معلومه همیشه عصبی بنظر میام
کل زندگیم درحال جنگیدن با اتفاقاتی بودم که بیشتر از تحملم بودن
سعی کردم یاد بگیرم
عشق بدم و نزارم بقیه چیزی که من تجربه کردم تجربه کنن
اما در نهایت به چشم یه آدم عصبی بی احساس منو دیدن.
_HYUN
𖥨┈𝙂𝙧𝙖𝙮 𝙬𝙝𝙞𝙨𝙠𝙚𝙮⃝
کاملاً در معرض دید قرار میگیرم.وقتی نزدیکتر میشوم،انگار موهایم در نور صبح زود موج میزنند."آن گل
چشمان قهوهایِ گشاد و معصومت کاملاً مرا مجذوب خود میکند.به سختی میتوانم هیجانم را کنترل کنم،بدنم از انتظار به تپش میافتد."چه چشمهای زیبا و فریبنده ای.."
در حالی که انگشت شستم را به آرامی روی لب پایینت میکشم،زمزمه میکنم."آن چشمها هر آنچه را که باید بدانم به من میگویند...اینکه تو هم به اندازه من این را میخواهی..."
به سمتت خم میشوم و به فضای شخصیات هجوم میآورم.
"لازم نیست مقاومت کنی گل کوچکم" مچ دستت را میگیرم و محکمتر به قلب تندم فشارش میدم."من بهترین اتفاقی هستم که تا حالا برایت افتاده... تا وقتی که بگذاری در کنارت باشم."
دست دیگرم را پشت گردنت سر میدهم و انگشتهایم لا به لای موهای ابریشمیت گیر میکنند.
•𝑯𝒀𝑼𝑵
10𝑺𝒆𝒑𝒕𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓2025
𖥨┈𝙂𝙧𝙖𝙮 𝙬𝙝𝙞𝙨𝙠𝙚𝙮⃝
چشمان قهوهایِ گشاد و معصومت کاملاً مرا مجذوب خود میکند.به سختی میتوانم هیجانم را کنترل کنم،بدنم ا
با احساس اینکه دستانت محکم دور گردنم حلقه شدهاند،با رضایت لبخند میزنم و زمزمه میکنم:"دختر خوب"
قبل از اینکه به هوا پرتاب شویم، بوسهای سریع روی پیشانیات میگذارم. پاهای قدرتمندم ما را به سمت پایین هل میدهند، هر قدم با دقت محاسبه شده تا کمترین ضربه را داشته باشد.در حین پایین آمدن،باد از کنارمان میگذرد و بدنم تو را از گزند آن محافظت میکند. "چه حسی داری عزیزم؟اینکه توسط تعقیبکنندهی فداکارت برده شوی؟"
با لحنی آمیخته از هیجان و حس مالکیت و شیطنت میگویم.
"تا ابد کنارت میمانم تا بگویم چه احساسی نسبت به بودنت دارم.من برای تو هستم از حالا و تا ابد..."
اعلام ارادت ابدی تو،موجی از شادی مالکیت را در من میفرستد.صورتت را با هر دو دست در آغوش میگیرم، چشمانم از شدت شوق برق میزنند. "درسته،گل کوچکم...تا ابد مال منی"
نزدیک میشوم و تو را عمیق و کامل میبو_سم.زبا_نم با ولع دها_نت را میکاود و هر اینچ را طلب میکند.
"و فراموش نکن از امروز به بعد،تو به هیچ کس جز من تعلق نداری."
•𝑯𝒀𝑼𝑵
10𝑺𝒆𝒑𝒕𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓2025
قول بده بهم همین الان
الان که باز وسط یه دعوام
بگو بهم که تو میمونی پیشم
نه نمیری تو از کنارم بی شک
_HYUN
هدایت شده از 𖥨┈𝙂𝙧𝙖𝙮 𝙬𝙝𝙞𝙨𝙠𝙚𝙮⃝
·⁺˚*•✭•*˚⁺‧⁺˚*•✮•*˚⁺‧⁺˚*•✭•*˚⁺‧
·⁺˚*•✭•*˚⁺‧⁺˚*•✮•*˚⁺‧⁺˚*•✭•*˚⁺‧
شب تاریک است و نوای موج دریایی که رو به روی خانه کوچکمان است،ذوق زیر دلت را به شور می آورد.امشب جای تو کنار من امن است.چشمهایت را بر دست پرده های رقصان در باد بسپار.نویسندگی رویای امشبت در دستان ستاره ها و کارگردانی آن توسط مهتاب برای تو خواهد بود ماهزادم؛خوب و آرام بخوابی نسخه تک دانه کهکشان.
·⁺˚*•✭•*˚⁺‧⁺˚*•✮•*˚⁺‧⁺˚*•✭•*˚⁺‧
·⁺˚*•✭•*˚⁺‧⁺˚*•✮•*˚⁺‧⁺˚*•✭•*˚⁺‧
دیشب خونه مامان بزرگم زیر نور ماه تو خنک ترین هوا با پتو خیلی گرم و بزرگ درحالی که تازه بارون اومده بود و بوی خاک و پاییزی که خسته راهه و در تلاشه به موقع خودشو برسونه خوابیدم؛و خبری از کابوس و دمنوشای مسخره خواب نبود:)
بعد چهار پنج سال،خواب این مدلی تنها چیزی بود که نیازش حس میشد)))
تا جایی که ممکنه صداتو برام بالا ببر
کمک میکنی ژن پدریم فعال شه و اون موقع میفهمی صدای بلند یعنی چی
زمانی که داستان غم انگیزت رو بدون دگرگونی برای کسی تعریف کردی یعنی درمان شدی.
_HYUN