شاید الان بگید دقیقا منظورت از ناز بودن این موجودات ترسناک چیه
ولی خب بنظر من واقعا خیلی 🤏🤏🤏🤏🤏 هستن
امروز یه چیزی دیدم که دلم میخواست زمین دهن وا کنه و برم توش..
راستش رو بخواین، خستهشدم از بس دیدم و دم نزدم. بیایم یه لحظه با هم صادق باشیم؛ ما با این جنگل داریم چه میکنیم؟
فکر کردید صدای بلندِ اون اسپیکری که توی جنگل روشن میکنید فقط یه موزیکِ شاده؟ نه به خدا! این یه «قتلِ خاموشه». پرندهها… پرندههای زبونبسته از سکتهی قلبیِ ناشی از اون فرکانسهای وحشتناک و صدای بیسِ لعنتیتون، وسطِ آسمون یا روی شاخهها خشکشون میزنه و میمیرن! حیوونِ بیچاره نمیفهمه فرار کنه یا بمیره. حیاتوحشِ هیرکانی رو با تفریحِ خودخواهانهی خودمون فراری دادیم و کشتیم.
بعدشم که افتادن به جونِ این میراثِ چند صد هزار ساله… کوهپایهها رو تراشیدن، درخت قطع کردن که به جاش برای خودشون خونه و... بسازن
بابا بفهمین!
این خاک ریشه داره. وقتی ریشهی جنگل بسوزه، سیل میاد، زندگیمون رو میبره، اکوسیستم نابود میشه. فکر کردید فردا چی برای بچههاتون میمونه؟ یه مشت بیابان و خاکِ مرده!
اون آشغالایی هم که تو پارک ملی و دلِ جنگل ول میکنید…
گوزن، روباه، پرندهها… این زبالهها دارن آرومآروم جونِ این حیوونا رو میگیرن. داریم با دستهای خودمون گند میزنیم به تنها چیزی که هنوز بهمون نفس میده.
به خودمون بیایم! به خدا این طبیعت مهموننوازه، ولی تا یه جایی! یه روزی تاوانِ تکتک این خیانتها رو پس میدیم. اون روز دیگه نه آهنی به کار میاد، نه پولی که خرجش کردید.
من اینارو اینجا نوشتم چون دیگه طاقت نداشتم خفه خون بگیرم. شماهایی که این متن رو میخونید، فردا که رفتید طبیعت، اگر دیدید کسی داره زباله میریزه، اگر دیدید داره با اسپیکر آرامش جنگل رو میدره، ساکت نمونید. تذکر بدید! به خودتون بیاید…
از جهالت و خودخواهی ادما خسته ام
بلایی که دارن سر طبیعت اینجا میارن واقعا وحشتناکه..