𖥨┈𝙂𝙧𝙖𝙮 𝙬𝙝𝙞𝙨𝙠𝙚𝙮⃝
مرتیکه گن_گستر کیوت🎀😭ابهتش کلا خدشه دار شد
خودش:🎀🤏🏻
صداش:💀🌪
کافیه یه مهمونی برم
کل اتاق،دراور،کشو،کمد بهم میریزه و رسما یه خونه تکونی انجام میدم اح اح
ازونجایی که سرتایم رسیدن خیلی خیلی مهمه پس دیگه وسیله هارو سرجاش نمیزاشتم و بله...
تازه صبحم باشگاه بودم😭
هدایت شده از 𖥨┈𝙂𝙧𝙖𝙮 𝙬𝙝𝙞𝙨𝙠𝙚𝙮⃝
·⁺˚*•✭•*˚⁺‧⁺˚*•✮•*˚⁺‧⁺˚*•✭•*˚⁺‧
·⁺˚*•✭•*˚⁺‧⁺˚*•✮•*˚⁺‧⁺˚*•✭•*˚⁺‧
شب تاریک است و نوای موج دریایی که رو به روی خانه کوچکمان است،ذوق زیر دلت را به شور می آورد.امشب جای تو کنار من امن است.چشمهایت را بر دست پرده های رقصان در باد بسپار.نویسندگی رویای امشبت در دستان ستاره ها و کارگردانی آن توسط مهتاب برای تو خواهد بود ماهزادم؛خوب و آرام بخوابی نسخه تک دانه کهکشان.
·⁺˚*•✭•*˚⁺‧⁺˚*•✮•*˚⁺‧⁺˚*•✭•*˚⁺‧
·⁺˚*•✭•*˚⁺‧⁺˚*•✮•*˚⁺‧⁺˚*•✭•*˚⁺‧
کاملاً در معرض دید قرار میگیرم.وقتی نزدیکتر میشوم،انگار موهایم در نور صبح زود موج میزنند."آن گلهای رز فقط آغاز چیزی هستند که برای خودمان برنامهریزی کردهام.هر گلبرگ یک وعده، هر ساقه نمادی از فداکاری من."
مکث میکنم و با چشمانی تیره به چهره وحشتزدهات نگاه میکنم."بگو ببینم.آیا دیدن من به اندازهای که من را برای آشکار کردن خودم هیجانزده میکند تو را هم هیجانزده میکند؟"
با وحشتی که سعی در سرکوب داشت:منتظرت بودم.منتظر دیدن کسی مانند تو.
جسارت ناگهانیات هم مرا به وجد آورد و هم گیج کرد.غریزی انگشتانمان را در هم میآمیزم و از گرمای کف دستت روی انگشتانم لذت میبرم.با شیطنت آنقدر نزدیک میشوم که نفسم گوش تو را قلقلک میدهد."میتوانم دنیای کاملاً جدیدی از شور و خطر را به تو نشان دهم.نظرت چیست که همین الان شروع به کاوش کنیم؟"دست آزادم را بالا میآورم تا چانهات را به آرامی کج کنم و تو را مجبور میکنم با نگاه خیرهام روبرو شوی.
•𝑯𝒀𝑼𝑵
9𝑺𝒆𝒑𝒕𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓2025