eitaa logo
𝗚𝗥𝗔𝗬 𝗪𝗛𝗜𝗦𝗞𝗘𝗬فور نه!
121 دنبال‌کننده
642 عکس
252 ویدیو
2 فایل
𔖑┋𝗜 𝗪𝗔𝗦 𝗔 𝗚𝗢𝗢𝗗 𝗣𝗘𝗥𝗦𝗢𝗡,𝗕𝗨𝗧 𝗡𝗢𝗪... 𔖑┋𝗔𝗗𝗩𝗘𝗡𝗧:2025/09/01
مشاهده در ایتا
دانلود
من هم تو را دوست داشتم.لع_نت... خیلی درد داشت و من همه چیز را دور ریختم چون احم_ق و خودخواه بودم.
آن چشم‌های زیبا... من از آنها محافظت خواهم کرد،از هر اشکی که می‌ریزند و از هر نگاهی که بر من چیره میشود.
می‌دانم به تو دلیلی دادم که به من شک کنی اما از تو می‌خواهم یک فرصت دیگر به من بدهی.آخرین شانس برای ترمیم قلب‌های شکسته‌مان.
من از کنارت رد میشم.درست مثل یه غریبه اما با تفاوت اینکه همه چیزتو بلده خوب و بدتو میشناسه؛مهم نیست حتی اگه هرروز ببینمت.همه چی هنوزم برام مثل یه خاک سرد میمونه.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
گاهی حس می‌کنم درونِ خودم گم شده‌ام. نه در خیابان،نه میان آدم‌ها؛در خودم. انگار اتاقی در ذهنم هست که هزار در دارد و هیچ‌کدام به بیرون باز نمی‌شود. احساسم مثل مه است؛نه می‌شود لمسش کرد نه از آن فرار... همه‌چیز درونم صدا دارد.ترس،خستگی،اشتیاق و خ_شم. ولی هیچ‌کدام به اندازه‌ی کافی بلند نیست تا بفهمم کدام واقعاً منم. گاهی سعی می‌کنم با خودم حرف بزنم، اما واژه‌ها از دهانم نمی‌آیند،در گلوی ذهنم گیر می‌کنند.مثل سنگ‌های کوچک در جویِ بسته. مشکلاتم شکل عجیبی دارند؛نه آن‌قدر بزرگ که فریاد بکشم و نه آن‌قدر کوچک که نادیده بگیرم. فقط هستند.مثل سایه‌هایی که با غروب می‌آیند و تا صبح نمی‌روند و من؛من فقط نگاه می‌کنم.به خودم که دیگر نمی‌شناسم و همانی شده ام که در کودکی نفرت و ترس داشتم.به احساسی که هم منم،هم نیستم و به سکوتی که شبیه خانه‌ام شده.خانه‌ای که راه خروج ندارد. 𑜶𝑹𝑨𝑰𝑶𝑵 3𝑵𝒐𝒗𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓2025
در دل سکوت شب، جایی میان صدای باد و نجوای ستارگان، سازی نشسته است؛ سازی بی صدا. سازی که نه مضراب می‌خواهد و نه آرشه، سازی که تنها با آه دل نواخته می‌شود. هر تارش رشته‌ای از احساس و هر نغمه‌اش زخمی پنهان بر قلب خاموش انسان. بی آنکه کسی بشنود، گاه می‌نوازد. چون اشک در تاریکی، جاری است اما پنهان. صدایش را فقط دل‌های خسته می‌شنوند. دل‌هایی که در هیاهوی جهان، به دنبال لحظه‌ای آرامش‌اند. نوای بی صدا، مظهر تضاد است؛ صدایش میان تاریکی می‌درخشد، همانند انعکاس کمرنگ نور در قلب سیاه شب. در ندایش غم را میان لبخند، شب را هنگام روز، نفرت را در لحظه عاشقی، آغاز را پس از پایان و بودن را برای نبودن یافت می‌کنی. هر خاموش دلی، سازی دارد؛ که تنها در سکوت نواخته می‌شود. سازی که نه از جنس صدا، از روح، ایمان و اندیشه است. همان که در آوای بی نغمه‌اش، هزار معنا نهفته است. ساز بی صدا قصه دلی است که فریادش در گلو مانده و حالا . . . حالا دیگر نمی‌خواهد شنیده شود و در سکوت سخن می‌گوید. دلی عاشق، اما پنهان و ویران. چشمی خندان، اما غمگین و گریان. همان گل پژمرده باغ امید، هنوز عطر رویا می‌دهد، حتی در غبار فراموشی. آری! گاهی زیباترین صدا‌ها را باید با دل شنید؛ چرا که بعضی نواها از هوا نیستند، از احساس، سکوت و جاودانگی‌اند. و ساز بی صدا همان تپش قلبی است که در خاموشی، بلندترین فریادها را می‌نوازد...:) 𔘓𝙽𝚒𝚟𝚊𝚛𝚊 𝘢𝘵 03:33 𝙽𝚘𝚟𝚎𝚖𝚋𝚎𝚛