.
علیکم السلام
#پاسخی_دیگر👇
#شبهه: با توجه به اهمیت موضوع امامت در سرنوشت اسلام و مسلمین، چرا نام اهل بیت (ع) در قرآن کریم نیامده است؟
❇️ #پاسخ
این سؤال یا شبهه، درگذشته نیز به کثرت تمام اشاعه شده بود که پاسخ آن درج شد و اخیراً مجدد اشاعه شده است. لذا با توجه به اهمیت سؤال، لازم است به نکات ذیل با دقت و درایت کامل توجه گردد:👇
الف – اولین پاسخ در قبال سؤالهایی از این قبیل که چرا در قرآن کریم این یا آن موضوع نیامده است؟ این است که قرآن کریم از منبع علم و حکمت لایزال الهی صادر و نازل شده است و او برای چگونگی آیات و ارسال وحی با کسی مشورت ننموده و بر اساس ذوق شخصی افراد یا گروهها آیهای نازل ننموده است. باید سعی کنیم قبل از این که بپرسیم چرا خدا چنین فرمود و چنان نفرمود، یا چرا چنین نمود و چنان ننمود و ...، او را بشناسیم و ایمان بیاوریم. وقتی او را شناختیم، میفهمیم که او حکیم و علیم و فعال ما یشاء است. پس، هر کلام و فعلی که از او صادر میگردد، عین حکمت، علم، عدل و کمال است.
ب- دقت شود که وهابیت سعی دارد بدون این که «اسمش» مطرح شود، «رسمش» را در میان جوامع اسلامی و به ویژه جهان تشیع تبلیغ نموده و گسترش دهد. اندیشهی «حسبنا کتاب الله» - کتاب خدا برای ما کافی است! یک اندیشهی وهابیگری است. آنها میخواهند به صورت مستتر (پنهان) و ناخودآگاه این معنا را به اذهان القا نمایند که اگر مطلب یا موضوعی در (ظاهر) قرآن نبود، سندیت و مشروعیت ندارد (؟!) ولی ما از آنها سؤال میکنیم که در کجای قرآن رکعات نماز یا دفعات طواف یا سایر جزئیات احکام آمده است؟! و کدام کتابی بدون معلم قابل یادگیری است، چه رسد به تبعیت و اطاعت؟ چرا به قرآن کریم که میرسید همه عالم به اسرار الهی نیز میشوید؟!
ج – آنان که میخواهند فقط به قرآن و آن هم با واژههایی که خود تعیین میکنند استناد کنند، دقت کنند که اولاً اطاعت از «رسول ص»، اولی از اطاعت از قرآن است، چرا که خداوند متعال رسول را فرستاد و به همراه او کتاب و میزان را نیز نازل نمود. ثانیاً همین کتاب نیز توسط رسول برای انسانها بیان گردیده است. و ثالثاً در همین کتاب قید شده است که از رسول اطاعت کنید.
«لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْميزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْط» (الحدید – 25)
ترجمه: ما رسولان خود را با دلايل روشن فرستاديم، و با آنها كتاب (آسمانى) و ميزان (شناسايى حقّ از باطل و قوانين عادلانه) را نازل كرديم تا مردم قيام به عدالت كنند.
«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ في شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْويلاً» (النساء - 59)
ترجمه: شما كه مؤمنيد! خداوند را اطاعت كنيد و رسول او و واليان امر خودتان را اطاعت كنيد، و چون در چيزى اختلاف كرديد- اگر بخداوند و بروز قيامت ايمان داريد- آنرا به [كتاب] خدا و [سنت] رسول باز گردانيد كه اين بهتر و نيك سر انجامتر است.
پس، اگر کسی مدعی است که فقط میخواهد به ظاهر آیات قرآن کریم استناد کند، باید آیات فوق را هم بخواند و اطاعت کند و اگر کسی در موضوع ولایت و امامت بعد از نبیاکرم (ص)، سؤال یا شبههای دارد، باید ببیند که رسول و فرستادهی او و آورندهی قرآن چه میفرماید؟
البته بدیهی است که برای فهم قرآن کریم و هدایت، بسنده نمودن به ظاهر آیات قرآن کریم مکفی نمیباشد و حتماً باید ظاهر، باطن، تفسیر، تأویل، محکم و متشابه آن را از حضرت رسول اکرم (ص) فرا گرفت و ایشان نیز مکرر و مستمر (به سند شیعه و سنی) به آیاتی که در شأن حضرت علی علیهالسلام میباشد تأکید نمودهاند. و در نهایت نیز فرمودند من از این مثلث نازل شده خارج میشوم و دو ضلع دیگر (قرآن و اهل بیت ع) را برای شما باقی میگذارم. (حدیث غدیر خم)
د – در قرآن کریم به صراحت تمام بیان شده است که خداوند همهی امور و حتی اعمال آدمیان و آثار آن اعمال تا قیام قیامت را در «امام مبین» جمع مینماید، پس لابد همیشه باید امامی باشد:
«إِنَّا نَحْنُ نُحْيِ الْمَوْتى وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ في إِمامٍ مُبينٍ» (یس - 12)
ترجمه: ماييم كه مردگان را زنده مىكنيم و آنچه كردهاند و آنچه از آثارشان بعد از مردن بروز مىكند همه را مىنويسيم و ما هر چيزى را در امامى مبين برشمردهايم.
و نیز میفرماید: در قیامت هر کسی با امام خود محشور میگردد. لذا همگان از امام برخوردارند. خواه امام حق باشد یا امام باطل. همین معنا اثبات می
کند که برای همگان امامی هست و امام اهل هدایت باید که منصوب حق تعالی باشد:
«يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ ...» (الإسراء – 71)
👇
ترجمه: روزی که همهی انسان را با امامشان میخوانیم ... .
ھ – اما در مورد «اسم» نیز دقت شود که «اسم» حتماً آن واژهای نیست که ما کسی را با آن میخوانیم. چنان فرمود نام رسول خدا (ص) در میان مردم «محمد» است، در میان ملائک «محمود» است و نزد خدا «احمد» است. همین طور شاهدیم که خداوند متعال رسول خدا را به اسمهای متفاوت که هر یک معنا و مفهومی را حمل میکند میخواند. مانند: رسول، نبی، خاتم النبیین، رحمة للعالمین، امی، صاحب، بشیر، نذیر و ... .
پس اگر در قرآن کریم واژه «میزان»، «نور»، «مؤمن»، «صراط مستقیم»، «عباد الصالحین»، «طه»، «یس» ... و دهها اسم دیگر آورده شد و حضرت رسول اکرم (ص) [به سند شیعه و سنی] فرمود: یا علی مقصود و مصداق این اسمها تو هستی، دیگر نباید گفت: چرا اسم ایشان در قرآن نیامده است.
و – اسم، یعنی نشانه. اسمای خداوند، نشانههای خداوند هستند و نه خود او. و نشانههای خداوند متعال همگی مخلوقات او هستند. و دقت کنیم که اسمهای خداوند، فقط لفظ و واژه نیستند. بلکه این نشانهها حتماً تعین خارجی دارند و این نشانهها هر چه کاملتر باشند، بزرگتر و به تعبیر دیگر اسم اعظم خداوند متعال میباشند.
خداوند متعال در مورد اسماء یا نشانههای خویش میفرماید:
«وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها وَ ذَرُوا الَّذينَ يُلْحِدُونَ في أَسْمائِهِ سَيُجْزَوْنَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ» (الأعراف -180)
ترجمه: و براى خدا، نامهاى نيك است خدا را به آن (نامها) بخوانيد! و كسانى را كه در اسماء خدا تحريف مىكنند، رها سازيد! آنها به زودى جزاى اعمالى را كه انجام مىدادند، مىبينند!
و امام صادق علیهالسلام فرمودند: به والله مائیم آن اسمای حسنای الهی. (اصول کافی – ج1)
و به همین دلیل در زیارت حضرت امیر (ع) میخوانیم: «السلام علی اسم الله الرضی» - سلام بر اسم رضی خدا. و نیز میخوانیم «السلام علیک یا دین الله القویم و صراطه المستقیم». و ایشان خود میفرمایند: منم مثانی (سوره حمد)، منم طه – منم یاسین (یس) – منم زلزال – منم آن نوری که خاموش نمیشود و ... . لذا امام صادق (ع) میفرمایند:
«اگر قرآن آنگونه که خدا خواسته و نازل کرده تلاوت شود و مورد تدبر قرار گیرد، هر آینه ما را با نشانههای ارائه شدهاش خواهید یافت.» (تفسیر عیاشی، ج 1، ص 13)
ز – حال که دانستیم خداوند را نشانههایی (اسمهایی) است که با آنها شناخته میشود و با آنها خوانده میشود و این نشانهها هر چه کاملتر باشند برترند و اسم اعظم همان نشانهی برتر خداوند، یعنی انسانهای کامل، یعنی وجود مقدس معصومین علیهمالسلام هستند و در قرآن کریم مکرر به «اسمهای خدا» اشاره و تأکید شده است، به تاریخ بر میگردیم تا ببینیم که مردم جاهل و متعصب و منافق، با خود وجود و مصادیق «اسم» خدا چه کردند که با لفظش چه کنند؟ آیا آنان که صاحب اسم، روح اسم، مصداق اسم را تحمل نیاورده و آن چنان امیرالمؤمنین (ع) و سایر ائمه را ترور و خاندان آنها را در طول تاریخ قتل عام کردند، به لفظ و واژهی «اسم» احترام میگذاشتند و قرآن کتابت شده را به خاطر این اسمها نابود نمیکردند؟!
آیا اگر «اسم» علی علیهالسلام یا دیگر ائمه در قرآن کریم به صورت مستقیم میآمد، مسلماننماهایی که شخص آنها را کنار گذاشته و به نام اسلام کشتند، قرآن را تحریف نمیکردند؟! پس باید که این اسمها در حفاظ مطرح میشد که شد. مضاف بر این که چنان چه لفظ «محمد ص» آن قدر معرف شخصیت ایشان نیست که واژههایی چون نبی یا رسول معرف است، لفظ «علی»، «حسن»، «حسین» و ... علیهم السلام نیز آن قدر تبیین کننده و معرف شخصیت امام نیست که واژههایی چون: ولی، امام، نور، هادی، میزان و ...، معرف شخصیت آنهاست. لذا وقتی قرآن کریم میفرماید: به همراه کتاب و رسول، میزان نازل کردم و نور نازل کردم،لازم است که مسلمان بیاندیشد که رسول و کتاب را دانستیم، حال میزان و نور کدام است؟ و آن را بر طبق دستور خداوند کریم و حکم قرآن مجید از رسول بپرسد.
ح – قرآن کریم، لفظ و کلام است و به همین جهت «کلام الله» نام دارد و بدیهی است که لفظ و کلام برای هدایت کافی نیست و قدرت هدایت انسان را ندارد. بلکه روح قرآن که همان «انسان کامل – معصوم» است هدایتگر است. لذا قرآن کریم چنان چه دستور به اطاعت و تبعیت از رسول میدهد، به تبعیت از «نوری» که به همراه رسول نازل شده است نیز دستور میدهد. پس مسلمان باید از خود ایشان بپرسد که این «نور» کیست؟
«الَّذينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتي كانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذينَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ
نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» (الأعراف - 157)
ترجمه: (مؤمنین و اصحاب حضرت رسول اکرم ص)، همانهایی كه از فرستاده (خدا)، پيامبر «امّى» پيروى مىكنند پيامبرى كه صفاتش را، در تورات و انجيلى كه نزدشان است، مىيابند آنها را به معروف دستور مىدهد، و از منكر باز ميدارد، اشياء پاكيزه را براى آنها حلال مىشمرد، و ناپاكيها را تحريم مى كند و بارهاى سنگين، و زنجيرهايى را كه بر آنها بود، (از دوش و گردنشان) بر مىدارد، پس كسانى كه به او ايمان آوردند، و حمايت و ياريش كردند، و از نورى كه با او نازل شده پيروى نمودند، آنان رستگارانند.
📚منبع سایت ایکس شبهه
#جهادگرتبیین
.
#حضرت_رسول_سرود
#امام_صادق_سرود
#سرود #میلاد_رسول_الله
چشمه ی رحمت بجوشد نور چشم عالم آمد
که به دنیا خلقت اول ، رسول خاتم آمد
شده سرد و خموش ، اگر آتشکده
بشارت می رسد ، محمد آمده
رسول الله مدد......
.......
نفس باد صبا شد پر زعطر نام احمد
شد سرود آسمانها ، یا محمد یا محمد
به مکه مژده گو ، شب عیدت رسید
بشارت آمنه ، که خورشیدت رسید
رسول الله مدد....
.......
شهر مکه تا مدینه پر شد از دلهای عاشق
ذکر جانها یا رسول و ورد لبها نام صادق
به دنیا آمده ، دو جنت آفرین
دو قدر و هل اتی ، دو قرآن مبین
امام صادق مدد
#هفدهم_ربیع_الاول #میلاد_امام_صادق
#میثم_مومنی_نژاد ✍
👇
5.47M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞 یاران مهدی در آخرالزمان از زبان #امام_حسین(ع)
👤استاد رحیم پور ازغدی
#
.
#ازدواج_نبوی
❤️ماجرای "خواستگاری" حضرت خدیجه (س) از پیامبر اکرم(ص)
💐دهم ربیع الأول، سالروز ازدواج حضرت محمد (ص) با حضرت خدیجه (س) است. ماجرا از مهمانی در خانه خدیجه(س) آغاز شد. روزی خدیجه(س) در خانه خود مجلسی تشکیل داده بود و از عالمان یهودی دعوت کرده بود تا برایش صحبت کنند. در اواسط جلسه جوانی خوش سیما از مقابل خانه خدیجه(س) گذشت. دانشمند یهودی از خدیجه(س) خواست که او را به مجلس دعوت کند. پس از پایان مجلس و در هنگام خداحافظی در حالی که شعف از صورت آن عالم یهودی مشهود بود، رو به خدیجه کرد و گفت: «آن چه من در کتاب های آسمانی گذشته خواندهام، نشان می دهد که او پیامبر آخرالزمان است. خوشا به سعادت بانویی که چنین جوانی شوهرش باشد که در این صورت به شرافت، عزت و شکوه دنیا و آخرت نایل آمده است.».
📗مناقب ابن شهر آشوب، ج ۱، ص ۴۱؛ سيد هاشم رسولي محلاتي، درسهايي از تاريخ تحليلي اسلام جلد ۲، ص۱۷
خدیجه با پیامبر(ص) در جد چهارم از طرف پدر و در جد هشتم از طرف مادر متحد بودند، به همین دلیل گاهی همدیگر را پسر عمو، دختر عمو می خواندند.
هم حضرت خدیجه(س) تاجر بود، هم حضرت محمد(ص). تقدیر الهی به گونه ای رقم خورد که اسباب همکاری میان حضرت خدیجه(س) و حضرت محمد(ص) فراهم شد. از برخوردهای نخست، مهربانی و ایمانی الهی در رفتار حضرت محمد(ص) میدید. روح پاک و قلب لطیف این دختر قریشی، پس از سالها هم کفو خود را پیدا کرده بود. چند بار با این جوان ۲۵ ساله بنی هاشمی مواجه شده بود و دلش دیگر تاب دوری از وی را نداشت.
بانوی قریشی حصار غرورش را شکست و جایگاه و شوکت دنیایی را به خوشبختی ابدی، به آسانی فروخت. تصمیم گرفت که در نخستین مواجهه، دغدغه ازدواجش با پیامبر(ص) را مطرح کند.
🌷روز سرنوشت ساز زندگی خدیجه (س) فرا رسید. پس از سفر تجاری که پیامبر (ص) سرپرستی آن را به عهده داشتند و برای حضرت خدیجه (س) انجام دادند، فرصت ملاقات فراهم شد. خدیجه با حفظ حیا مقابل پیامبر (ص) آمد و گفت: «ای عموزاده من بر اثر خویشی که میان من و تو برقرار است و عظمت و عزتی که در میان قوم خود داری و امانت و حسن خلقت که شهره همه اهل مکه است، مایلم که با تو ازدواج کنم.»
📗(سيد هاشم رسولي محلاتي، درسهايي از تاريخ تحليلي اسلام جلد ۲، ص۱۹-۲۴)
🌹پیامبر(ص) در پاسخ گفت که این موضوع را با نزدیکان و بزرگانش در میان می گذارد.
با موافقت عموی پیامبر (ص) مجلس خواستگاری برگزار شد. در مجلس خواستگاری، ابوطالب عموی پیامبر(ص) به بیان ویژگی های پیامبر (ص) پرداخت. نقاط مشترک و هم کفوی خدیجه (س) و پیامبر (ص) موجب ازدواج این دو شد.
در وصف پیامبر خاتم (ص) همین بس که وی برترین انسانها روی زمین بود، اما در خصوص خدیجه روایتی از عایشه گویای عظمت این همسر پیامبر (ص) است.
عایشه مىگوید: كمتر اتفاق مىافتاد كه پیامبر (ص) از خانه بیرون رود و خدیجه را به خیر و خوبی یاد نكند، چندان كه یک روز آتش حسد من مشتعل شد و گفتم: یا رسولالله، تا كى خدیجه را یاد مىكنى؟ او پیرزنى بیش نبوده (!) خداوند بهتر از او را به تو مرحمت كرد. پیامبر (ص) از سخن من غضبناک شدند و فرمودند: نه؛ به خدا قسم بهتر از خدیجه(س) نصیب من نشده. او به من ایمان آورد، هنگامى كه مردم كافر بودند، و تصدیق نبوت من نمود در وقتى كه مردم مرا تكذیب مىكردند، و اموال خود را در اختیار من گذارد، در وقتى كه مردم مرا از خود دور مىكردند. خداوند متعال از خدیجه به من فرزندانى روزى كرد، در حالی كه تو را عقیم قرار داد.
📗ریاحین الشریعه: ج ۲، ص ۲۰۲، ۲۰۷، ۲۱۱
.
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
#اصول_مولودی_خوانی #دکتر_محمد_فراهانی ✅ #سرود_خوانی #ارجوزه چیست❓ 📚بخش اول📚 #مجمع_حضرت_یاس_
.
#اصول_مولودی_خوانی
#دکتر_محمد_فراهانی
#سرود_خوانی
بخش دوم✅
شورانگيزترين قسمت محافل شادي بخش سرود و #ارجوزه است، اشعار ريتم دار كه با ضرب خوانده مي شود اگر مفهوم حماسي داشته باشد ارجوزه از ماده رجز نام دارد و الا اشعار ريتم دار با ضرب و مفهوم توصیفی، مدحي، حدیث نفس و شادي، سرود مي باشد.
توجّه به چند نکته دراين قسمت لازم به نظر مي رسد:
🔷استفاده از سبکهايي که از روي الگوهاي مجاز ساخته شده است؛ در این بخش باید دقت نماییم که از روی الگوهای غیر مجاز سبک ساخته نشود که شرعا حرام است، الگوهای غیر مجاز دو حالت دارد: ☝️ اگر ریتم سبکی مُطرِب و مناسب مجالس لهو و لعب باشد، غیر مجاز محسوب می شود. ✌️ اگر ریتم سبکی مشکل نداشت اما محتوای آن راجع به عشقهای مجازی و دارای عباراتی تحریک آمیز بود، غیر مجاز محسوب می شود.
⛔️پرهيز از غلو و محتويّات دور از شأن معصومين(ع)؛ یکی از مسائلی که باید در سرودها بدان توجه داشت، توجه به صحت در بعد اعتقادی محتوای اشعار سرود است، خواندن اشعاری که در آن به اهل بیت(ع) نسبت الوهیت داده می شود، اهل بیت(ع) به خدا تشبیه می شوند، برای خدا حد و مرز قائل می شود و ... شرعا اشکال دارد و باید به شدت از اینگونه اشعار پرهیز کرد.
استفاده از سبکهاي جديد و حرکت به سمت #سبک_سازی ؛ نوآوری و نوگرایی با رعایت اصول و شئون از محمورهای این بخش است، تا با استفاده از ابزارهای مباح بتوانیم هرچه بیشتر قشر جوان را به این محافل جذب نماییم و در ادامه با کسب معرفت و تبلیغ معارف آل الله علیهم صلوات الله، هرچه بیشتر در زمینه سازی ظهور حضرت مهدی(عج) بکوشیم.
برای رسیدن به سبک سازی مقدماتی لازم است که اجمالا بدان می پردازیم و تفصیل آن را به مباحث تخصص آن احاله می نماییم. 1⃣ غنی کردن ذهن از سبکهای مداحی و دستگاههای آواز. 2⃣ شعر گذاری روی بعضی از سبکها. 3⃣ ساختن سبکهای تلفیقی از تلفیق بخشهای چند سرود، که در یک دستگاه هستند و شعر گذاری روی آن. 4⃣ ثبت نواهایی که بعضی مواقع به ذهن می رسد و پردازش آن و ایجاد ترکیب جدید سبکی بر مبنای دستگاههای آواز و شعر گذاری روی آن
#مجمع_حضرت_یاس_کبود
#آموزش_مداحی
.👇
.
#میلاد_رسول_الله
از حجتالاسلام سیدحسین خادمیان، مدرس حوزه و دانشگاه پرسیدیم اگر پیامبر اسلام نبود، دنیا چه چیز کم داشت؟. پاسخ تفصیلی این مبلغ مذهبی را با هم میخوانیم:
به نظرم، امیرالمؤمنین(ع) بهترین پاسخ را به این سؤال دادهاند «کریماً میلاده»؛ یعنی پیامبر اکرم(ص) وجودی است که با ولادت و بعد، بعثت ایشان، کرامت انسانی به مردم عرضه شد. هرجا در جهان امروز، کرامت انسانی دیده میشود به اسلام و پیامبر(ص) باز میگردد، چون تاریخ نشان میدهد و اثبات میکند که فرهنگهای دنیا در زمان ظهور اسلام در تاریکی مطلق بودند و به واسطه اسلام رشد کردند. بیایید به انسان قبل از اسلام در ایران نگاهی بیندازیم؛ زن چه جایگاهی داشت؟ قبائلی بودند که وقتی مرد از دنیا میرفت همسرش را با او زنده دفن میکردند!، اگر مردی به زن خود گمان بد میکرد اجازه داشت او را در رودی خروشان بیندازد، اگر زن زنده بیرون میآمد میگفتند که پاک است، زن در دوران عادت ماهانه باید در اتاقی زندانی میشد و بعد از ۱۵ روز باید خود را با ادرار گاو میشست تا تطهیر شود، اینها که عرض میکنم از متن زرتشت است. تاریخ آن دوران نشان میدهد اگر جوانی از خانواده ثروتمند از دنیا میرفت، پدر و مادر او دختری را میخریدند و این دختر موظف بود از طلوع تا غروب آفتاب کنار قبر بنشیند تا پسرشان تنها نماند! در همان دوران اگر پدر خانواده از دنیا میرفت، کاسه سر پدر را در میآوردند و پسر خانواده موظف بود تا آخر عمر در آن غذا بخورد.
👇
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
. #میلاد_رسول_الله از حجتالاسلام سیدحسین خادمیان، مدرس حوزه و دانشگاه پرسیدیم اگر پیامبر اسلام نب
.
در ایران قبل از اسلام، فقط شاهزادهها و اشراف حق تحصیل داشتند به همین دلیل هم در آن دوران شکوفایی علمی را نمیبینیم. همان انوشیروانی که او را به عادل معروف کردهاند، اجازه نداد بچه یک تاجر کفش درس بخواند در حالی که پدر او حاضر بود مخارج سه سال ارتش آن روز ایران را تأمین کند! قانون این بود که کفاشزاده باید کفاش شود. این نظام طبقاتی از نظام بردهداری هم بدتر بود. جالب است بدانید شیربها یکی از واقعیتهای تلخ ایران قبل از اسلام بود که به نوعی دختر را از پدرش میخریدند اما در اسلام گفته شد که این پول باید به هدیه تبدیل شود و به خود عروس اعطا شود. وضعیت دیگر تمدنهای مقارن همچون هندوستان و روم هم بهتر از ایران نبود. در چنین شرایطی بود که پیامبر اسلام(ص) ظهور کرد و کرامت انسانی را به دنیا عرضه کرد. این گسترش دین هم به دست خود پیامبر(ص) بود. دین اسلام به دست خود پیامبر اسلام وارد ایران شد، نه دیگران. با نامه حضرت و تبلیغاتی که انجام شد، مردم ایران آماده پذیرش اسلام بودند.
پیامبر اسلام(ص)؛ منادی کرامت انسانی
کرامت انسانی یعنی برادری، برابری، عدالت، انصاف و والانهادن ارزش وجودی انسان، فارغ از اینکه مرد باشد یا زن؛ این کرامت انسانی، علم را برای انسانها طلب میکرد، پیامبر(ص) ما فرمود که بهترین مهریه برای زنان امت من، تحصیل علم است! پیامبر(ص) ما، در جنگ بدر برای آزادی اسیران کفار شرطی گذاشت و فرمودند که هر کدام از اسرا باید به تعداد مشخصی از مسلمانان سواد بیاموزد تا آزاد شود.
البته پیامبران پیشین بنابر وظیفه خود، تعلیمات الهی را پیش برده بودند اما این پیامبر اسلام(ص) بود که موظف شد افق اعلای کرامت انسانی را برای جهانیان تبیین کند. ضمن اینکه ادیان دیگر به اندازه اسلام جهانشمول نبودند و همچنین مورد تحریف نیز قرار گرفته بودند. مکاتب انسانی نیز که بعد از اسلام آمدند، انسان را به طور کامل نشناختند، بنابراین شاید بتوانند انسان را در یک ضلع پرورش دهند اما از جنبههای دیگر وجودی او غافل میشوند. در حالی که مکتب پیامبر(ص) هم روح و هم جسم انسان را به شکوفایی میرساند.