دیگه نه حالت واسم مهمه
نه بهت فکر میکنم
نه میام پیشت
نه حالتو میپرسم
نه سرت حساس میشم
نه میگم زود بخواب
نه میگم خوب غذا بخور
نه چکت میکنم
نه برات آرزوی خوب میکنم
نه شادت میکنم
نه اسمتو صدا میزنم
من نمیام دیگه کاری برات بکنم؛دیگه نه
از یه جایی به بعد دیگه نه دلت میخواد نه میتونی.
انگار که یکبار برای همیشه مر_ده باشی ولی زنده ای؛و من؟
نمیدونم ولی هر کس منو میبینه یا بهم میخنده یا برام متاسفه.این وسط دیگه ذره ای انرژی ندارم که واسه کسی بزارم.همرو جمع میکنم انقدری که یه روز به اونی که لیاقت داره بدمش و حتی اگه نیاد هم به درک،من با همینا دفن میشم.