کانال I
#فیزیوپات بخش ۵: قلب بخش ۱ از فیزیوپات های قبلی خیلی گذشته، اولش به شکل لوله هست و تا اینکه بعد ا
#بیمارستان ۱
این بخش رو قرار بود بعد از فیزیوپات بنویسم اما، یه کوچولو می خوام براتون از بیمارستان بگم برای دانشجویانی که به تازگی می خوان برن بیمارستان و استیودنت بشن،
اول از همه تبریک میگم علوم پایه رو تمام کردی که با ساختار و کارکرد نرمال بدن آشنا بشی، فیزیوپات هم طی کردی که یک شمای کلی اشکالات در کارکرد بدن انسان بهت داد.
حالا قراره. بیای تو بیمارستان، بیمارانی که با این اشکالات دست و پنجه نرم می کنن رواز نزدیک ببینی، تا بتونی خوب والبته سریع کیس های مشابه را تشخیص بدی و...، البته اینجا بیش از حفظیات محض، تجربه کردن مهمه، که آموخته های شما رو تبدیل به یک علم قابل استفاده تبدیل کنه،
خوب این تجربه ها نه در کتاب گایدلاین و نه در کیو بی هست، بلکه از ارتباط صحیح ( یعنی معاینه و شرح حال خوب)، و مداوم ( بررسی روند) شما با بیمار قبل و در طی بستری و یا ویزیت بدست می آید.
بهتر است قبل از ورود یا طی روز های اول به هر بخش خلاصه ای ازبیماری ها مهم آن بخش رو خودتان بخوانید، این کار به شدت شما رو برای ارتباط با بیمار ان اماده تر می کند، منتظر یادگیری علوم جدید نباشید، به دنبال حکاکی دانسته ها و کسب تجربه باشید...
تکمیل می شود....
#معرفی_کتاب ۴: آرزوهای دست ساز
چندمدت پیش در مورد این کتاب خونده بودم، فکر می کردم چند دانشجوی کامپیوتر دور هم جمع شدند و سایت ساختند. اما بعد از دیدن عکس های آخر کتاب نظرم عوض شد.
دوتا عصر تابستانی برای خوندن سرنوشت ده ساله چند دانشجو از زمان دانشجویی تا الان کافی بود.
این کتاب در حین روایت کلی، تاریخچه زندگی هر کدام از افراد هم داخل خودش آورده.
این داستان از دانش آموزی شروع میشه که با خلاقیت تمام بمب دست سازی رو با هدف انتقام گیری میسازه و در ادامه این دانش آموز، وارد دانشکده فیزیک می شه تا با کسب نمرات عالی آماده رفتن به خارج از کشور بشه که مجموعه ای از عوامل به جای خارج از کشور ایشون رو به سمت رفع مشکلات اقتصادی بسیج دانشکده هدایت می کنه!
او که حالا سودای خارج رفتن رو از سر بیرون کرده با فروش سی دی به دنبال رفع مشکلات اقتصادی بسیجه... در این مسیر چندنفر با روحیه مشابه دور خودش جمع می کنه که این جمع پس از سالها پایداری در برابر سنگلاخ های مسیر، به تیمی پردرآمد تبدیل میشه... فارغ از خاطرات جذاب و کاربردی دوران دانشجویی و البته مهمتر از نوع محصولات بسیار جذابی که این تیم تولید می کنه، سبک شکل گیری این تیم موفق، قابلیت الگو برداری خوبی برای دانشجویانی داره که می خوان فارغ از کلاس های درس در فضای دانشگاه بیش از سایرین رشد کنن.
تابستون امسالتون رو با خوندن نسخه چاپی📕 کتاب آرزوهای دست ساز متفاوت کنید.
فراخوان بورس دانشگاه علوم پزشکي يزد.pdf
حجم:
142.9K
#آداب_دانشجویی ۳۰: بورسیه
بورسیه یعنی شما حین تحصیل حقوق میگیری و بعد از اتمام تحصیل در محل مشخص شده در فراخوان بلافاصله مشغول کار می شوید. که بسته به شرایط ممکن است دوباره آزمون استخدامی لازم باشد یا نباشد.
#پست_موقت
🔴سوالی که ذهنم را به خود مشغول کرده این است که چرا؟ چرا برای یادگیری یک زبان خارجی در کشورم باید خیلی واضح و تابلو فرهنگ غربی را آموزش ببینم، فرهنگی که هیچ بعدی از ابعاد انسان را کامل نمی کند... فقط سرگرمی است. و این گرم شدن سر از محتواهای داغی است که تمام سیم کشی های فطری انسان را می سوزاند
و انسان را در حرارت کذایی خود به کما می برد...حالا اینجا که خیلی مشخص این کار را می کنند و اهداف مشخصشان قابل سرپوش گذاشتن هم نیست، معلوم الحال و معلوم الهدف هستند و خیلی نمی شود اشکال گرفت، اما در کشور خودم چرا بعد از این همه سال از پیروزی انقلاب اسلامی کتب آموزش زبان ما نباید دارای محتوایی باشد
که همزمان با یادگیری زبان، معارف زیبای اسلام و انقلاب را یاد بگیریم و بر این اساس همزمان چند بعد از ابعاد وجودی مان آموزش ببینند و رشد کنند و فردا هم که به کشوری سفر کردیم و یا در داخل کشور با افراد خارجی مرتبط شدیم اگر سوالی درباره ی کشور و انقلاب و اسلام و ..پرسیدند بتوانیم حرفی بزنیم، دفاع کنیم
برگرفته از تجارب یک دانشجو از فرانسه
9.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#فیلم_های_علمی ۱۱ فرهنگی۱: تجربه جالب یک فروشنده
#معرفی_کتاب۵ داستان سیستان
سه روز پایانی تابستان را به سیستان برویم...
دو سه روزی وقت آزاد تنها شرط لازم و کافی برای یک سفر ده روزه به سیستان بود، سفری همراه با رضا امیرخانی این نویسنده خوش ذوق، که حتی با حروف چینی هایش هم دلبری می کند. علی رغم کشش پایین عنوان و طرح جلد کتاب، کُنجکاوی وسوسه ام کرد تا این کتاب را باز کنم،اما دیگر بستن این کتاب ممکن نشد! نویسنده برای این سفر، بهترین هواپیما همراه با اسکان در ۵ ستاره ها را به انتظار نشسته است. ولی در نهایت در یک هواپیمای باری قدیمی در کنار وسایلش به سمت سیستان راهی می شود. تنها جاذبه این هواپیمایی که مثل یک لوله بزرگ تاریک است، یک دسته جوان شنگول است که با کوچکترین محرکی قهقه شان با آسمان می رسد!!...در ادامه از سنی هایمان که جان شیعه هستند رونمایی می کند....
از خلبان هایی که همزمان با حمله آمریکا به عراق، برای نشان دادن اقتدار کشورمان در کمال ناباوری دستور پرواز بر فراز ناوهای آمریکایی را می گیرند...از جوان چتربازی که پایش را در اثر چتربازی قاچاقی از دست داده ولی عشق و امیدش را در کاغذی با خودش به استادیوم ۴۰ هزار نفری آورده...از رَه بری که پس از سی چهل سال در ایوان خانه اش با هم محلی ها دور هم نشسته است...و سرانجام با ذکر رویایی خاطره انگیز و شیرین، این سفر را به سرمنزل مقصود می رساند...
پس از مطالعه این کتاب احتمالا با خود بگویید چرا من اینقدر دیر این کتاب را خواندم....