مرا ببر و غرق کن در انبوهِ گیسوانت ، در دریای چشمانت، در میان بازوانِ تنومندت که حصاریست به روی غم و اندوهم
خاکسپاری گذشت، ختم گذشت، سوم گذشت، هفته گذشت، عید گذشت، ماه گذشت، چهلم گذشت، ولی اشک چشم هیچکدوممون خشک نشد
Green forest
کاش تو این اوضاع هر کسی اندازه دهنش گو بخوره
بزار بخورن گناه دارن الان