Some ancient call that I've answered before
It lives in my walls and it's under the floor
If this was meant for me, why does it hurt so much?
And if you're not made for me, why did we fall in love?
A knock at my door, I thought I was alone
Unaware of what I thought I needed, I drop like a stone
If I'm not mistaken, then I was the last to know
And if you'll return for me I'd never want for more
مامانم گاهی میفهمه اوج دلتنگیمو؛میاد بهم میگه فقط یه زنگ بزن باهم برین بیرون دوباره رابطتون برگرده اینجوری واسه هردوتون بهتره.مامان نمیدونه من حتی دیگه شمارتم ندارم.
او مردد است و برای پیدا کردن کلمات مناسب تقلا میکند.
"من فقط...میخواهم بغلت کنم"
او آرام اعتراف میکند و دستانش را به نشانهی محافظت،دور بدنش حلقه میکند. "میتوانیم مدتی همینطور بمانیم؟قول میدهم هیچ کار عجیبی نکنم.فقط...بگذار دلداریات بدهم.لطفا؟"
دلم تنگ شده؛
برای اون شب جمعه ای که آسمون قرمز بود و گرفته.همون شبی که با استرس واسه بیدار شدن به موقع مدرسه میخوابیدم و صبحش با بوی برف بیدار میشدم.من دلم اون آسمون سرخ شب رو میخواد.
کاش میشد تو کتابخونه خوابید پاشد و زندگی کرد🤌🏻
با لگد رسما پرتمون کردن بیرون😑
فردا امتحان دارم و حجم مطالب دقیقا اندازه یه کتاب کامل دبیرستانه و من حتی مرورم نکردم فقط مطالبو تموم کردم؛ایشالا شب زنده داری میکنم))))))))))))