eitaa logo
💚 گوشـہ‌نشین💚
219 دنبال‌کننده
2.3هزار عکس
182 ویدیو
4 فایل
🌼 گوشـــہ‌نشینے اوج معراج است گاهے....📿 🌼 ما عاشقان در اِنـــــــزوا باشیم،بهتـــر...🕊🦋 من‌اینجام ☺ یواشکی👀👇 https://harfeto.timefriend.net/17220755504678 کپی با ذکر سه صلوات با عجل فرجهم آزاده اما خب فوروارد به تقوا نزدیک‌تره😴
مشاهده در ایتا
دانلود
💚 گوشـہ‌نشین💚
سکانس داخلی( قصر) زلیخا: آیا زلیخا نمی‌تواند یوزارسیف گونه باشد و از این به بعد مانند او ببخشد و آ
سکانس داخلی قصر(زلیخا پس از دیدار یوسف) چه آرزو کنم کہ ندارم... محبوب می‌خواستم کہ در کنار او هستم...🌼 معبود می‌خواستم که در محضر او هستم...🤲 تنها یک آرزو دارم؛ دیدار یوسف ؛ با این چشم‌های نابینا که نمی‌شود....💔
یوسف‌ترین عزیز، مرا تا خودت بخوان
هر چند این غریبه زلیخا نمیشود...
🦋 🦋 📚📿 📎 @gosheneshin💌
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
من بچه‌محلِّ خواهرِ سلطانم.... 🦌 📚📿 📎 @gosheneshin💌
اذهبوا فتحسّسوا من یوسف... "بروید دنبال یوسُف زهرا (س) بگردید...🌼 📚📿 📎 @gosheneshin💌
ای مادر، دلتنگم.mp3
11.97M
🍎 ما سالهاے زیادے جنس بنجول از مد افتاده‌ی ته مغازه بودیم ریخت قیافه‌دارترهایمان شاید اِشانتیون کم ارزش یک جنس نه چندان گران! ما باور کرده بودیم بدلی‌های مشتری نداریم ما دوست نداشتنی بودیم این، ما، محصولات ِ نامرغوب کارخانه های انسان سازی فلسفه‌هاے اجتماعی برده دارهای لجن ِ جنتلمن! سفره‌ی شما که پهن شد دیدیم چه عجیب کسی نازِ ما را میخرد... دوست داشتنی بودن را سلول‌های خسته‌ و ملتهب قلبمان می‌فهمید. ما همیشه خریدار بودیم در این دنیا یک بدهکاری تمام نشدنی روی دوش ما سنگینی میکرد ،به که و چه اش را نمیدانیم فقط میدانیم محکوم بودیم به تحقیر شدن، شما به ما مزه‌ی خریدنی بودن را چشاندی طعم ارزش رفت زیر زبانمان یکی ما را هرجور که بودیم دوست داشت یکی ما را سفت بغل گرفت، یکی که خودش بی هوا زمین خورده بود....😭 یکی دست انداخت زیر بازوی ما زمین خورده ها و گفت: یاعلی بگو مادرجان....بلند شو مادر جان..... شما مادرِ ما هستے....💔 السلام‌علیک ایتها الصدیقة الشهیده🌸 🖤 📚📿 📎 @gosheneshin💌
در یاد من آهسته هر لحظه گذر داری من بی‌خبرم از خویش از من چه خبر داری؟ 💔 📚📿 📎 @gosheneshin💌
این چه تکرارِ قشنگی‌ست که تکراری نیست.....🦋 🍎 💌😍🎂 💚 📚 📎 @gosheneshin💌
سبک زندگی.mp3
7.52M
بسم المعطر المحبوبة💔🦋 📚📿 📎 @gosheneshin💌
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
4_5852452682412854849.mp3
11.41M
ما گوشه‌نشینانِ غمِ فــاطمـہ(س) هستیم...💚 💔 📚📿 📎 @gosheneshin💌
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
گره افتاد تو زندگيش - پيرمرد بود، قالی‌شو زد زير بغل‌ش كه بره بفروشه، رفت بازار طِهروون، حجره‌ی اول كه رسيد گفت: قالی ميخری؟ صاحاب حجره يه نيگا به قالی‌ش كرد گفت: نو ش شيشصد هفتصد می‌ارزه ، سيصد چارصد ميخرمش. گفت: نه گره‌م باز نميشه رفت حجره دوم، سوم، چهارم همينطور رفت و همين داستان تكرار شد ... رفت تا بالاخره رسيد مغازه‌ی حاج آقا جواد فرشچی (ره) گفت: حاجی قالی ميخری؟ حاج فرشچی يه نيگا به قالی‌ش كرد - منصف بازارِ ميشناسنش - / از اون حسينياس / گفت: ببين پيرمرد يه تومن نو ِ قالی می‌ارزه، شيشصد هفتصد ميخرم، به كارِت مياد؟ گفت: خدا خيرت بده ... حاجی پول ها رو شروع كرد به شمردن بعد به اون پيرمرده گفت قالی‌ت قالی‌ه خوبيه، چرا ازش مراقبت نكردے؟ حيفه گوشه‌ش سوخته ... پيرمرده گفت: فدا سر ِ امام حسين چي شد؟چرا منت شو سر امام حسين ميذارے؟ گفت: داستان داره گفت: چيه داستان؟ گفت: ما يه روضه ای داريم خونه مون، امسال اين بساط چايی پوسيده بود، ذغال افتاد گوشه فرش رو سوزوند " فدا سر ِ ارباب " حاج آقا جواد بلند شد، گفت: يه بار ديگه بگو كجا سوخته؟ گفت: تو روضه گفت: ببين پيرمرد، نو ِ قالی يه تومن می‌ارزه، من اين رو دو تومن ميخرم ... . . . . ببين رو چند ميخرن؟ اگه رِندی بلد باشی میدونی که باس، ببریش، پيش يه خانمے كه معنیِ سوختن رو ميفهمه ... گفتش: يعنے سه ساله؟ گفتم: نه ایشون فقط دامنش سوخته، ببر پيش خانمے كه خودش هم سوخته ...😭 🖤 📚📿 📎 @gosheneshin💌