود: او به دستورات عمل کرد، آن گاه خداوند دعای او را اجابت کرد و پسری به او داد.(۱۹) ــــــــــــــــــــــــــــ 📎پی نوشتها ۱.اثبات الوصيه مسعودي، ص۱۴۳. ۲.الدعوات ،۳۳ ۳.غافر/۶۰ ۴.کافی،ج۲،ص۴۷۵. ۵.بحار الأنوار، ج ۹۳، ص ۳۶۸ ۶.كنز العمّال،۵۸۸۱. ۷.الکافي،ج۲،ص۱۴۸  ۸.بحار الأنوار،ج۷۳،ص۳۲۹. ۹.معانى الأخبار، ص۲۷۱. ۱۰.الخصال،ص۳۳۷. ۱۱.إرشاد القلوب ،ص۱۴۹. ۱۲.غرر الحکم،۳۴۷۸. ۱۳.بقره/۲۱۶ ۱۴. بحار الأنوار،ج ۹۰، ص۳۷۷. ۱۵.الكافي،ج۲ص۴۸۹. ۱۷. تحفة الواعظين،ج۲،ص۵۲۹. ۱۸.كافي،ج۱،ص۴۰۰ ۱۹.اصول کافی،ج۲،ص۳۲۵ 🌺 والسلام علی من اتبع الهدی 🌺 .
. (علیه السلام) 1⃣سلام : «السلامُ علی الممنوعِ من ماءِالفرات ـ السلام علی سَیِّدِ السّادات ـ السلام علی قائدِ القادات.» ۱ 2⃣گرفتن اذن میدان: اومد اجازه بگیره ، امام اجازه داد و فرمود برو با اهل خیمه وداع کن . صدا زد: «السلام علیک یا أخاه و علیکن یا اهلَ بَیتاه هذا آخِرُالسلام و آخِرُ الکلام و اللقاءُ فی الجنه.» ۲ اهل حرم دورش و گرفتند ، دختر خردسال امام حسین جلو اومد صدا زد: «یا علی إرحم غُربَتَ أبینا»۳ «إرحم غُربَتَنا لا طاقةَ لنا علی فِراقک» ۴ 3⃣رفتن به میدان: امام یه نگاه مأیوسانه ای به علی اکبر کرد ، اشکش جاری شد ، محاسنش رو به آسمان بلند کرد صدا زد: «اَللّهُمَّ کُن اَنتَ الشَّهیدُ عَلَیهِم، فَقَد بَرَزَ اِلَیهِم غُلامٌ اَشبَهُ النّاس خَلقاً و خُلقاً و مَنطِقاً بِرَسولِکَ وَ کُنا اِذا اَشتَقنا اِلی نَبِیِّک نَظَرنا اِلَیه.»۵ 4⃣نبرد علی اکبر: وارد میدان شد رجز خوند ، 120 نفر از دشمن رو به درک واصل کرد، تشنگی بر آنحضرت چیره شد، نزد پدر برگشت و عرض کرد: «یا اَبَه! اَلعَطَشُ قد قَتَلَنِی وَ ثِقلُ الحَدِیدِ قد اَجهَدَنِی و هل الی شربةٍ من الماء سبیلٌ»۶ امام فرمود: «یا بنیّ یعَزُّ علی محمدٍ و علی علیِّ بن ابیطالب و عَلَیَّ أن تدعوهم فلا یُجیبوک و تثتغیثَ فلا یُغیثوک یا بُنَیَّ هات لسانک»۷ 5⃣شهادت علی اکبر: علی به میدان برگشت یه وقت با تیری گلوش و هدف گرفتند گلو پاره شد، خون تموم بدن و گرفت، مُرَّةِ بنِ مُنقَذِ عبدی گفت: گناه عرب بر گردن من باشد اگه داغ این جوون و به دل پدرش نذارم ، با نیزه کمین کرد ، یه مرتبه مُرَّه چنان با نیزه بر او زد که آن بزرگوار به زمین افتاد، لشگر دور علی روگرفتند، «فَقَطَّعُوهُ بِسُیُوفِهِم اِرباً اِرباً.» روحش به گلوگاه نزدیک شد صدا زد: «یا اَبَتاهُ عَلَیکَ مِنِّی السَّلامُ هذا جَدِّی رَسُولُ اللهِ یَقرَئُکَ السَّلامُ و یَقُولُ عجِّلِ القُدُومَ اِلَینا. قَد سَقانیِ بِکَأسِهِ الاَوفی شَربَةً لا ظَمَأَ بَعدَها اَبَداً.»۸ یه وقت دیدن یه صدایی از گلوی اکبر بلند شد و جان سپرد. ۹ 6⃣امام بر بالین علی: واعظ قزوینی می گه امام چند قدم به جنازه علی اکبر مونده بود از مرکب به زمین افتاد، با زانو خودش و رسوند کنار بدن علی اکبر ، تا بدن قطعه قطعه رو دید ، «صاح الامام سبعَ مرّات» «آه وا ولدا ، آه واعلیا ، وا ثمرةَ فؤاداه ، ولدی قتلوک» « فجعل یمسعُ الدَّمَ علی ثنایاهِ الشَّریفَه» « فوضع خده علی خده و قال: یا بُنَیَّ لَقَد اِسترحتَ مِن هَمِِّ الدُّنیا و غَمِّها و بَقِیَ اَبُوکَ فَریداً وَحِیداً.»۱۰ «قَتَلَ اللهُ قَوماً قَتَلوکَ» «عَلَی الدُّنیا بَعدَکَ العَفا» در این حال زینب(س) از خیمه بیرون دوید، فریاد میزد: وای برادرم، وای فرزند برادرم ، امام سر خواهر را بلند کرد و او را به خیمه باز گردانید.۱۱ امام صورت اشک آلود خود را روی چهرة خون آلود علی اکبرش گذاشت، و بقدری بلند گریه کرد که تا آن روز کسی اینگونه صدای گریه بلند را از او نشنیده بود. ۱۲ 7⃣بردن بدن علی به خیمه: سپس امام، پیکر خون آلود اکبرش را در آغوش گرفت و فرمود: «تَعالَو اِحمَلُوا اَخاکُم.» اینجا سکینه جلو اومد صدا زد: «پدرم! برادرم چه شد؟» امام فرمود: دشمنان او را کشتند. «فَنادَت وا اَخاه! وا مُهجَةََ قَلباهُ! ...» امام فرمود: «دخترم ، صبر کن»گفت: «یا اَبَتاهُ! کَیفَ تَصبِرُ مَن قُتِلَ اَخُوها وَ شُرِدَ(تنها مانده) اَبُوها.» ۱۳ 8⃣فضیلت گریه: زید شحام می گه : خدمت امام صادق بودیم که جعفر بن عفّان وارد شد ، آقا صداش زد کنار خودش نشوند ، فرمود : شنیدم برای جدم حسین شعر می گی؟ عرض کرد بله آقا جان. جعفر شروع کرد به مرثیه خوندن ، به قدری امام گریه کرد که اشک بر محاسن و صورت مبارک جاری شد همه شروع کردند به گریه کردن . امام فرمود: «یا جعفر! واللهُ شَهِدَت ملائکةُ اللهِ المقربون هاهنا یسمعون قولَک فی الحسین و لقد بَکَوا کما بَکَینَا و اکثر.» ۱۴ 9⃣سخن بزرگان در باب علی اکبر: آیت الله کوهستانی: آنقدر حضرت علی اکبر شفاعت می کند که نوبت به امام حسین نمی رسد. ۱۵ شیخ جعفر شوشتری: مجلس علی اکبر مجلس وفات حسین است بلکه مجلس وفاتهای حسین است. ۱۶ ...................................................... ۱-بحار، ج ۱۰۱ ۲-تذکرة الشهداء، ج 1، ص 466. ۳-شرح شمع، ثمری، ص190. ۴-سالار کربلا، مقرم، ص 416. ۵-سوگنامه آل محمد، ص 274. ۶-لهوف، 67. ۷- بحار، ج45، ص 43. ۸- مقتل الحسین مقرم ص ۳۱۲ ۹-کبریت الاحمر ط اسلامیه ص 185. ۱۰-رياض القدس، ج2، ص 22. ۱۱-ترجمه ارشاد مفید ج 2 ص 110 ۱۲-نفس المهموم ص62. ۱۳-الوقایع والحوادث ج 3 صں 131. ۱۴-بحار، ج 44، ص 282. ۱۵-بر قله پارسایی، ص 292. ۱۶-مقتل شوشتری،ص181. .
. علیه السلام بسیار کاربردی جمع آوری و عنوان بندی شده از کتب مختلف 1⃣سلام: «السلام علی المقتول المظلوم ـ السلام علی الممنوع من ماء الفرات ـ السلام علی سیّد السادات ـ السلام علی قائد القادات.»۱ 2⃣فضیلت گریه: امام صادق فرمودند: «امام حسین کسانی را که برایش گریه می کنند می بیند، و برای آنها طلب استغفار می کند، و از آل عبا می خواهد که برای آنها طلب استغفار کنند» ، « اگر زائرین و گریه کنندگان بر من می دانستند، که خدا چه پاداشی برای آنها فراهم کرده است، شادی آنها از گریه هایشان بیشتر بود، آنها از مجلس عزا بدون گناه برمی خیزند مثل روزی که از مادر متولد شده اند.»۲ 3⃣منع آب از اهل بیت: در روز هفتم ابن زیاد طی نامه ای به عمرسعد نوشت: «و حالوا بینَ الحسینِ و اصحابِهِ و بینَ الماءِ ان یستَقوا منه قطرةً...»۳ 4⃣قنداقه اصغر هنگام ظهور: وقتی امام زمان ظهور می فرمایند، بعد از مکه و مدینه می رن کربلا، صدا می زنند: «الا یا اهل العالم إنَّ جدی الحسین قتلوه عطشانا» ، « الا یا اهل العالم إنَّ جدی الحسین سحقوه عدوانا» ، یه وقت دست می برند داخل قبر امام حسین قنداقه خون آلودی رو بیرون میارن، خطاب می کنند: « الا یا اهل العالم بأیِّ ذنبٍ قتلوه»۴ 5⃣روضه: وقتی همه به شهادت رسیدند، و دشمن تنهایی امام را دیدند ، به خیمه ها نزدیک شدند و محاصره کردند، امام نزدیک سپاه اومد و فرمود: «هل من معین؟ هل من مغیث؟ هل من ذابٍّ یذُبُّ عن حرم رسول الله؟» اینجا طفل شیرخواره تو آغوش حضرت زینب بیهوش بود. ۵ تا صدای استغاثه بلند شد ، اهل حرم شروع کردن به شیون کردن، امام برگشت به سمت خیمه ها ، زینبم چی شده؟ عرضه داشت: تا صدای استغاثه شما بلند شد، علی اصغر« قطع القماط و القی بنفسه(خودش رو بر زمین انداخت)»۶ 6⃣آوردن طفل به میدان: امام زنها رو آروم کرد بعد فرمود: «ناولونی علیا حتی اودعه» بغلش کرد، دید از تشنگی چشماش فرو رفته، شروع کرد به گریه کردن. ۷ 7⃣شهادت علی اصغر: اومد مقابل دشمن، فرمود: «یا قَومُ اِن لَم تَرحَمُونِی فَارحَمُوا هذا الطِّفلَ اَما تَرونَهُ کَیفَ یَتَلَظّی عَطَشاً.» اینجا حرمله تیری به کمان گذاشت، «فَذُبِحَ الطِّفلُ مِنَ الوَرِیِد اِلَی الوَرید، او مِنَ الاُذُنِ اِلیَ الاُذُنِ.»۸ حضرت دستش و از خون گلوی علی پر می کرد ، به آسمان می پاشید، می فرمود: «اللهم احکم بیننا و بین القوم دعونا لینصرونا فقتلونا» بعد فرمود: «هون علی ما نزل بی انه بعین الله» در این وقت یک ندایی از آسمان اومد: «یا حسین دَعهُ فَاِنَّ لَهُ مُرضِعاً فِی الجَنَّهِ.» ۹ 8⃣ملاقات سکینه با نعش علی اصغر: جنازة علی اصغر را در حالی که خونش بر سینهاش جاری بود به سوی خیمه آورد. سکینه به استقبال پدر شتافت و عرض کرد: «یا اَبَهُ لَعَلَّکَ سَقَیتَ اَخِی اَلماءَ.» امام گریه کرد و فرمود: «بُنَیَّهُ هاکِ(بیا بگیر) اَخاکِ مَذبوحاً بِسَهمِ الاَعداء.»۱۰ 9⃣شاهدی بر شدت مصیبت: امام حسین(ع) هنگامی که به شهادت رسید، در روز یازدهم محرم، سکینه کنار پیکرهای شهداء آمد و گریه کرد تا بیهوش شد، امام حسین(ع) در عالم بی هوشی به سکینه اشعاری آموخت برای شیعیان بخواند، دو شعر از آن اشعار این است: لَیتَکُم فِی یَومِ عاشُورا جَمِیعاً تَنظُروُنِی کَیفَ اَستَقِی لِطِفلِی فَاَبَوا اَن یَرحَمُونِی وَسَقُوهُ سَهمَ بَغیٍ عَوَضَ الماء المَعِینِ یا لَرَزءٍ وَ مُصابٍ هَدَّ اَرکانَ الحَجُونِ :«ای کاش در روز عاشورا همة شما بودید و میدیدید که چگونه برای کودکم طلب آب کردم، قوم به من رحم نکرد، و به جای آب گوارا، کودکم را با تیر (خون) ظلم سیراب کردند، این حادثه آنچنان جانسوز و سخت و طاقت فرسا است که پایه های کوههای مکه را خراب کرد».۱۱ ..................................................... ۱_بحارالانوار، ج 101.. المزار، ص 236 ۲_تمنای ابرار، ص 196. وسائل الشیعه، ج 14، ص422 . . بحار، ج 44، ص 281 ۳_ تقویم شیعه، ص 19. . الوقابع و الحوادث، ج 2، ص 153. ۴_ باب الحوائج علی اصغر، صں 161. ۵_تذکرة الشهداع، ج 1، ص 517. ۶_معالى السبطين، ص 391. ۷_اسرار الشھادہ، ج2، صں 759. ۸_نفس المهموم، ص 216. ۹_بحار، ج45، ص 47. ۱۰_معالى السبطين ج 1 ص 425. ۱۱_معالى السبطين ج 2 ص 53. .
. روضه حضرت عباس(علیه السلام) 1⃣سلام امام زمان: اَلسّلامُ عَلی اَبِی الفَضلِ العَبّاسِ بن اَمِیرِالمُؤمِنینَ، اَلمُواسِی اَخاهُ بَنَفسِهِ، اَلاَخِذُ لِغَدِهِ مِن اَمسِهِ، اَلفادِی لَهُ، الواقِیُ السّاعِیُ اِلَیهِ بِمائهِ اَلمَقطوعَةُ یَداهُ ... بحار ج 45 ص 66. 2⃣فضایل:اِنَّ لِلعَبّاسَ عِندَ اللهِ تبارکَ وَ تَعالی مَنزِلَةًً یَغبِطُهُ بِها جَمِیعُ الشُّهداءِ یَوم القیامَهِ. کَالجَبَل العَظِیم وَقَلبُهُ کَالطَّودِ الجَسِیم لِانّهُ کان فارساً هُماماً وَ بَطَلاً ضَرغاماً، وَکانَ جَسُراً عَلَی الطَّعْنِ وَالضَّربِ فِی مَیدانِ الکُفارِ وَ الحَربِ. یزید گفت: اَبَیتَ اللّعنَ یا عباسُ، هکَذا یَکُونُ وَفاءُ الاَخ لِاخِیهِ. 3⃣آب آوردن از شریعه: دشمنان شش بار به او حمله کردند تا نگذارند او خود را به آب برساند، ولی آن حضرت ضربات سنگین بر آنها وارد ساخت و خود را به آب رسانید نزدیک آب شد، کفی از آب برداشت و کنار دهان اسبش برد تا بیاشامد، سپس کفی از آب برداشت و خواست بیاشامد، به یاد لب تشنة امام حسین(ع) افتاد، آب را به روی آب ریخت فَذَکَرَ عَطَشَ الحسین(ع) وَ مَن مَعَهُ فَرَمَی الماء (کبریت الاحمر ص 159 ـ منتخب التواریخ ص 258). یا نَفسُ مِن بَعدِالحسین هُونِی وَ بَعدِهِ لا کُنتَ اَن تَکُونِی هذا الحسین وارِدُ المَنُونِ وَ تَشرِیِینَ بارِدَ المَعِینِتَا للهِ ما هذا فِعال دِینِی «وَاللهِ لا اَذُوقُ الماءَ و سیّدی الحسین(ع) عَطشاناً» بحار ج 45 41 ـ ترجمه مقتل الحسین(ع) ابی مخنف ص 97 4بریده شدن دست راست: حضرت عباس(ع) مشک را به شانه راستش گرفت تا اینکه نَوفِل اَزرق ضربتی بر دست راست او زد و آن را جدا نمود، وَاللهِ اِن قَطَعتُمُو یَمِینی اِنِّی اُحامِی اَبَداً عَن دِیِنی وَ عَن اِمامٍ صادِقِ الیَقِینِ نَجلِ النَّبِیَّ الطّاهِرِ الاَمیِن 5⃣بریده شدن دست چپ: بعضی کشته های آن حضرت را 855 نفر ذکر کرده اند. در این بحران، حکیم بن طُفیل از کمین نخلهای بیرون جهید و ضربتی بر دست چپ آن حضرت وارد ساخت، و دستش را از بند (مُچ) قطع کرد (فَقَطَعَ یَدَهُ مِن الزَّنَدِ).آن حضرت چنین رجز میخواند: یا نَفسُ لا تَخشَی مِنَ الکُفّار وَ اَبشِریِ بِرَحمَةِ الجَبّار مَعَ النَّبِیِّ السَّیِّدِ المُختارِ قَد قَطعُوا بِبَغیِهِم یِسارِیفَاَصلِهِم یارَبِّ حَرَّ النّارِ 6خوردن تیر به مشک: آنحضرت مشک را به دندان گرفت و همّت میکرد تا مشک را به خیمه ها برساند که ناگاه تیری بر مشک آب آمد و آب آن ریخت، و تیر دیگری بر سینهاش رسید و از اسب بر زمین افتاد. منتهی الآمال ج 1 ص 279 7اصابت عمود: ابی مخنف مینویسد وقتی که دستهای عباس(ع) جدا شد، در حالی که از دو طرف دستش قطرات خون میریخت به دشمن حمله کرد ظالمی با گرز آهنین بر سر مبارکش زد و آن را شکافت، آن هنگام آن مظلوم به زمین افتاد و در خون خود غوطه ور گردید صدا زد: یا اَخِی یا حسین(ع) عَلیکَ مِنّیِ السَّلامُ. :«ای برادرم حسین(ع) خداحافظ»و طبق روایت مشهور، صدا زد:یا اَخاهُ اَدرِک اَخاکَ. فَوَقَفَ عَلَیهِ مُنحَنِیاً وَ جَلَسَ عِندَ رأسِهِ یَبکِی حَتّی فاضَت نَفسُهُ. اَلآن اِنکَسَر ظَهرِی وَقَلَّت حِیلَتِی وَ شَمَّت بِی عَدُوِّی 8چرا تو را به خیمه نبرم: مرحوم فاضل دربندی در اسرار الشّهاده نقل میکند: امام حسین(ع) تصمیم گرفت عباس را که پیکرش در خون غوطه ور بود به سوی خیمهها ببرد، عباس چشم خود را گشود و دریافت که امام میخواهد او را به خیمه ببرد، عرض کرد: میخواهی چه کنی؟ امام فرمود: میخواهم تو را به خیمه ببرم. عباس عرض کرد: بگذار من در همین جا باشم. امام فرمود: چرا؟ عباس عرض کرد: اِنِّی مُستَحٍ مِن اِبنَتِکَ سَکِینَهَ و قد وَعَدتُها بِالماء وَلَم آتِها بِه. امام حسین(ع) فرمود: جَزَیتَ عَن اَخِیکَ خَیراً حَیثُ نَصَرتَنِی حَیّاً وَ مَیِّتاً. معالی السبطین ج 1 ص 449 9سخن سکینه هنگام برگشتن به خیمه :یا اَبَتاهُ! هَل لَکَ عِلمٌ بِعَمِّیَ العَباسِ ...یا اِبنَتاهُ اِنَّ عَمَّکَ العَبّاسَ قُتِلَ وَ بَلَغَت روُحُهُ الجَنانَ.صدای شیون سکینه و زینب(س) و سایر بانوان بلند شد و همه فریاد میزدند:وا اَخاهُ، وا عَبّاساهُ، وا قِلَّةَ ناصِراهُ، وا ضِیعَتاهُ مِن بَعدِکَ. كبريت الاحمر ص162.وَ بانَ الاِنکِسارُ فِی وَجهِ الحسین(ع) وَ بَکی بُکاءً شَدیداً، وَ نادی وا اَخاهُ، وا عَبّاساهُ، وا مُهجَةَ قَلبَاهُ! وا ضِیعَتاهُ بَعدَکَ یا عَبّاسُ، اَلآنَ اِنکَسَرَ ظَهرِی وَقَلَّت حِیلَتِی وَ انقَطَعَ رَجائِی 👇
🔟روضه مرحوم ملا حبیب الله کاشانی: ایشان می گوید هنگامی که امام حسین(ع) صدای جانسوز برادرش عباس را شنید، پیاده و به روایتی سوار بر ذوالجناح به سوی نهر علقمه روانه شد، لشگر دشمن را سر راه خود دید بر آنها حمله کرد، آنها فرار میکردند، به آنها فرمود: اِلی اَینَ تَفِروُنَ وَ قَد قَتَلتُم اَخِی و کَسَرتُم ظَهرِی .هشتصد نفر از دشمن را کشت، و فریاد میزد» ای برادر کجائی؟ 👇که نا گاه ذوالجناح ایستاد و قدم از قدم بر نداشت، امام به زمین نگاه کرد، دستهای بریدة برادر را دید، پیاده شده دستهای بریده را به صورت کشید و بوسید و گریست و فرمود: «ای داد که برادرم کشته شد» به راه خود ادامه داد، ناگاه اسب توقف کرد، امام به زمین نگاه نمود، مشک پارة برادر را دید، آهی جانکاه بر کشید و گریه کرد، سپس به راه خود ادامه داد تا کنار فرات آمد، ناگاه نگاهش به نعش پاره پاره برادر افتاد.پس بی اختیار نعرة جانسوز از دل برکشید که همة ملک و ملکوت را به لرزه درآورد و فرمود:اَلآنَ اِنکَسَر ظَهرِی وَ قَلَّت حِیلَتِی. جَزاکَ اللهُ خَیراً یا اَخِی لَقَد جاهَدتَ فِی اللهِ حَقَّ جِهادِهِ. 1⃣1⃣اومد خدمت امام صدا زد: قد ضاق صدری و سَئِمتُ من الحیاة . امام فرمود: یا أخی انت صاحب لوائی و إذا مضیتَ تَفَّرَّقَ عسگری (مقرم 428)فسمع الأطفال ینادون العطش العطش. مشک و برداشت ، دید فأحاط به أربعةَ آلافٍ ممن کانوا موکلین بالفرات . فَذَکَرَ عَطَشَ الحسین وَ مَن مَعَهُ فَرَمَی الماء. وَاللهِ لا اَذُوقُ الماءَ و سیّدی الحسین عَطشاناً. و توجه نحو الخیمه . فضربه علی یمینه فأخذ السیفَ بشماله . فضربه علی بشماله فحمل القربة َ بأسنانه . فجاء سهمٌ فأصاب القربة و أریقَ ماؤُها . و سهم آخر أصاب إحدی عینیه و جمدتِ الدِّماءُ علی عینه و هنا وقف العباس متحیرا . فضربه ملعونٌ بعمودٍ من حدید فنادی یا أخا ادرک اخاک فانقلب عن فرسه . فصاح الحسین وبکی اِلی اَینَ تَفِروُنَ وَ قَد قَتَلتُم اَخِی و کَسَرتُم ظَهرِی . وَ بانَ الاِنکِسارُ فِی وَجهِ الحسین(ع) وَ بَکی بُکاءً شَدیداً، وَ نادی وا اَخاهُ، وا عَبّاساهُ، وا مُهجَةَ قَلبَاهُ! وا ضِیعَتاهُ بَعدَکَ یا عَبّاسُ، اَلآنَ اِنکَسَرَ ظَهرِی وَقَلَّت حِیلَتِی وَ انقَطَعَ رَجائِی.یا أخی هل لک وصیة . وصیتی ان لا تَحمِلَنی الی الخیام ما دمتُ حیا . اِنِّی مُستَحٍ مِن اِبنَتِکَ سَکِینَهَ و قد وَعَدتُها بِالماء وَلَم آتِها بِه.ثم إنحَنی علیه و اعتنقه و جعل یُقَبِّلُ موضعَ السیوف من وجهه و نحره و صدره . رجع الی المخیم باکی العین منحنی الظهر یمسح دموعه بکمة . فاستقبلته سکینه : یا ابتاه این عمی العباس. 🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴 👇
. روضه وداع امام: یا سُکَینَهُ یا فاطِمهُ! یا زَینَبُ وَ یا اُمُّ کُلثُوم عَلَیکُنَّ مِنِّی السَّلامُ فَهذا آخِرُ الاِجتِماعِ وَ قَد قَرُبَ مِنکُنَّ الاِفتِجاعُ. زینب: یا أخی ایقنتَ بالقتل ـ امام: کیف لا أیقنُ و لیسَ لی معینٌ و لا نصیر ـ زینب: ردنا الی حرم جدنا ـ امام : هیهات اینها دست از من برنمی دارند. ـ و کأنی بکم غیرَ بعیدٍ یسوقونکم أمام الرکاب(جلوی اسبها می دوانند) و یسومونکم سوء العذاب. ـ زینب : وا وحدتاه وا قلة ناصراه ، گریبان چاک زد ، با سیلی به صورت می زنه . ـ امام: مهلا یا بنت المرتضی! إن البکاء طویل. ـ تا اومد حسین بره ، زینب خودش و رو پاهای برادر انداخت ، صدا زد: مَهلاً یا اَخِی، تَوَقَّفْ حَتّی اَتَزوَّدَ مِنکَ وَ اُوَدِّعَکَ وِداعَ مُفارِقٍ لا تَلاقِی بَعدَهُ. فجعَلَت تَقَبَّلَ یدیه و رجلیه... ـ باید به وصیت مادرم عمل کنم ، لب گذاشت روی گلوی خشکیده... امام:وَاَمَرَّیَدَهُ عَلی صَدرِها وَ سَکَنَها مِنَ الجَزَعِ. لباس کهنه: امام چند بار خطبه خوند ، برگشت خیمه ، زنا دور آقا رو گرفتند ، اراذل و اوباش کوفه تیرباران کردند ، امام فرمود: إبعثوا إلیَّ ثوباً لا یرغب ُ فیه أجعلُهُ تحتَ ثیابی... فإنی مقتولٌ مسلوبٌ ـ تا این حرف و شنیدند زنها صدا به شیون بلند کردند ، امام فرمود: مهلا فإن البکاء امامکنَّ ـ لباس کهنه آوردند ، آقا مقداری پاره پاره کرد . اما : فلما قُتِل جَرِّدوه منه... وداع سکینه: یااَبَتاهُءَاِسْتَسْلَمْتَ لِلْمَوتِ فَاِلی مَنْ اَتَّکِلُ. ـ امام: لَو تُرِکَ القَطا لَغَفا وَنامَ. سَیَطُولُ بَعدِی یا سُکَینَةُ فَاعْلَمِی ـ مِنکِ البُکاءُ اِذِا الحِمامُ دَهانِی ـ لا تُحرِقِی قَلبِی بِدَمْعِکِ حَسرَةً ـ ما دامَ مِنِّی الرُّوحُ فِی جُثمانِی ـ فَاِذا قُتِلْتُ فَاَنْتِ اولی بِالَّذی ـ تَأتِینَهُ یا خِیْرَةَ النِّسوانِ وداع رقیه: یا اَبَه! اُنظُر اِلَیَّ فَاِنِّی عَطشانٌ. بُنیَّهُ اللهُ یُسقِیکِ فَاِنََّهُ وَکِیلِی. وقایع عاشورا برداشتن بیعت از یاران سخن با زینب(یا دهر اف...) کندن خندق اشتغال بعبادت(ولهم دویٌّ کدوِیِّ النحل ما بین راکعٍ و ساجدٍ و قائمٍ و قاعدٍ) فضیلت گریه: امام حسین به امام سجاد: (یا ولدی بلغ شیعتی عنّی السلام ، فقل لهم إنَّ أبی ماتَ غریبا فاندبوه و مضی شهیدا فابکوه) معالی السبطین،2،23. حدیث قدسی: یا موسی (ما من رجلٍ اوامرئة سال دمعُ عینَیه فی یوم عاشورا و غیرِه قطرةً واحدةً الا و کَتَبتُ له اجرَ مائةَ شهیدٍ) مستدرک الوسائل،10 ، 319. مقدمه روضه: آیت الله مرعشی در وصیت ، روضه وداع درسه موضع( حرم، حسینیه، داخل قبر) گریه خاص امام در روضه وداع(مرحوم کوثری) 🏴
. روضه روز عاشورا احتجاج : اُنشِدُکُمُ اللهَ هَل تَعرِفُونَنِی. فَبِمَ تَستَحِلُّونَ دَمِی ... قَد عَلِمنا ذلِک کُلُّهُ، وَنَحنُ غَیرُ تارکِیکَ حَتّی تَذُوقَ المَوتَ عَطَشاً. شهادت: آقاروتیر باران کردند: حَتّی صارَ کَالقُنفُذِ. صالح بن وهب جلو اومد: آنچنان با نیزه به پهلوی حسین زد: فسقط عن فرسه إلی الارض علی خده الأیمن . وهو یقول بِسمِ اللهِ وَ بِاللهِ وَ عَلی مِلَّةِ رَسُولِ اللهِ. اینجا سنان بن انس جلو اومد : نوک نیزه رو در گودی گلوی آقا فرو برد. امام زمان: السلام علی من هو نحرُهُ منحور. شمر یارا نش اومدند به خیمه ها حمله کنند ، آقا فرمودند: وَیلَکُم یا شِیعَةَ آلِ اَبی سُفیانِ اِن لَم یَکُن لَکُم دِینٌ وَ کُنتُم لا تُخافُونَ یَومَ المَعادِ فَکُونُوا اَحراراً فی دُنیاکُم... شمر و سنان جلو اومدند ، امام در حال جان دادنه ، فضربه شمر برجله ، ( به سنان گفت: اجتز رأسه من القفا گفت من چنین نمی کنم) شمرجلو اومد: و جلس علی صدر الحسین ، و قبض علی لحیته و همَّ بقتله . آقا فرمود : ویلک فقد ارتقیتَ مُرتقا عظیما . و قبض علی لحیة و ثم قَلَّبَهُ علی وجه الشریف. ضربه بسیفه إثنتی عشرة ضربة و ثم حَزَّ رأسَه المقدس . ابو مخنف می گه هر رگی از رگها رو که می برید امام ناله می زد: وا مُحَمّدا ! وا جداه وا اَبَتا ! وا عَلِیّاهُ ! وا حسناه ! وا جَعفَراهُ وا عقیلاه ! وا عباساه ، وا قتیلاه ! وا قلة ناصراه. شمر می گه: رأیتُ شفتَیه یتحرَّکان فلمّا قربته من أدنی سمعتُه یقول: الهی وشیعتی ومحبی . حضرت زینب آمد: علامه مجلسی می گه: زینب از خیمه بیرون اومد: تُنادِی بصوتِ الحزین لَیتَ السَماءُ اَطْبَقَتْ عَلَی الاَرضِ، وَلَیتَ الجِبالُ تَدَکْدَکَتْ عَلَی السَّهْل. فرمود: یابن سعد أیُقتلُ ابوعبدالله و انتَ تنظر إلیه . عمر سعد گریه کرد : و دموعه یسیلُ علی خَدَّیهِ و لحیتیه وَ صَرَفَ وَجهَهُ عَنها وَلَم یُجِبْها بِشَیئٍ. زینب رو کرد به لشگر : وَیْلَکُم اَما فِیکُم مُسلِمٌ؟ امام سرش و بلند کرد: أختی لقد کسرتِ قلبی إرجعی الی الخیمه... سیدابن طاووس میگه عمر سعد صدا زد: مَن یَنْتَدِبُ لِلْحسین(ع) فَیُواطِئُ الْخَیْلَ ظَهْرَهُ وَ صَدْرَهُ. نَحنُ رَضَضْنَا الصَّدرَ بَعدَ الظَّهْرِ . حَتّی طَحَنّا حَناجِرَ صَدرِهِ. :«تا آنکه مانند آسیا، استخوانهای سینهاش را نرم کردیم». 🏴
. ما کجاییم و بعضیا تا کجا رفتن ! 💢معنای کار برای خدا چیست؟ ✍امام صادق(علیه السلام): خداوند بندگانی دارد که روز قیامت پروندۀ اعمالشان کاملاً خالی و سفید است. ملائکه از پروردگار می‌پرسند: چرا هیچ چیزی در پروندۀ اعمال اینها ثبت نشده است؟ خداوند می‌فرماید: اینها برخی از بندگان مخلص من هستند که آن‌قدر خلوص‌شان بالا بوده که وقتی کار خوبی انجام می‌دادند حتی دوست نداشتند ملائکه‌ای که اعمال را ثبت می‌کنند هم ببینند، فقط دوست داشتند خدا ببیند! لذا هر وقت اینها می‌خواستند کار خوب انجام دهند، خدا اجازه نمی‌داد ملائکه ببینند و ثبت کنند. اینها حساب‌شان با خود خداوند است.  📚عدة الداعی و نجاح الساعی/ص۲۰۷ .
. ✅شیعیان کوفیان وقتی از مرگ معاویه مطلع شدند و خبر عدم بیعت امام حسین(ع) با یزید و سفر ایشان به مکه به گوششان رسید، به امام حسین(ع) نامه نوشتند، وحمایت و آمادگی خود را، به صورت همه جانبه، از پسر رسول خدا(ص) اعلام کردند. 👤ابن شهر آشوب می نویسد : 📋《ثُمَّ إِنَّ أَهْلَ الْكُوفَةِ اجْتَمَعُوا فِي دَارِ سُلَيْمَانَ بْنِ صُرَدَ الْخُزَاعِيِّ فَكَاتَبُوا الْحُسَيْنَ(ع) مِنْ سُلَيْمَانَ بْنِ صُرَدَ وَ الْمُسَيَّبِ بْنِ نَجِيَّةَ وَ رِفَاعَةَ بْنِ شَدَّادٍ وَ حَبِيبِ بْنِ مُظَاهِرٍ وَ شِيعَتِهِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُسْلِمِينَ مِنْ أَهْلِ الْكُوفَةِ》 ♦️سپس اهل کوفه در خانه سلیمان بن صرد خزاعی تجمع کردند و به امام حسین(ع) نامه نوشتند. این نامه از طرف سلیمان بن صرد و مسیب بن نجبه و رفاعه بن شداد و حبیب بن مظاهر و جمعی از مومنین و مسلمانان کوفه بود. آنان این چنین نوشتند : 📋《سَلَامٌ عَلَيْكَ أَمَّا بَعْدُ فَالْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي قَصَمَ عَدُوَّكَ الْجَبَّارَ الْعَنِيدَ الَّذِي انْتَزَى عَلَى هَذِهِ الْأُمَّةِ فَابْتَزَّهَا أَمْرَهَا وَ غَصَبَهَا فَيْئَهَا وَ تَأَمَّرَ عَلَيْهَا بِغَيْرِ رِضًى مِنْهَا ثُمَّ قَتَلَ خِيَارَهَا وَ اسْتَبْقَى شِرَارَهَا وَ جَعَلَ مَالَ اللَّهِ دُولَةً بَيْنَ جَبَابِرَتِهَا وَ عُتَاتِهَا فَبُعْداً لَهُ‌ كَما بَعُدَتْ ثَمُودُ إِنَّهُ لَيْسَ عَلَيْنَا بِإِمَامٍ فَأَقْبِلْ لَعَلَّ اللَّهَ أَنْ يَجْمَعَنَا عَلَى الْحَقِّ بِكَ وَ النُّعْمَانُ بْنُ بَشِيرٍ فِي قَصْرِ الْإِمَارَةِ لَسْنَا نَجْمَعُ مَعَهُ فِي الْجُمُعَةِ وَ لَا نَخْرُجُ مَعَهُ إِلَى عِيدٍ وَ لَوْ قَدْ بَلَغَنَا أَنَّكَ قَدْ أَقْبَلْتَ إِلَيْنَا أَخْرَجْنَاهُ حَتَّى نُلْحِقَهُ بِالشَّامِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ》 ♦️درود بر تو و اما اینکه حمد و ستايش از آن يكتا آفريدگاري است كه دشمن زورگو و كينه توزت را درهم شكست و نابود ساخت، دشمني كه بدون ذره اي پروا از خدا بر اين امت تاخت و زمام امور آن را به ناروا و ناحق به كف گرفت و ثروتهاي جامعه را غصب كرد و بر اساس ستم و بيداد بر آنان فرمان راند. شايستگان و نيكان جامعه را نابود ساخت و اشرار و تبهكاران آن را وانهاد و ثروتهاي ملي و مال خدا را به كام زورمندان و در انحصار توانگران قرار داد، لعنت و نفرين خدا بر او باد همانگونه كه ثموديان نفرين و لعنت شدند. ای فرزند سرفراز پيامبر(ص)! اينك ما پيشوايي راستين نداريم تا به او اقتدا كنيم پس شما به سوي ما بيا و بر ما منت نه، اميد كه خدا بوسيله شما ما را بر محور حق و عدالت همدل و همداستان سازد. در شرايطي اين نامه را بسوي شما مي نگاريم كه «نعمان»، فرماندار امويان در كاخ استانداري است اما ما، نه به نماز جمعه او مي رويم و نه به نماز عيدش! و اگر آگاه شويم كه وجود گرانمايه ات به سوی شهر و ديار ما روان است، او را از شهر خود مي رانيم و به سوي شام روانه اش مي سازيم ان شاء الله.(۱) نامبرده از ديدگاه رجال‏شناسان از بزرگان و پارسايان تابعان و از ياران اميرمؤمنان و امام مجتبی(ع) بودند. امام حسین(ع) ابتدا به نامه‌ها بسنده نکردند، هر چند امضای شیعیان برجسته‌ای مانند؛ سلیمان بن صرد یا حبیب بن مظاهر پای نامه‌ ها بود. سید بن طاووس تعداد نویسندگان نامه‌ ها را دوازده هزار نفر آورده است که هر نامه را چند نفر امضا کرده بودند.(۲) حتی افرادی همچون شبث بن ربعی، حجار بن ابجر، یزید بن حارث، عروة بن قیس، عمرو بن حجاج زبیدی نیز برای آن حضرت(ع) نامه نوشتند که امام حسین(ع) در روز عاشورا یادآور این نامه ها شد و به آنان خطاب کرد : 📋《یا شَبَثَ بْنَ رَبَعی! وَ یا حَجَّارَ بْنَ أَبْجَرٍ، وَ یا قَیْسَ بْنَ الْأَشْعَثِ! وَ یا یَزیدَ بْنَ الْحارِثِ! أَلَمْ تَکْتُبُوا الَىَّ : أَنْ قَدْ أَیْنَعَتِ الثِّمَارُ وَ اخْضَرَّ الْجَنابُ، وَ طَمَّتِ الْجِمامُ وَ إِنَّما تُقْدِمُ عَلى‏ جُنْدٍ لَکَ مُجَنَّدٌ، فَاقْبِلْ؟!》 ♦️اى شبث بن ربعى! اى حجّار بن ابجر! اى قیس بن اشعث! اى یزید بن حارث! آیا شما براى من نامه ننوشتید که درختان ما ثمر داده است و باغها سرسبز! و چاه‏ها پرآب گشته و تو در سرزمینى پا مى‏ گذارى که لشکرى آراسته و انبوه در خدمت تو است، پس به سوى ما بیا!(۳) تا جایی که وقتی سپاه حر بن یزید ریاحی مقابل سپاه امام حسین(ع) ایستاد، امام حسین(ع) خطبه خواندند و نامه های کوفیان را مبنی بر دعوت ایشان به کوفه توسط خود کوفیان، گوشزد کردند و به عقبة ابن سمعان فرمودند : 📋《یا عُقْبَةُ! هاتِ الْخُرْجَیْنَ اللَّذَیْنِ فِیهِمَا الْکُتُبُ》 ♦️اى عقبه! آن دو خورجین نامه ها را بیاور! عقبه نیز نامه هاى شامیان و کوفیان را حاضر کرد و پیش روى آنان ریخت، آنان پیش آمده، به نامه ها نگاه کرده و مى گذشتند!(۴) ۱)مناقب ابن شهر آشوب، ج۴، ص۸۹ ۲)اللهوف ابن طاووس، ص۳۵ ۳)تاریخ طبری، ج۴، ص۳۲۲ ۴)مقتل الحسین(ع) خوارزمى، ج۱، ص۲۳۷
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
. #روز_شمار_عاشودا ✅شیعیان کوفیان وقتی از مرگ معاویه مطلع شدند و خبر عدم بیعت امام حسین(ع) با یزید
. ✅هنگام خروج امام حسین(ع) از مدینه به سوی مکه، مسلم بن عقیل یکی از همراهان ایشان در این سفر بود. پس از اینکه نامه‌های مردم کوفه به امام حسین(ع) رسید، ایشان مسلم پسر عموی خود را به کوفه فرستاد تا اوضاع و شرایط آن شهر را بررسی کند و درباره درستی ادعای کوفیان مبنی بر کثرت پیروان امام(ع)، اطمینان یابد و اعلام آمادگى آنان را براى پذیرش رهبرى امام حسین(ع) گزارش کند. آن حضرت(ع) نامه اى در پاسخ به آنان نوشت، که مسلم حامل آن نامه برای کوفیان بود. نامه امام حسین(علیه السلام) چنین است : 📋《«بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» مِنَ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِىٍّ، إِلَى الْمَلا مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُسْلِمِینَ. أَمّا بَعْدُ : فَإِنَّ هانِئاً وَ سَعِیداً قَدِما عَلَىَّ بِکُتُبِکُمْ وَ کانا آخِرَ مَنْ قَدِمَ عَلَىَّ مِنْ رُسُلِکُمْ وَ قَدْ فَهِمْتُ کُلَّ الَّذِی اقْتَصَصْتُمْ وَ ذَکَرْتُمْ، وَ مَقالَةَ جُلِّکُمْ : «أَنَّهُ لَیْسَ عَلَیْنا إِمامٌ فَأَقْبِلْ، لَعَلَّ اللهُ أَنْ یَجْمَعَنا بِکَ عَلَى الْهُدى وَ الْحَقِّ» وَ قَدْ بَعَثْتُ إِلَیْکُمْ أَخِی وَ ابْنَ عَمِّی وَ ثِقَتِی مِنْ أَهْلِ بَیْتِی مُسْلِمَ بْنِ عَقِیل وَ أَمَرْتُهُ أَنْ یَکْتُبَ إِلَىَّ بِحالِکُمْ وَ أَمْرِکُمْ وَ رَأْیِکُمْ. فَاِنْ کَتَبَ إِلَىَّ : أَنَّهُ قَدْ أَجْمَعَ رَأْىُ مَلَئِکُمْ، وَ ذَوِی الْفَضْلِ وَ الْحِجى مِنْکُمْ، عَلَى مِثْلِ ما قَدِمَتْ عَلَىَّ بِهِ رُسُلُکُمْ وَ قَرَأْتُ فِی کُتُبِکُمْ، أَقْدِمُ عَلَیْکُمْ وَشیکاً إِنْ شاءَاللهُ》 ♦️به نام خداوند بخشنده مهربان از حسین بن على(ع) به بزرگان از مؤمنان و مسلمانان! هانى و سعید همراه نامه هایتان به سوى من آمدند و این دو تن آخرین کسانى بودند که نامه هایتان را آوردند. محتواى همه نامه هایتان (به طور فشرده) این بود که : «امام و پیشوایى نداریم، به سوى ما بیا! امید است که خداوند به وسیله تو ما را بر محور حقّ و هدایت گردآورد». اکنون من، برادر، پسر عمو و شخص مورد اعتماد از خاندانم مسلم بن عقیل را به سوى شما مى فرستم؛ به او فرمان دادم که تصمیم و برنامه ها و افکارتان را براى من بنویسد. هر گاه به من اطّلاع دهد که بزرگان و خردمندان شما؛ با آنچه که در نامه هایتان ذکر شده، همراه و هماهنگند؛ به زودى به سوى شما خواهم آمد ان شاءالله. امام حسین(ع) در پایان نامه اضافه فرمود : 📋《فَلَعَمْرِی مَا الاِمامُ إِلاَّ الْعامِلُ بِالْکِتابِ، وَ الاْخِذُ بِالْقِسْطِ، وَ الدَّائِنُ بِالْحَقِّ، وَ الْحابِسُ نَفْسَهُ عَلى ذاتِ اللهِ وَ السَّلامُ》 ♦️به جانم سوگند! امام و پیشوا تنها کسى است که به کتاب خدا عمل کند و عدل و داد را بر پا دارد، دین حق را پذیرفته و خود را وقف راه خدا کند.(۱) امام حسین(علیه السلام) همچنین در نامه اى که همراه با اعزام مسلم بن عقیل(ع) خطاب به او مرقوم مى دارد، بار دیگر بر بسیج نیروها و آماده سازى مردم تأکید مى ورزد. در این نامه مى خوانیم : 📋《..وَادْعُ النّاسَ إِلَى طاعَتِی، وَ اخْذُلْهُمْ عَنْ آلِ أَبِی سُفْیانَ، فَإِنْ رَأَیْتَ النّاسَ مُجْتَمِعِینَ عَلَى بَیْعَتِی فَعَجِّلْ لی بِالْخَیْرِ، حَتّى أَعْمَلَ عَلَى حَسَبِ ذلِکَ إِنْ شاءَ اللهُ تَعالى》 ♦️وقتی به کوفه رسیدى مردم را به پیروى از من دعوت کن و آنان را از حمایت آل ابى سفیان باز دار. اگر مردم متّفقاً بیعت کردند، مرا با خبر ساز تا برابر آن عمل کنم.(۲) پس مسلم راهی کوفه شد. 📚منابع : ۱)مناقب ابن شهر آشوب، ج۴، ص۹۰ ۲)الفتوح ابن اعثم کوفی، ج۵، ص۵۳ .
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
. ✅هنگام خروج امام حسین(ع) از مدینه به سوی مکه، مسلم بن عقیل یکی از همراهان ایشان در این سفر بود. پس
. ✅مسلم بن عقیل در یازدهم ذی القعده بعد از استقبال و بیعت مردم، نامه‌ای مبتنی بر آمادگی کوفیان به امام حسین(ع) نوشت. شیخ مفید می نویسد : 📋《فَكَتَبَ مُسْلِمٌ إِلَى اَلْحُسَيْنِ(ع) يُخْبِرُهُ بِبَيْعَةِ ثَمَانِيَةَ عَشَرَ أَلْفاً وَ يَأْمُرُهُ بِالْقُدُومِ》 ♦️مسلم بن عقیل نامه اى به محضر امام حسین(علیه السلام) نوشت و آن حضرت(ع) را از وضعیت کوفه و بیعت مردم با ایشان، با خبر گردانید و از امام حسین(علیه السلام) درخواست نمود، که به سوى کوفه حرکت کند.(۱) نامه مسلم به دست عابس بن حبيب كه از رهبران مورد اعتماد كوفه و از شهداي كربلاست، به امام حسين(علیه السلام) رسيد. ايشان كه از احساسات عميق كوفيان با خبر شده بود، تصميم گرفت به سوي اين شهر حركت كند. حاكم كوفه در زمان سفارت مسلم، نعمان بن بشير بود. وي با اينكه از هواداران عثمان و طرفدار امويان بود، ولي از خلافت يزيد هم رضايت نداشت. لذا با اينكه از ماجراي بيعت مردم با مسلم آگاه بود، چندان سخت گيري و تندي از خود نشان نمي داد و شايد هم در دل از اين كار راضي بود. تنها واكنشي كه از او نقل شده، سخنرانی اي است كه در جمع مردم كوفه انجام داد كه به نظر طرفداران يزيد، بيشتر ضعف او را منعكس كرد تا قدرتش را! بیعت گیری مسلم از مردم کوفه همچنان ادامه داشت در حالی که یزید و عمال او در شام به طور کامل از اون غافل بودند. 📚منبع : ۱)الارشاد شیخ مفید، ج۲، ص۳۹ .