eitaa logo
𖥨┈𝙂𝙧𝙖𝙮 𝙬𝙝𝙞𝙨𝙠𝙚𝙮⃝
139 دنبال‌کننده
956 عکس
350 ویدیو
3 فایل
𔖑┋𝗪𝗛𝗜𝗦𝗞𝗘𝗬 𝗘𝗬𝗘𝗦,𝗕𝗥𝗢𝗪𝗡 𝗛𝗔𝗜𝗥... 𔖑┋𝗔𝗗𝗩𝗘𝗡𝗧:2025/09/01
مشاهده در ایتا
دانلود
کتاب "ناتوان"و"خردم کن" هم تموم شد... سکوت بعد از تموم شدن کتاب مورد علاقم عجیبه مثل بیدار شدن تو عصر پاییز با نور نارنجی خورشید درحالی که یه لباس بافت و یقه اسکی پوشیدی و کلی گرمته میمونه
𖥨┈𝙂𝙧𝙖𝙮 𝙬𝙝𝙞𝙨𝙠𝙚𝙮⃝
فردا مصاحبه کاری دارم و ذره ای براش آماده نیستم حالم عالی🤌🏻
مصاحبه گر یه سوالای چرتی پرسیدا برگشته میگه تو سفر اگه یکی بهت حمله کنه واکنشت چیه😐 هیچی بوسش میکنم د آخه مرتیکه این چه مزخرفاتیه
بعد یه سوالم پرسید میگه اگه یه خواستگار داشته باشی یکیش عاقله یکیش پولدار کدومو انتخاب میکنی😑 اول صبح اسم خودمم یادم نیست این یارو صحبت پول بهتر است یا عقل میکنه
صدای خاطرات تو شب واضح تر از همیشه میشه. _HYUN
بعضی وقتا باید قبول کنی یه چیزایی دیگه هیچوقت نمیتونه اونطوری که بود بشه. _HYUN
ولی شاید برای اولین بار دلتنگ گذشتم.امروز از جلوی دبیرستانم رد شدم و میتونم قسم بخورم ترکیب عطرامون رو حس کردم.صدای خنده هامون و رد شدنمون از خیابون و دعوا سر اینکه کی طرف ماشینا باشه رو دیدم و شنیدم.دلم برای استرس امتحان تاریخ تنگ شد.برای شبی که موهامو کوتاه کردم و فرداش دیگه چیزی حس نمیکردم.برای اون اشک بلوری که تو خواب سر کلاس ریختی و تهش کلی تو بغلم گریه کردی.برای اون لحظه ای که کل کلاس میگفتن من بیام کنارت خوب میشی؛چون ازت فاصله گرفتم و این برای بقیه عجیب بود.برای اون لحظه ای که واست گل گرفتم و ذوق زده اشک ریختی و خندیدی‌.برای لحظه ای که قرار نبود بیام مدرسه ولی واسه اینکه تنها نمونی دیر اومدم سرکلاس و تو با وجود معلم جیغ زدی که بیا کنارم منتظرت بودم.برای اون لحظه که نمرم کم شد و رفتم بیرون ولی تو بدون اجازه از معلم دنبالم دویدی که نزاری تنها برم.نگاه بچها بعد برگشتنمون پر از تصور بود.برای رقص تو اون روز بارونی که فرداش سرما خوردیم.برای اون ساعتی که از روی گودال آب دویدی و پریدی بغلم و سرتو بردی داخل گردنم.برای وقتایی که گوشه ناخناتو میکندی و واست پماد میزدم و قولتو واسه نکندن دوبارشون میشکستی.برای روزهایی که یواشکی گوشی میاوردم و تو میترسیدی گیر بیفتیم.برای همون لحظه که دوستت ازمون فیلم گرفت و ادیت زدم.برای اون روزی که آخرین اردومون برگذار شد و تو اردوگاه گمت کردم.من دلم برای همه اون روزها و بیشتر تنگ میشه.خاطره هات شیرین و قشنگ بودن.مثل لبخندات؛ولی الان حتی اگه کنارم باشی تصویری که ساختی برای همیشه نابود شده و شناختی ازت ندارم.چهرت داره یادم میره ولی مخفف صدا زدن اسمم؛تنها کسی بودی که همیشه از اینجوری صدا زدنت خوشم میومد.بعد اون از اسمم از اون لقب متنفر شدم.وقتی میگم دلم تنگ شده منظورم این نیست که اگه برگردیم میبخشمت یا فراموش میکنم و از نو باهات شروع میکنم.من دلتنگ توعه قبلیم تویی که هنوز منو عوض نکرده بودی تا تبدیل به اینی بشم که هستم.
از تکرار خسته بود.از تلاطم دائمی روح بلند پروازش که گاهی در میان آسمان تیره بر دام می افتاد و طوفان میان ابرها او را گریبان گیر میکرد.از بارش های بی وقفه و وزش هایی از جنس بی قراری در جسمی که همچون کشتی به گل نشسته میماند.گاهی خستگی در تنش رخنه میکرد و با خود می اندیشید که چطور به این سطح از زندگی رسید.نه عشق های شکست خورده و نه هیچ چیز دیگری او را به این روز وا نداشته بود.تنها مقصر تکه های شکسته این کشتی و روح پر تلاطمی که در تلاش برای نجات از میان تیرگی های بی حد و مرز بود؛کسی نبود جز خودش.از دست چه کسی باید خشمگین یا ناراضی میبود؟وقتی تمام دردها و تمام درمان ها را با خود داشت اما کاری نمیکرد،حق اعتراض و گله مندی نداشت.او مقصر تمام دردهایش بود.او کشتی بی طاقت لا به لای سنگ و کلوخ های زیر اقیانوس بود و روحی در تلاش برای نجات از میان تیرگی؛اما دریغ از یک چیز،جز همان کشتی و روح خسته و اسیر که روزی روی سطح آب چشم اندازی خیره کننده ایجاد میکرد. •𝑯𝒀𝑼𝑵 27 𝑨𝒖𝒈𝒖𝒔𝒕 2025
حسی که میفهمی باهم حرف نمیزدین فقط جواب پیام هاتو میداده مثل دلقک بدون گریم میمونه. _HYUN