#ورود_حضرت_معصومه_به_قم
#حضرت_معصومه
آئينه توحيد به قم مي آيد
يا خواهر خورشيد به قم مي آيد
نذر نفحات فاطمي اش صلوات
با آمدنش عيد به قم مي آيد
*
هم زمزمهي سبز بهاران با تو
هم روح بلند چشمه ساران با تو
از راه رسيدي و کويري تشنه
جنت شده، اي حضرت باران با تو
*
تا خاک مرا سرشت، يا معصومه
روي دل من نوشت: يا معصومه
يک پنجره پرواز مرا خواهد برد
از صحن تو تا بهشت، يا معصومه
🔸شاعر:
#یوسف_رحیمی
_______________________
@ewwmajmamolodi
#کانال_مولودی_مجمع_الذاکرین
#حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها
ای حرمت نور... عَلیٰ کلِّ نور
وارث زهراییِ قلبِ صبور
خواهرِ شمس ،دخترِ محجوبِ ماه
ای که شدی خالی از هر اشتباه
چادرِ تو بر دلِ شب ...سر پناه
جلوه گرفت... از رخِ تو چشمِ ماه
فاطمه اِی عمّه ی ساداتِ عشق
خواهرِ سلطان و مباهاتِ عشق
شمسِ شرَف، دختر ایران تویی
خواهرِ خورشیدِ خراسان تویی
نجمه کند در دو جهان سروَری
چون که کند بر سرِ تو مادری
ای همه جود و کرم، همچون رضا
آیه یِ تطهیر و گلِ مرتضیٰ
دختر حیدر...نسبِ فاطمی
بانویِ مظلوم بنی هاشمی
فاطمه یِ ثانیِ در شهر قم
دختر محجوبِ امامِ هفتم
زینتِ موسیٰ ...گلِ سرسبزِ عشق
می زَند از یادِ شما نبضِ عشق
جلوه یِ تو ، آینه دارِ علی است
عصمتِ زهراییِ تو منجلی است
از شرف خاک شما ...شهرِ قم
شور گرفت از ازدحامِ مردم
منشاء و سرمایه یِ در یایِ عشق
خواهر آواره یِ صحرای عشق
ای که چو زینب، لبِ خواهر مدام
می زند از عشق برادر، کلام
نام رضا وِرد زبانِ تو شد
در همه جا عشقِ عیانِ تو شد
معدن ایمان و کرامات و علم
با دلِ زینب شده ای کوهِ حلم
از حرَمِ قدسی اَت ای مَهلقا
نیست دِگر فاصله ای تا خدا
می رسم از کوی تا با نام عشق
مثل کبوتر به سرِ بامِ عشق
بانویِ عشق و ادب و ذوالکرَم
تذکره ای دِه که بیایِم حرم
سخت دلم تنگِ حریمَت شد
تنگِ دل و دستِ کریمَت شده
اذن بده زائر رویَت شوم
شاعرِ دل خسته یِ کویت شوَم
در حرمِ عشق ... مرا جا بده
هر چه خوب است همانجا بده
محضِ گلِ روی رضا کن نگاه
خواهر سلطان... بده ما را پناه
بانویِ قم ...خواهرِ سلطان ما
چاره یِ عشق...علّتِ درمان ما
دردِ دلم با تو دوا می شود
هر گره با دست تو وا می شود
نام شما عزّتِ ایران زمین
عشق شما شوکتِ این سرزمین
روشنی عرشِ حرم دستِ تو
شاخه گل فرشِ حرم مست تو
عطرِ گلِ فرشِ حرم...گوئیا
آمده از باغ بهشتِ رضا
هر که در این خانه نشان می شود
هر نفسش مشک فشان می شود
هر در از این صحن و سرا یک بهشت
عشق شما... خوبترین سرنوشت
بوی بهشت از حرمت می رسد
خوب شوَد در حرمت... حالِ بد
بانوی عرش و فلک و شمس و ماه
بانوی من ثانیه ای یک نگاه
ثانیه ای حال مرا کن نگاه
اذن بده تا که بیایم به راه
کوله یِ چشمان ترم پر از آه
نیست در این غمکده جز اشتباه
نیست به جز اشک در این دست من
جان رضا دست مرا پس مَزن
آمده یک عبدِ سراسر گناه
با دلِ خسته...دلِ پُر... اشک و آه
سویِ تو با کوله یِ غم آمدم
خسته به آغوشِ حرم آمدم
نیست مرا جز حرمِ تو پناه
گُم شده اَم می طلبم از تو راه
دست تهی آمدم و پُر گناه
کاسه یِ چشمِ ترِ من پر زِ آه
لیک به امّیدِ کَرَم آمدم
رانده زِ هر جا به حرَم آمدم
تا به حرَم عُقده یِ دل وا کنم
لطفِ تو را خوب... تماشا کن
می رسد از قلب حرم بویِ عشق
عطر همان مادر دلجویِ عشق
هر نفسی ، زائر باران تویی
زائر آن مرقدِ پنهان تویی
اذن ورود حرمِ کاظمین
تذکره اَم ده تو به سوی حسین
عشقِ تو بانو شده سرمایه اَم
همرهِ من آمده چون سایه ام
کفترِ بامِ تو منِ بی قرار
با دلِ خود پر زده اَم سویِ یار
بال و پرم تا به هوا بُرده اَم
سر زِ حریم تو درآوردِه اَم
حال من همراه شما بهتر است
نام تو همراه رضا خوش تر است
خواهرِ زیبنده یِ شمسَ الشموس
تذکره ای ده که رَوم سمت طوس
می گذرد لطف تو بانو...زِ حدّ
بر اَحدی تو نزدی... دستِ رد
پای ضریحَت همه را می بری
درهم و برهم همه را می خری
چشمِ من و دولتِ احسان تو
رو زده اَم با قسمِ جانِ تو
بانویِ مِهر...ای صنمِ هموطن
جانِ رضا دستِ مرا پس مزن
گرد و غبارَم به سرِ دامَنَت
یک پر کاهم زِ سرِ خرمَنَت
ملجأ حاجاتِ بشر...دستِ توست
زائر این میکده...سرمستِ توست
هر چه قلم می کند هِی اهتمام
باز شد این مثنوی هم ناتمام....
اذن بده تا که سلامی دهم
آخرِ شعر ...حسن ختامی دهم
اَخترِ تابنده، سلامٌ عَلیکْ
دختر زیبنده ،سلامٌ عَلیکْ
دختر ایران... گلِ عشق... اَلسَلام
رمزِ عبور از دلِ عشق.... اَلسَلامُ
حرف دلم هست فقط،یک کلام
عشقَ تو و عشقِ رضا... وَ َالسلامــ
#منصوره_محمدی_مزینان
@ewwmajmamolodi
#کانال_مولودی_مجمع_الذاکرین
بسم الله الرحمن الرحیم
#حضرت_معصومه_س_ورود_به_شهر_قم
#یوسف_رحیمی
آئينه توحيد به قم مي آيد
يا خواهر خورشيد به قم مي آيد
نذر نفحات فاطمي اش صلوات
با آمدنش عيد به قم مي آيد
*
هم زمزمهي سبز بهاران با تو
هم روح بلند چشمه ساران با تو
از راه رسيدي و کويري تشنه
جنت شده، اي حضرت باران با تو
*
تا خاک مرا سرشت، يا معصومه
روي دل من نوشت: يا معصومه
يک پنجره پرواز مرا خواهد برد
از صحن تو تا بهشت، يا معصومه
بسم الله الرحمن الرحیم
#حضرت_معصومه_س_ورود_به_شهر_قم
#علیرضا_وفایی
خورشید ولایت ز تو تابان شده باشد
از نور جلال تو درخشان شده باشد
آبادی ما رو به فنا بود، که دیدیم
از یمن قدم هات، گلستان شده باشد
هر کس که نیاورد به توحید تو اسلام
از کرده ی خود سخت پشیمان شده باشد
بی معجزه دیدن... به شما پشت به پشتم
با فخر و مباهات مسلمان شده باشد
اقبال عجم بود ، قدم رنجه نمودید
یک فاطمه هم قسمت ایران شده باشد
بین الحرمینی که تو احداث نمودی
یک سر قم و یک سمت خراسان شده باشد
تنها خوشی مادر پیرم سر هر ماه
یک جعبه ی سوغاتی سوهان شده باشد
قم حرمت تو داشت کجا پیش قدم هات
یک شهر سراسیمه چراغان شده باشد
فرق است میان تو و زینب که چهل بار
آواره ی صحرا و بیابان شده باشد
فرق است میان تو و چشمی که به گودال
دیده ست برادر تنش عریان شده باشد
فرق است میان تو و هم قافله ی زجر
هر چند که گیسوت پریشان شده باشد
یک نان بخور و صد بده خیرات نرفتی…
…آنجا که پر از برده فروشان شده باشد
آزرده (خیال) است که چون منبر نیزه
اجلاس گه قاری قرآن شده باشد
بسم الله الرحمن الرحیم
#حضرت_معصومه_س_ورود_به_شهر_قم
#اسماعیل_شبرنگ
آمدی و حق بده چشمان ما حیران شود
مقدم زهرایی تو خوب گل باران شود
یا خلیله آمدی در حیرت این دشت داغ
تا کویر تشنه ی قم خانه ی رضوان شود
تاهمیشه معجزه با چشم هایت ممکن است
باید انسان با نگاه لطفتان انسان شود
مطمئناً هرکسی چشمش به ایوان تو خورد
دردهای بی دوایش یک به یک درمان شود
خوشبحال شاعری که با شما همسایه است
خط به خط اشعار او شیرین تر از سوهان شود
باید از "قم" قلب خود را راهی "مشهد"کند
عاشقی که قصد کرده زائر سلطان شود
لطف کردی بانوی رحمت که از شب تا سحر
خاکبوس مقدم تو خطّه ی ایران شود
یا کریمه محضر تو عرض حاجت می کنم
با همین عرض ادب دارم عبادت می کنم
بسم الله الرحمن الرحیم
#حضرت_معصومه_س_ورود_به_شهر_قم
#مجتبی_دسترنج
مژده دهید باغ را، چون برکات میرسد
این يَم و شوره زار را، قند و نبات میرسد
قصدش اگرچه قم نبود، دست قضا ببین عجب!
حضرت معصومه به قم، قبلِ وفات میرسد
کشتیِ نوح آمده، بر روی ناقه جلوه گر
این خبر از سَما رسید، راهِ نجات میرسد
حُسنِ تمامِ اهلبیت، منبع جود و معرفت
هم برکات آمده، هم حسنات میرسد
بر دل عاشقان بَسی، از نفسِ مقدس اش
با قدمِ مبارک اش، شور و نشاط میرسد
بوی مدینه می وَزَد، از سرِ جاده بر مشام
جاده شده معطرش، تا نفحات میرسد
سجده كنيد جنيّان، همچو ملائكه بر او
وقت رسیدنش به قم، وقتِ صلاة میرسد
تشنه ی معرفت اگر، تشنه هنوز مانده است
بر لب خشک او بگو، آب حیات میرسد
بانوی قم کریمه است، مثلِ برادرش رضا
بر سر زائران خود، حینِ ممات میرسد
از طرف رضا بُوَد، به دستِ خواهرش اگر
برای کربلا به ما، برگِ برات میرسد
او نرسیده بر رضا، پس نَشود چُنین دگر
حالْ بِدان که زائرش، بر عتبات ميرسد
مژده به جمکران دهيد، از حرمِ کریمه اش
غُصه مَخور که مهدی آن، جلوه ی ذات میرسد
مُنتقمِ فاطمه و..، مُنتقمِ خونِ حسین
تِکیه به کعبه میزند، با صلوات میرسد
نزد کریمه ملتمس ، با ادب و تکیده باش
از دل و جان قبول کن، هر چه برات میرسد
حرم اهلبیت
ایران به تو مدیون است یا حضرت معصومه
عالم به تو مجنون است یا حضرت معصومه
تو خواهر سلطان و من بندهی سلطانم
پس نعمتم افزون است یا حضرت معصومه
#یاکریمه
#مرتضی_محمودپور
#کانال_مولودی_مجمع_الذاکرین
💫🍀💫🍀💫🍀💫🍀
خاک قم عطر گل یاس گرفت و آنگاه
قم مدینه شد و او فاطمه ی دوم شد
✍رحمان نوازنی
┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
#_۲۳ربیع_الاول
#ورود_حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها_به_قم
روزی عده ای از شیعیان امام کاظم علیه السلام جهت دریافت پاسخ برای پرسشهای دینی خود به شهر مدینه رهسپار شدند، ولی چون آن حضرت در مسافرت بود و آنها ناگزیر به بازگشت بودند، به ناچار سؤالات خود را نوشتند و به افراد خانواده امام تحویل دادند تا در سفر بعد، جواب آنها را دریافت نمایند.
زمان خداحافظی باتعجب دیدند که حضرت فاطمه معصومه علیها السلام (در حالی که تنها ده سال داشت) پاسخ پرسشهای آنان را نوشته است. هنگام مراجعت در بین راه با امام موسی بن جعفر علیهما السلام ملاقات نمودند و ماجرا را به عرض ایشان رساندند. امام آن نوشته را از آنها گرفت و مطالعه نمود و چون پاسخها را درست یافت، لبخند رضایت بر لبانش نقش بست و سه بار فرمود: «فداها ابوها؛ پدرش به فدایش باد».
📗کریمه اهلبیت علیهم السلام،صص 64 - 63.
#حضرت_معصومه_علیها_السلام
اللهم عجـــل لولیک الفـــرج
#ورود_حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها_به_قم
#کانال_سخنرانی_مجمع_الذاکرین