منی که غلت میزنم و چشمامو کمی باز میکنم میبینم عروسکم دقیقا جلو چشمم تکیه داده+
_... شری، اونطوری نگاهم نکن.
+....
_من نمیتونم بغلت کنم، مریض میشی.ببین تب دارم. سرم یجوریه که دو تا میبینمت
+....
_میدونم ماسک زدم، ولی اگر تو هم مریض شدی چی؟
+....
_اگر بعدش اونم مریض شد چی؟
+....
_......خب باشه، راست میگی، چرا من مریض باشم ولی تو ن-
و آنگاه که وی عروسک خود را میکشد زیر پتو و توی بغلش خفه اش میکند+
Aurora's palace. ָ࣪ 𓄹 ゙ֶָʾʾ
نمیدونم چرا سانبرینگر برام اینقدر آدم خاصیه میشه سومین کارکتری که باهاش اینجا ارتباط میگیرم
7.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
و خب.. فکر میکنم لیدی رو که میذارن اول اسمش خیلی جذابش میکنه...و اینکه از ایده ی طرح شخصیتش هم خوشم اومده و باهاش ارتباط میگیرم و...
کلا ابهت خاصی داره مامان سانبرینگ-
1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه سر بزنیم ووا...😔🤣🤣🤣میگن خوب موندیم منظورشون اینه:
#wuwa
برای من اصل کاریه اون رفیقمه که صبح تا شب من رو تنها نذاشت که تنهایی نشینم، فکر کنم و گریه کنم، حرفهای تکراریم رو صد بار گوش کرد و هر بار بغلم کرد.
میگفت: "حس می کنم تعادل احساساتم ازبین رفته؛ یا انقد بی حس و ریلکسم که چیزی نمیتونه عصبی و ناراحتم کنه یا انقد حساسم که کوچیکترین چیز عصبیم میکنه."
اصالت یعنی؛ شما شرایط انجام هرکاری رو دارید اما شخصیتتون اجازه نمیده که تن به هرکاری بدین، آدم با شرف چهارچوب داره.
امیدوارم در نهایت متوجه شم هیچ چیز انقدر که نگرانش بودم، نگران کننده نبود.