🪄|لی باردوگو
لی باردوگو، زاده ی 6 آپریل 1975، نویسنده ای آمریکایی است. باردوگو در اورشلیم به دنیا آمد و در لس آنجلس بزرگ شد. او در سال 1997 در رشته ی زبان انگلیسی از دانشگاه ییل فارغ التحصیل شد و قبل از انتشار اولین رمانش، در شغل هایی همچون روزنامه نگاری، گریم و جلوه های ویژه فعالیت داشت. باردوگو اولین رمان خود را در سال 2012 به چاپ رساند.
پ.ن۱:عاشق خانومیام و همزمان برای بچههام نمیبخشمش(خاله چه هیزم تری بهت فروختیم؟هق🥀🥀)
پ.ن۲:این خوشگل خانم به رولینگ دوم معروفه توهین به طرفدارها نشه ولی به نظر من از رولینگ بهتر_
پ.ن۳:آثار خانومی به بیش از ۴۵ زبان ترجمه شده و کل آثارش امتیاز بالای ۴/۵ رو دارن.
☆محفل گردهمایی گریشاهای خلافکار
🪄|لی باردوگو لی باردوگو، زاده ی 6 آپریل 1975، نویسنده ای آمریکایی است. باردوگو در اورشلیم به دنیا آم
این خالهی خوشگل که میبینید نویسندهی مجموعهی شاهکار گریشاورس(🛐🛐🛐🛐)،تک جلدی واندرومن،تک جلدی انیس و دوگانهی الکس(محفل نهم وHell bent)هستن😭✨✨
مجموعهی گریشاورس تشکیل شده از:
سهگانهی گریشا:
جلد اول:سایه و استخوان
جلد دوم:محاصره و طوفان
جلد سوم:تباهی و خیزش
سه گانهی شش کلاغ:
جلد اول:شش کلاغ
جلد دوم:پادشاهی شیادها
جلد سوم:ساحل تاریکتر(هنوز منتشر نشده)
دوگانهی نیکولای:
جلد اول:شاه زخمها
جلد دوم:حکومت گرگها
فرعی اول:افسانهی خارستان
فرعی دوم:هنوز منتشر نشده
خلاصهی مجموعهی گریشا:
دو دوست بی سرپرست به نام «آلینا» و «مل» در کودکی برای سنجش توانایی های جادویی خود، مورد آزمایش قرار می گیرند. «آلینا» که نمی خواهد از تنها دوستش جدا شود، قدرت های خود را مخفی نگه می دارد و بدون این که توجه دیگران را به نیروهایش جلب کند، به سال های نوجوانی می رسد. اما وقتی او و «مل» باید به عنوان سربازان ارتش از ناحیه ای مرگبار عبور کنند، «آلینا» قدرت های نهفته خود را به کار می گیرد تا جان «مل» را نجات دهد. پس از این اتفاق، «آلینا» به عنوان «احضارکننده خورشید» شناخته می شود: کسی که توانایی کنترل نور را دارد و احتمالا می تواند آن منطقه مرگبار را برای همیشه نابود کند. او حالا به عنوان یک «گریشا» تحت تعلیم است: گروهی با قدرت های گوناگون که به دربار یاری می رسانند.
خلاصهی مجموعهی شش کلاغ:
کتردام، مرکزی شلوغ برای تجارت های بین المللی است؛ جایی که در آن می توان با پول، تقریبا هر چیزی را به دست آورد. کز برکر، خلافکاری نابغه است که فرصت انجام یک سرقت بزرگ نصیبش شده است؛ فرصتی که می تواند ثروتی ورای تصوراتش را برایش به ارمغان آورد. اما او به تنهایی قادر به انجام این کار نیست و چندین شخصیت در انجام آن به او کمک خواهند کرد: مجرمی با عطش انتقام، تیراندازی ماهر که نمی تواند از پول بگذرد، یک فراری با گذشته ای جالب، جاسوسی که با نام شبح شناخته می شود، گریشایی توانا، و دزدی که همیشه راهی برای فرار از موقعیت های دشوار پیدا می کند. گروه کز شاید تنها کورسوی امید برای جلوگیری از نابودی جهان باشد، البته اگر این شش نفر قبل از انجام این مأموریت بزرگ، یکدیگر را به دست خودشان از بین ببرند.
خلاصهی مجموعه نیکولای:
نیکولای لانتسوف همیشه با ناممکن ها سروکار داشته است. هیچکس نمی داند در جنگ داخلی خونینی که کشور را به کام خود کشاند، چه بر سر نیکولای آمد، او نیز قصد دارد وضع به همین منوال بماند.
اینک، در همان حین که دشمنان در پشت مرزهای سست کشور کمین کرده اند، شاه جوان باید راهی بیابد تا خزانه های راوکا را پر کند. اتحادی تازه باید رقم بخورد تا جلوی تهدیدی را بگیرد که ارتش گریشا ها را تهدید می کند. ارتشی که زمانی ابهت داشت.
اما هر روز که می گذرد، جادوی سیاه در وجود او نیرومندتر می شود و چیزی نمانده هرچه نیکولای ساخته را نابود کند. نیکولای با کمک راهبی جوان و گریشای طوفان ساز افسانه ای، راهی مکانی می شود که ژرف ترین جادو در آن جا باقی مانده است. او می خواهد میراث مخوفی را نابود کند که در وجودش ریشه دوانده است.
نیکولای برای نجات خودش و کشورش همه جیز را به خطر می اندازد، اما بعضی رازها باید مدفون بماند… و مقدر نیست بعضی زخم ها شفا بیابند.
اجازه بدید بگم نیکولایتفسنغصفخصفحسحغیغحیغحیغحیحغیغجبغجبغجللجبلیح😭😭😭😭✨✨✨✨ و بانو زویا❤️🔥❤️🔥
#فن_آرت