میان تکرارِ بیپایانِ روزها،ذهنم آرامآرام گم میشود.
خستگی،بیصدا مینشیند روی شانههای فکر و بلند نمیشود.
هر قدمی که برمیدارم،بیشتر شبیه عادت است تا انتخاب.
ساعتها میگذرند،نه با شتاب،نه با معنا.
دل از سختی لبریز است و جان از ادامه ،کند و مردد.
انگار زندگی مکث کرده و من در این مکث،فراموش شدهام.
نه توان ایستادن هست،نه جرأت رها کردن.
فقط میمانم،میان سردرگمی و روزمرگی،خسته اما هنوز بیدار.
𑜶𝑹𝑨𝑰𝑶𝑵
13𝑭𝒆𝒃𝒓𝒖𝒂𝒓𝒚2026
دوست دارم چنین باور کنم که اگر در زمانه ای دیگر به سر میبردیم،من همانی بودم که دوست میداشتی.
اولین بار که دیدمش،قلبم طعم تعلق نداشتن رو چشید.بعد ها متوجه شدم بیراه نبود چون اون تو نگاهش،تو وجودش،تو لبخند و حرفاش ناامیدی حمل میکرد...
ناامیدی که قلبمو به زندگی دعوت نمیکرد. شاید برای همین همیشه توی سیاهی چشم هاش ستاره ها شناور بودن و این تنها بخش جذابش بود.
مثل ونگوگی که شب های تاریکش رو با ستاره ها نقاشی میکرد،من هم دنیای بدون تو رو با خیالت نقاشی میکردم اما باز هم هیچ رویایی به شیرین بودن دیدن دوبارهات نمیرسید تمام من.
𝙂𝙧𝙖𝙮 𝙬𝙝𝙞𝙨𝙠𝙚𝙮(3).mp3
زمان:
حجم:
12.2M
ᬊᬁ𝗩𝗜𝗕𝗘↷
نمیدونی داری با زندگیت چیکار میکنی
﴾⸽𝙶𝚁𝙰𝚈𝚆𝙷𝙸𝚂𝙺𝙴𝚈⸽﴿
اصن کار به هیچی ندارم فقط دارم فکر میکنم به عروسکایی که دیگه هیچکس نیست بغلشون کنه،به آدمایی که تا ابد توی فرودگاه متتظرن،به دوستایی که رفیق صمیمیشون دیگه هیچوقت بهشون زنگ نمیزنه،به آرزوهایی که هیچوقت برآورده نمیشه و به خونه هایی که برای همیشه سرد شده...