هنوزم وقتی یه شماره ناشناس میفته رو گوشیم قلبم مثل روز اول تند میزنه که نکنه تو باشی و با چسبوندن گوشی به گوشم صدای تو توی سرم بپیچه و همه چیز دوباره خراب شه.
_HYUN
هیچ میدانید کار من به کجا کشیده بود؟
میدانید؛من مجبورم سالگرد رویاهای خود را جشن بگیرم.سالگرد آنچه را که زمانی برایم دلچسب بود اما در واقع هرگز وجود نداشت.
-شبهای روشن
تغییر نهایی آدمارو میتونید از حذف شدن پلی لیست آهنگای باکلامشون و تبدیل اونها به قطعات بیکلام متوجه بشید؛چون انگار هیچ کلمه ای برای اونا کافی نیست.
_HYUN
بچم هرروز عصر میاد میشینه کنار باغچه بلوکمون به همه آدمای اونجا گارد میگیرن جز بنده....
و اینطوریم که:تو چی دیدی تو من؟)))))