.
🏴 #شور شهادت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام و توسل به امام زمان (عج)
#شور_امام_عسکری
#شور_امام_زمان عج
#حرم_سامرای_تو
🏴بند اول
حرم سامرای تو،قبله ی قلب من آقا
یاابالمهدی عسکری،سیدی یاحسن آقا
میباره از دستای تو،بارون رحمت و کرم
منم گدای سامرات،بده به این گدا حرم
ای معدن جود و سخا
ای سومین ابن الرضا
ازت میخوام بهم بدی
برگ براته سامرا
حجت بر حقه خدا
به شیعیان تو رهنما
ازت میخوام نیگاه کنی
امشبی رو به این گدا
مولا یا عسکری مدد
🏴بند دوم
دلمو پر میدم میام،توو حرم تو میشینم
معجزه ی خدارو من،توو حرم تو میبینم
به منکرش لعنت اگه،مریضارو میدی شفا
فرقی نداره این حرم،با حرم امام رضا
تویی تو ملجا و پناه
برای هر چی بی پناه
هزارتا مشکل حل میشه
به شرطی که کنی نگاه
دنیاشو تضمین میکنی
هر کی به تو رو بیاره
عاقبتش به خیره و
غصه توو محشر نداره
مولا یا عسکری مدد
🏴بند سوم
یه عمره که منتظرم،فصل هم عهدی برسه
دعا میخونم تا یه روز،پسرت مهدی برسه
جونمو نذرش میکنم،تا که ببینمش یه روز
سر میذارم پا قدمش،اگه ببینمش یه روز
دلشوره ی اینو دارم
بمیرم و نبینمش
هی به خودم امید میدم
امروز میاد میبینمش
من زنده ام به این امید
که میرسه صبح سپید
با ذوالفقارش میرسه
منتقم شاهه شهید
عجل امام منتَظَر
#امام_عسکری
#شهادت_امام_عسکری
✍♩کربلایی امیرحسین سلطانی
#روضه_امام_حسن_عسکری_علیه_السلام
متن روضه 2
🔸یابن الحسن فدای تو و دیدۀ ترت
آجرك الله يا صاحب الزمان...
امشب کجا زانوی غم بغل گرفتی...
برای غربت امام عسکری زار زار گریه می کنی و...
اشک میریزی...
🔸یابن الحسن فدای تو و دیدۀ ترت
🔸خون جای اشک می چکد از چشم اطهرت
داغ پدر.. خیلی سخته...
مخصوصا.. برا کسی که پنج سال بیشتر نداره...
مخصوصا.. برای کسی که بابای مهربونی...مثل امام عسکری داره...
🔸داغی نشسته بر جگر داغدار تو
🔸در خون نشسته است دل درد پرورت
🔸قربان آن امام، که در آخرین نفس
خدایا امشب خانه امام عسکری چه خبره...
🔸قربان آن امام، که در آخرین نفس
🔸سیراب گشته است به دست مطهرت
یکی از سخت ترین لحظات برای فرزند...
اون موقعیه که...
بابا در بستر احتضار باشه و...
فرزند نتونه کاری کنه...
امام زمان آمد کنار بابا نشست...
هی خیره خیره به صورت قشنگ بابا نگاه میکرد...
گریه میکرد...
یک وقت امام عسکری فرمودند...
پسرم... مهدی جان...
تشنه ام بابا...
سریع رفتند یک ظرف آبی رو آوردند...
خود امام زمان...
با دستان مبارک لحظات آخر به بابا آب دادند...
پدر رو سیراب کردند...
عرضه بداریم...
یا صاحب الزمان...
خوب شد شما...
لحظه آخر کنار پدر بودید...
حضرت رو سیراب کردید...
نگذاشتید امام عسکری...
با لب تشنه از دنیا بره...
اما دلها بسوزه برای اون آقایی که کربلا...
گودال قتلگاه...
با لب تشنه...
سر از بدنش جدا کردند...
🔸مگر به کرببلا آب قیمت جان است
🔸چرا نگفته کسی این حسین مهمان است
فقط همین رو بگم...
وقتی ذوالجناح برگشت به طرف خیمه ها...
دختر ابی عبدالله اومد کنار ذوالجناح...
صدا زد... ذوالجناح...
میدونم بابام رو به شهادت رسوندند...
میدونم سر از بدنش جدا کردند...
فقط بهم بگو...
آیا بهش آب دادند یا نه...
یا جَوادَ اَبی هَل سُقِیَ اَبی اَم قَتَلُوهُ عَطشاناً
🔸چرا به تشنه لبان هیچ کس جواب نداد
🔸به کام تشنه شان یک دو جرعه آب نداد
#روضه_امام_حسن_عسکری_علیه_السلام
متن روضه 1
🔸تسلیت ای حجّت ثانی عشر یابن الحسن
آجرک الله یا صاحب الزمان
🔸تسلیت ای حجّت ثانی عشر یابن الحسن
🔸زود بود از بهر تو داغ پدر یابن الحسن
بمیرم برات یا صاحب الزمان...
پنج سال بیشتر نداشتید اقا...
داغ بابا رو به دلتون گذاشتند...
🔸قلب بابت از شرار زهر دشمن آب شد
🔸سوخت جسم و جانش از پا تا به سر یابن الحسن
از همینجا یک کاروان دل بریم...
خانه امام عسکری...
🔸طفل بودی پیش چشمت چشم بابا بسته شد
🔸تو نگه کردی و او زد بال و پر یابن الحسن
راوی میگه لحظات آخر...
دیدم امام عسکری در بستر بیماری...
فرمود برید پسرم مهدی رو خبر کنید...
بگید پسرم بیاد...
میگه رفتم داخل حجره نگاه کردم دیدم...
یه آقازاده خوش سیمایی...
صورت مبارکش مثل ماه میدرخشه...
مشغول عبادت خداست...
(الهی... یعنی میشه ما زنده باشیم یک روز چشم ما هم به جمال دلربای یوسف فاطمه روشن بشه)
عرضه داشتم آقا جان...
حال امام عسکری منقلبه...
میگه تا بر پدر وارد شد...
نگاه امام عسکری به جمال دلربای مهدیش افتاد...
صدا زد...
یا سَیِّدَ اَهْل ِبَیْتِهِ...
إسْقِنِی الْمَاءَ...
پسرم مهدی جان جرعه آبی برام بیار
بابا...
فَاِنّی ذاهِبٌ اِلی رَبّی...
من دیگه رفتنیم بابا...
دیگه بعد از من یتیم میشی بابا...
دیگه بعد از من غریب میشی بابا...
پسرم.. بعد از من سر به بیابون ها میزاری...
همه تنهات میگذارند...
خدا ميدونه...
خیلی سخته برا فرزندی ببینه...
جلو چشمانش بابا داره جان میده...
نتونه کاری کنه...
اما هر طوری بود لحظات آخر...
حضرت با دستان مبارک به پدر آب دادند...
نگذاشتند امام عسکری با لب تشنه از دنیا برند...
عرضه بداریم یا صاحب الزمان...
خوب شد لحظات جان دادن شما کنار بابا بودید...
پدر رو سیراب کردید...
🔸پدرت لحظه های آخر عمر
🔸آب از دست پاکتان نوشید
اما یا صاحب الزمان...
میخوام بگم...
🔸دم آخر پسر نداشت حسین
آی کربلایی ها...
آماده ای بگم یا نه...
🔸دم آخر پسر نداشت حسین
🔸تشنگی از گلویش می جوشید
مردم.. من از شما سوال میکنم...
لحظه آخر پسران ابی عبدالله کجا بودند؟...
عزیزان ابی عبدالله کجا بودند سر بابا رو در آغوش بگیرند...
یک طرف علی اکبر...
با بدن قطعه قطعه...
روی زمین کربلا...
یک طرف دیگه هم امام سجاد...
از شدت بیماری...
با صورت به زمین افتاده...
نميتونه از جاش بلند شه...
لحظات آخر هر چی نگاه کرد ابی عبدالله...
دید کسی نمیاد کنارش...
یا صاحب الزمان منو ببخشید آقا...
یک وقت چشمان مبارک باز کنه ببینه...
( وَ الشِّمْرُ جالِسٌ عَلى صَدْرِكَ، وَ مُولِـغٌ سَيْفَهُ عَلى نَحْرِكَ )
شمر روی سینه حسین...
خنجر برهنه کرده...
تسلای دل امام زمان...
ناله بزن یاحسین...
🔸مولا چه عاشقانه به معراج رفته بود
🔸وقتي که زير چکمه ي آن نانجيب بود
🔸پيچيده بود ناله ي زينب ولي چه سود
🔸تنها سلاح خواهرش" امّن يجيب "بود
.
#واحد_امام_عسکری
#حسین_طاهری
#شهادت_امام_عسکری
ای سرا پا حُسن حی ذوالمنن
سومین ابن الرضا دوم حَسن
ای هزاران آفتابت مشتری
یا ابا المهدی امام عسکری
اسوه ی تقوا خدایی بنده ای
همچو جان در جسم ایمان زنده ای
دُر دَه دریا و بحر یک گهر
آن گهر خود حجت ثانی عشر
با همه درد و غم و عمر کمت
تا ابد مرهون احسان عالمت
از نماز و از دعای متصل
بردی از دشمن کنار حبس دل
با خدا پیوسته در راز و نیاز
روزها را روزه شب ها در نماز
رنج هایت در ره توحید بود
سالها یا حبس یا تبعید بود
روزگارت شعله ها بر جان فکند
دشمنت در برکه ی شیران فکند
ایستادی بین شیران در نماز
شیرها را جانبت روی نياز
الله الله گرد تو درندگان
سر فرو بردند همچون بندگان
نور علمت از درون حبس ها
کرد از ظلمت جهانی را رها
ای دمت جان داده بر روح الامین
آسمانِ خفته در خاک زمین
رهنمای آفرینش کیست تو
شهریار ملک بینش کیست تو
چشم بد از ماه رخسار تو دور
یک جمال و چارده خورشید نور
گشت دشمن در جوانی قاتلت
کُشت در ماه ربیع الاولت
کفر خود را عاقبت معلوم کرد
همچو اجدات تو را مسموم کرد
سامره شد صحنه ی روز جزا
گشت تنها مهدی ات صاحب عزا
ای به قربان تو و عمر کمت
قلب مهدی داغدار ماتمت
بی تو مهدی بی کس و یاور شده
طفل تنهای تو تنهاتر شده
آه از آن ساعت که با سوز و گداز
خواند مهدی بر تن پاکت نماز
کرد تا جسم ضعیفت را نظر
بر کشید آهی جهانسوز از جگر
آسمان دیده اش انجم گریست
بین مردم مخفی از مردم گریست
گرچه بوده اشک دامن دامنت
بود کِی زنجیر و غل بر گردنت
جسم تو زخم از دم خنجر نداشت
پیکر جد غریبت سر نداشت
آه از آن ساعت که زین العابدین
پیشوای عابدین و ساجدین
دید در گودال خون بر روی خاک
پیکر پاک پدر را چاک چاک
یوسف زهرا و زخم تیر و سنگ
گرگ ها کردند جسمش چنگ چنگ
گشت از چشمش روان دریای خون
خواست جانش از بدن آید برون
همدم او جز شرار تب نبود
جان ز کف میداد اگر زینب نبود
شعر: استاد سازگار
شهادت_امام_حسن_عسکری ع
❣﷽❣
◼️#دوبیتی_امام_عسکری_ع
🔳دوبیتی شهادت امام حسن عسکری ع
🔳#صلوات_امام_عسکری_ع
بر عسکری آن نور ولایت صلوات
بر آن گل گلزار رسالت صلوات
خواهی که خدا گناه تو عفو کند
بفرست بر آن روح کرامت صلوات
فرزند اما دهمین را صلوات
مفخر اهل زمین را صلوات
عسکری آن گلِ گلزار رسول
حجت دین مبین را صلوات
#ترکی
دلا دئ آل عبانین جلالینه صلوات
پیمبرین اؤزیده همده آلینه صلوات
معطّر ایله بو ذکریله محفل عشقی
امام عسکرینون گول جمالینه صلوات
(#سیدبشیرحسینی_میانجی)
عسکری از دار فانی دیده بسته
گرد ماتم بر رخ مهدی نشسته
گشته سامرا دوباره وادی غم
بر پدر، صاحب زمان بگرفته ماتم
امشب که زمین و آسمان میگرید
از ماتم عسکری، جهان میگرید
جا دارد اگر که شیعه خون گریه کند
چون مهدی صاحب الزمان میگرید
گه نگاهت را به در ، با یاد مادر دوختی
گه ز فرط تشنگی در خویش می افروختی
کاسه آبی تا که بر لبهای عطشان تو خورد
یاد تشت و خیزران و راس بی تن سوختی
شاعر:
در ماتم عسکری سما می گرید
ارواح تمام انبیاء می گرید
زهرا به بقیع حسین در کرببلا
در طوس غریب الغربا می گرید
شد عزای باب مظلومت بیا یابن الحسن
جان به قربان تو ای صاحب عزا یابن الحسن
عسگری مسموم شد از زهر بیداد و ستم
کز غمش سوزد دل اهل ولا یا بن الحسن
محسن بلنج
هر کس که رفت دیدن صحن و سرای تو
آتش گرفت سوخت وجودش برای تو
گنبد شکسته بود و ضریحی نمانده بود
افتاده بود پرچم و گلدسته های تو
محسن بلنج
رخت سیاه داغ پدر کرده ای تنت ؟
قربان ریشه های نخ شال گردنت
آماده می کنی کفن و تربت و لحد
مرد سیاه پوش، خداوصبرتان دهد
محسن بلنج
قبر مطهر تو اگر چه خراب شد
یا بر حریم تو ستم بی حساب شد
و آن دلربا ضریح نهان در تراب شد
هرچند قلب شیعه از این غم کباب شد
محسن بلنج
پدری در دم مرگ است و به بالین پسرش
پسری اشک فشان است به حال پدرش
پدری جام شهادت به لبش بوسه زده
پسری سوخته از داغ مصیبت جگرش
گشت بابای تو مسموم از جفا یابن الحسن
سوخت از زهر ستم سرتا بپا یابن الحسن
عسکری شد کشته از زهر جفای معتمد عالمی
ماتمسرا شد زین جفا یابن الحسن
ما راه تو را با دل و جان می پوئیم
با تو ز غریب سامرا می گوئیم
بر بزم عزای پدر مظلومت
از مقدم تو نشانه ای می جوئیم
از دیده سرشک غم ببارد مهدی
بر قبر پدر جبین گذارد مهدی
هر جا که عزای عسکری منعقد است
بر بزم عزا حضور دارد مهدی
هر کس که رفت دیدن صحن و سرای تو
آتش گرفت سوخت وجودش برای تو
گنبد شکسته بود و ضریحی نمانده بود
افتاده بود پرچم و گلدسته های تو
شد عزای باب مظلومت بیا یابن الحسن
جان به قربان تو ای صاحب عزا یابن الحسن
عسگری مسموم شد از زهر بیداد و ستم
کز غمش سوزد دل اهل ولا یا بن الحسن
در عزای عسگری آید زنای اهل دل
صد فغان همراه با شور ونوا یابن الحسن
آب شد شمع وجودش زاتش زهر ستم
خاک غم بر سر کنم زین ماجرا یابن الحسن
عاشقان دارد صفایى سامرا
بارگاه جانفزایى سامرا
کعبه دلهاى عاشق سامرا
قبله جانهاى مایى سامرا
هم نجف هم مشهدى و هم بقیع
کاظمینى، کربلایى سامرا
زائر هر روز تو مهدى بُوَد
با نوایش آشنایى سامرا
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
#روضه_امام_حسن_عسکری_علیه_السلام
متن روضه 2
🔸یابن الحسن فدای تو و دیدۀ ترت
آجرك الله يا صاحب الزمان...
امشب کجا زانوی غم بغل گرفتی...
برای غربت امام عسکری زار زار گریه می کنی و...
اشک میریزی...
🔸یابن الحسن فدای تو و دیدۀ ترت
🔸خون جای اشک می چکد از چشم اطهرت
داغ پدر.. خیلی سخته...
مخصوصا.. برا کسی که پنج سال بیشتر نداره...
مخصوصا.. برای کسی که بابای مهربونی...مثل امام عسکری داره...
🔸داغی نشسته بر جگر داغدار تو
🔸در خون نشسته است دل درد پرورت
🔸قربان آن امام، که در آخرین نفس
خدایا امشب خانه امام عسکری چه خبره...
🔸قربان آن امام، که در آخرین نفس
🔸سیراب گشته است به دست مطهرت
یکی از سخت ترین لحظات برای فرزند...
اون موقعیه که...
بابا در بستر احتضار باشه و...
فرزند نتونه کاری کنه...
امام زمان آمد کنار بابا نشست...
هی خیره خیره به صورت قشنگ بابا نگاه میکرد...
گریه میکرد...
یک وقت امام عسکری فرمودند...
پسرم... مهدی جان...
تشنه ام بابا...
سریع رفتند یک ظرف آبی رو آوردند...
خود امام زمان...
با دستان مبارک لحظات آخر به بابا آب دادند...
پدر رو سیراب کردند...
عرضه بداریم...
یا صاحب الزمان...
خوب شد شما...
لحظه آخر کنار پدر بودید...
حضرت رو سیراب کردید...
نگذاشتید امام عسکری...
با لب تشنه از دنیا بره...
اما دلها بسوزه برای اون آقایی که کربلا...
گودال قتلگاه...
با لب تشنه...
سر از بدنش جدا کردند...
🔸مگر به کرببلا آب قیمت جان است
🔸چرا نگفته کسی این حسین مهمان است
فقط همین رو بگم...
وقتی ذوالجناح برگشت به طرف خیمه ها...
دختر ابی عبدالله اومد کنار ذوالجناح...
صدا زد... ذوالجناح...
میدونم بابام رو به شهادت رسوندند...
میدونم سر از بدنش جدا کردند...
فقط بهم بگو...
آیا بهش آب دادند یا نه...
یا جَوادَ اَبی هَل سُقِیَ اَبی اَم قَتَلُوهُ عَطشاناً
🔸چرا به تشنه لبان هیچ کس جواب نداد
🔸به کام تشنه شان یک دو جرعه آب نداد
ای احمدیان به نام احمد صلوات
هر دم به هزار ساعت از دم صلوات
از نور محمدی دلم مسرور است
پیوسته بگو تو بر محمد صلوات
بر روی زمین و آسمانها و کرات
در بین مناجات و تمام کلمات
زیباتر از این دعا ندیده است کسی
بر خاتم انبیاء محمّد ، صلوات
دوبیتی های صلواتی میلاد حضرت رسول اکرم(ص) و امام صادق(ع)...
از عرش ندایِ سرمدی می آید
از سمتِ سرایِ ایزدی می آید
بر دامن پاک آمنه در این ماه
یک شاخه گل محمدی می آید
بر اهل جهان مژده زِ بالا آمد
جِبرْيل اَمين بَهرِ تماشا آمد
بفرست در این ماه مکررصلوات
چون خاتم الانبیا به دنیا آمد
شدماهِ ربیع و دل پر از شور و نشاط
از ناحیه ی رَب شده نازل بركات
زیبنده ترین ذکر در این ماه بُوَد...
بر حضرت مصطفی و آلَش صلوات
بفرست تو ای شیعه ی عاشق صلوات
بر زینت و اَشرفِ خلایق صلوات
در ماهِ ربيع الاول از روی اَدب
کن هدیه به احمد و به صادق صلوات
از سمتِ مدینه این ندا آمده است
باقر به لبش ذکر و ثنا آمده است
بفرست به مصطفی و آلَش صلوات
چون صادق آل مصطفی آمده است
جِبرْیلِ اَمین دوباره پَر را وا کرد
بر روی زمین بَزم شعف برپا کرد
بر باقر و ام فروه چون امشب حق
یک دسته گلِ محمدی اهدا کرد
ای شیعه مَکن وحشت قبر و سَکرات
تا حضرتِ مرتضی ست کشتی نجات
در وقت سوالشان بگو با دو ملک
من شيعه ی حیدرم، به حیدر صلوات
ای شیعه بگو بلند و ممتد صلوات
تا که بشود راهِ بلا سد صلوات
بر احمد و زهرا و علی و حَسَنین
بر پنج تن و آلِ محمد صلوات
در اوجِ عطش آب حیاتی دارد
زين ذکر مدامش حَسَناتی دارد
هنگام خطر برای دفعش، شیعه..
..بر احمد و آلَش صلواتی دارد
سر منشأ خیر و برکاتم صلوات
در اوجِ خطر راه نجاتم صلوات
ای کاش بیاید به زبانم یک آن..
هنگامه مرگ و سَرکراتم، صلوات
(اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم)
ملتمس
نذر قدم رسول امجد صلوات☆
بر نور رسالتش مجدد صلوات☆
امروز هر آنچه میتوانی بفرست☆
بر خاتم انبیا محمد(ص) صلوات☆
🌷🎤دوبیتی های صلواتی
🌷🌷🌷🌷🌷_______________
ز عرش صدای ربنا می آید
آوای خوش خدا خدا می آید
گفتست نبی خدا گناهش بخشد
هر کس که به فاطمه فرستد صلوات
🌷🌷🌷🌷🌷_______________
بر چهره ی زیبای محمد صلوات
بر گنبد خضرای محمد صلوات
سرتابه قدم آینه او زهراست
تقدیه به زهرای محمد صلوات
🌷🌷🌷🌷🌷_______________
بر آیینه جمال داور صلوات
بر آبروی آل پیمبر صلوات
برفاطمه ای که شدبه شأنش نازل
از سوی خدا سوره ی کوثر صلوات
🌷🌷🌷🌷🌷_______________
بر کوکب آسمان عصمت صلوات
بر فاطمه گوهر نبوت صلوات
بر مادر یازده امام برحق
از صبح ازل تا به قیامت صلوات
🌷🌷🌷🌷🌷_______________
بر نور خدا عصمت کبری صلوات
بر دخت نبی ام ابیها صلوات
بر آن که بود شفیعه روز جزا
همتای علی حضرت زهرا صلوات
🌷🌷🌷🌷🌷_______________
بر احمد و بر کوثر قرآن صلوات
بر طلعت محبوبه ی یزدان صلوات
بر روح مطهر امام و شهدا
بر فاطمه مادر شهیدان صلوات
🌷🌷🌷🌷🌷_______________
بردخت گرانقدر پیغمبر صلوات
بر خیر فراوان و به کوثر صلوات
برمادر امام و به همتای علی
بر منجی ما در صف محشر صلوات
🌷🌷🌷🌷🌷_______________
.
🏴 #شور شهادت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام و توسل به امام زمان (عج)
#شور_امام_عسکری
#شور_امام_زمان عج
#حرم_سامرای_تو
🏴بند اول
حرم سامرای تو،قبله ی قلب من آقا
یاابالمهدی عسکری،سیدی یاحسن آقا
میباره از دستای تو،بارون رحمت و کرم
منم گدای سامرات،بده به این گدا حرم
ای معدن جود و سخا
ای سومین ابن الرضا
ازت میخوام بهم بدی
برگ براته سامرا
حجت بر حقه خدا
به شیعیان تو رهنما
ازت میخوام نیگاه کنی
امشبی رو به این گدا
مولا یا عسکری مدد
🏴بند دوم
دلمو پر میدم میام،توو حرم تو میشینم
معجزه ی خدارو من،توو حرم تو میبینم
به منکرش لعنت اگه،مریضارو میدی شفا
فرقی نداره این حرم،با حرم امام رضا
تویی تو ملجا و پناه
برای هر چی بی پناه
هزارتا مشکل حل میشه
به شرطی که کنی نگاه
دنیاشو تضمین میکنی
هر کی به تو رو بیاره
عاقبتش به خیره و
غصه توو محشر نداره
مولا یا عسکری مدد
🏴بند سوم
یه عمره که منتظرم،فصل هم عهدی برسه
دعا میخونم تا یه روز،پسرت مهدی برسه
جونمو نذرش میکنم،تا که ببینمش یه روز
سر میذارم پا قدمش،اگه ببینمش یه روز
دلشوره ی اینو دارم
بمیرم و نبینمش
هی به خودم امید میدم
امروز میاد میبینمش
من زنده ام به این امید
که میرسه صبح سپید
با ذوالفقارش میرسه
منتقم شاهه شهید
عجل امام منتَظَر
#امام_عسکری
#شهادت_امام_عسکری
✍♩کربلایی امیرحسین سلطانی
اشعار شهادت حضرت امام حسن عسکری(ع) - قاسم نعمتی
سامرا ، باز با صفا شده ای
درحریمت برو بیا داری
اربعین پا به پایِ کرببلا
زائر و دسته ی عزا،داری
باز هم گنبدِ طلائی تو
مثلِ مشهد ز دور معلوم است
همه دانند زیرِ این گنبد
مدفن دو امام معصوم است
معرفت حکم میکند اینجا
وقتِ گریه به رسمِ جود و کرم
همه یادی کنیم این شبها
از تمام مدافعانِ حرم
تا ابد یادمان نخواهد رفت
راهِ ما در مسیرِعاشوراست
در کنارِ دعایِ صاحبمان
امنیت زیرِ سایه شهداست
همه دلخوشیِ ما این است
لااقل یک حسن حرم دارد
صبح و ظهر و غروب سفره بپاست
بسکه صاحب حرم ، کرم دارد
اهلِ بیت رسول این ایام
به غم وغصه ها اسیر شدند
راستی بین بچه هایِ علی
این حسن ها چه زود پیر شدند
چشم خود باز کرد و باگریه
پسر خویش را نگاهی کرد
دست انداخت دورِ گردنِ او
لب او را رویِ لبش آورد
زیر لب گفت : الوداع پسرم
بعداز این موسم جدائی هاست
این بیابان نشینی ماها
همه اش ارث مادرت زهراست
بعد از آنکه زدند مادر را
جایِ او کنجِ بیت الاحزان شد
شادی از خانواده ما رفت
بیت الاحزان شبی که ویران شد
عصمت الله پشت در افتاد
پایِ دشمن به خانه اش واشد
آنقدر با قلاف کوبیدند
استخوانهایِ بازویش تا شد
محسنِ بی گناه را کشتند
دادِ زصدیقه را در آوردند
فضه و جد ما به پشتِ در
جسم ششماهه دفن میکردند
تشنه قدری آب بودم من
لب عطشانِ من تکان می خورد
کی به پیش نگاهت ای بابا
لب من چوبِ خیزران می خورد
عمه ات هست و مادرت هم هست
نه میانِ نگاههای حرام
وای از ماجرایِ بزم شراب
وای از ازدحام شهرِ شام
آستینها حجاب سر میشد
بین آن گیر و دار در بازار
چه کسی دیده است دعوایِ
زن و یک نیزه دار در بازار
التماس دعا دارم صابرطبقی
#شهادت_امام_حسن_عسکری
دل من هوای سامراداره
هوای دیدن او ن سرا داره
چش خسته ام دیگه سو نداره
هوای دیدن عسگری داره
اقاجون می شه گداتوبخری
من می خوام بشم گدای عسگری
می شه ماروتاحرم راهی کنی
می شه بر گدای خود شاهی کنی
تابیام میون صحن عسگری
با نگاهت دل و دین و می بری
شنیدم که عسگری حرم داره
به تموم زائراش حرم داره
منم اون گدای صحن عسگری
می کنه اون حرمت چه دلبری
شنیدم که صحن تو خراب شده
دل شیعه ها برات کباب شده
یا امام عسگری فدات بشم
من می خوام که سائل سرات بشم
شعر..آرمین غلامی
(مجنون کرمانشاهی)
#کانال_متن_روضه_مجمع_الذاکرین
#شهادت_امام_حسن_عسکری
در بستری افتاده بی جان پیکره توست
برخاک از زهرجفا بال وپره توست
آقادگرتاب وتوان رفته زجسمت
دلواپس مهدی دو چشمان تره توست
زهره جفا جسم تورا درهم کشیده
در بستری انگار جسم لاغره توست
درهجره ی دربسته ای افتادی ازپا
آه وفغان وبی کسی دور و بره توست
از داغ ودرده کوچه ها بی تاب هستی
در گوش جانت ناله های مادره توست
پیری چه زود آمدبه استقبالت آقا
زهرجفا دربین هجره یاورتوست
در سامرادور ازوطن تنهاغریبی
تنهاکناره بستره تو همسرتوست
گویند لب تشنه توجان دادی به بستر
درساعت آخر فغان در حنجرتوست
بالاسرت وقت شهادت بودمهدی
یاآنکه روی خاک هجره پیکرتوست
_شعر…آرمین غلامی
(مجنون کرمانشاهی)
گریزهای روضه امام حسن عسکری(ع)
⚫⚫⚫⚫⚫⚫⚫⚫⚫⚫⚫⚫⚫
۱- یا امام عسکری شما فرزندتون کنارتون بود تا طلب آب کردید مهدی شما سریع به شما آب رسوند شما سیراب شدی اما بمیرم برا غریب کربلا لحظه آخر فرزندی کنارش نبود آبی به بابا برسونه ...
۲- قربونت برم یا صاحب الزمان وقتی بابای شما طلب آب کرد خیلی راحت تونستید برید آب بیارید کسی مانع شما نشد اما یه آقایی تو کربلا تا صدای العطش کودکان رو شنید غیرتش به جوش اومد اما چه شد وقتی رفت آب بیاره؟ ۴ هزار شریعه دور عباس رو گرفتند و ...
۳- اونقدر زهر به بدن امام عسکری اثر کرده بود که بدن آقا میلرزید همچین که امام زمان داشت به بابا آب میداد کاسه آب به لب و دندان بابا میخورد .. یا صاحب الزمان بمیرم برا مظلوم کربلا که با چوب خیزران به لب و دندانش میزدند .... غریب حسین
۴- یا امام عسکری تا مردم خبر دار شدن همه اومدن با یه عزت و احترامی برا شما تشییع گرفتن فرزندتون برا شما نماز خوند اما بمیرم برا اون آقایی که سه روز و سه شب پیکرش رو خاک گرم کربلا ...
🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤
اگر از این متن ها استفاده کردید یک صلوات هم هدیه کنید به اموات حقیر
یا علی مدد