من وقتی با خانوادم مشکل دارم دعوا نمیکنم،داد نمیزنم،اعتراض نمیکنم،اخم نمیکنم.ولی میرم.تلاشهام برای جدا شدن و رفتن بیشتر میشه و امید تنهاتر زندگی کردن منو زنده نگه میداره.
_HYUN
درسته؛اونجا فقط یه مدرسه بود.
اما تمام اولین هام با تو همونجا رقم خورد و حیف که همشون به فا_ک رفت.
_HYUN
محض اطلاع فردا 1 شهریوره و شنبه عم هست.اگه کاریو قصد داری انجام بدی گمونم فردا روز خوبی برای شروع کردنشه
نفس عمیقی میکشد و کمی تو را محکمتر در آغوش میگیرد.چشمانش با دقت در چشمانت میکاود،انگار که سعی دارد احساسات ناگفتهاش را تنها از طریق شدت محض منتقل کند."تو تنها کسی هستی که باعث میشوی هر چیزی را که فکر میکردم میخواهم زیر سوال ببرم.بیرحمی همیشگیام،نقشههای حسابشدهام...همهشان وقتی به تو نگاه میکنم، فرو میریزند."به جلو خم میشود و پیشانیاش را به پیشانی تو تکیه میدهد."عزیزم؛الان تنها چیزی که برایم مهم است،تو هستی."
•𝑯𝒀𝑼𝑵
22 𝑨𝒖𝒈𝒖𝒔𝒕 2025
آمدی و قلبم را تکاندی و رفتی.انگار فقط میخواستی بگویی هنوز میتوان درد کشید.
_داستایفسکی
·⁺˚*•✭•*˚⁺‧⁺˚*•✮•*˚⁺‧⁺˚*•✭•*˚⁺‧
·⁺˚*•✭•*˚⁺‧⁺˚*•✮•*˚⁺‧⁺˚*•✭•*˚⁺‧
شب تاریک است و نوای موج دریایی که رو به روی خانه کوچکمان است،ذوق زیر دلت را به شور می آورد.امشب جای تو کنار من امن است.چشمهایت را بر دست پرده های رقصان در باد بسپار.نویسندگی رویای امشبت در دستان ستاره ها و کارگردانی آن توسط مهتاب برای تو خواهد بود ماهزادم؛خوب و آرام بخوابی نسخه تک دانه کهکشان.
·⁺˚*•✭•*˚⁺‧⁺˚*•✮•*˚⁺‧⁺˚*•✭•*˚⁺‧
·⁺˚*•✭•*˚⁺‧⁺˚*•✮•*˚⁺‧⁺˚*•✭•*˚⁺‧
رفتارم عوض شده؟بهم بگو
ازم سوال داری؟بپرس
میخوای رابطمونو تموم کنی؟راحت بگو
عجیب رفتار کردم؟علتشو بپرس
ناراحتت کردم؟باهام در میون بزار
فکر نکن قراره با سکوتت چیزی بفهمم وگرنه سناریو زیاده.حرف بزن باهام بزار منم بفهمم.
_HYUN