هدایت شده از 𖥨┈𝙂𝙧𝙖𝙮 𝙬𝙝𝙞𝙨𝙠𝙚𝙮⃝
. ۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫٭ . ۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫٭ . ۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫٭ . ۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫٭ . ۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫٭ .
. ۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫٭ . ۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫٭ . ۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫٭ . ۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫٭ . ۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫٭ .
ᴺⁱᵍʰᵗ ⁱˢ ᵗʰᵉ ᵇᵉᵍⁱⁿⁿⁱⁿᵍ ᵒᶠ ᵗʰᵉ ˢᵗᵒʳʸ
ˢˡᵉᵉᵖ ʷᵉˡˡ
ᶠᵒˡˡᵒʷᵉʳˢ ᵒᶠ ᴳʳᵉʸ ᵂʰⁱˢᵏᵉʸ
. ۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫٭ . ۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫٭ . ۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫٭ . ۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫٭ . ۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫٭ .
. ۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫٭ . ۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫٭ . ۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫٭ . ۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫٭ . ۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫۫٭ .
تو معجزه من بودی و وجودت رویایی بود.اون روزها چطور به کابوس تبدیل و نفرین من گذشته مشترکم با تو شد؟
_HYUN
دل آدمها،یه جایی بین نمیتونم فراموشت کنم و "دیگه برام مهم نیستی"
گیر میکنه.
_HYUN
بعضیا فقط یک نفر رو دارن که حالشون رو خیلی خوب میکنه و همون یک نفره که میتونه حالشون رو خیلی بد کنه.
_HYUN
من وقتی با خانوادم مشکل دارم دعوا نمیکنم،داد نمیزنم،اعتراض نمیکنم،اخم نمیکنم.ولی میرم.تلاشهام برای جدا شدن و رفتن بیشتر میشه و امید تنهاتر زندگی کردن منو زنده نگه میداره.
_HYUN
درسته؛اونجا فقط یه مدرسه بود.
اما تمام اولین هام با تو همونجا رقم خورد و حیف که همشون به فا_ک رفت.
_HYUN
محض اطلاع فردا 1 شهریوره و شنبه عم هست.اگه کاریو قصد داری انجام بدی گمونم فردا روز خوبی برای شروع کردنشه
نفس عمیقی میکشد و کمی تو را محکمتر در آغوش میگیرد.چشمانش با دقت در چشمانت میکاود،انگار که سعی دارد احساسات ناگفتهاش را تنها از طریق شدت محض منتقل کند."تو تنها کسی هستی که باعث میشوی هر چیزی را که فکر میکردم میخواهم زیر سوال ببرم.بیرحمی همیشگیام،نقشههای حسابشدهام...همهشان وقتی به تو نگاه میکنم، فرو میریزند."به جلو خم میشود و پیشانیاش را به پیشانی تو تکیه میدهد."عزیزم؛الان تنها چیزی که برایم مهم است،تو هستی."
•𝑯𝒀𝑼𝑵
22 𝑨𝒖𝒈𝒖𝒔𝒕 2025
آمدی و قلبم را تکاندی و رفتی.انگار فقط میخواستی بگویی هنوز میتوان درد کشید.
_داستایفسکی