امروز هجدهم بهمناست،
یک ماه پیش امروز، هزاران نفر بیآنکه بدانند برای آخرین بار از خواب بیدار شدند...
خستهام از اشک های ریخته شده
از اشک های مادران
از دل شرمندهی پدران
از سینه های سوخته و درد های بی پایان
مرا ببر و غرق کن در انبوهِ گیسوانت ، در دریای چشمانت، در میان بازوانِ تنومندت که حصاریست به روی غم و اندوهم
خاکسپاری گذشت، ختم گذشت، سوم گذشت، هفته گذشت، عید گذشت، ماه گذشت، چهلم گذشت، ولی اشک چشم هیچکدوممون خشک نشد