پارت 1✨
ستاره ای در قلب من ... 🫀⭐️💫
ستاره : بیدار شدم رفتم دست شویی اومدم موهامو گوجه ای بستم بالا رفتم پایین صبحونه اماده کردم و خوردم 🍳صبحونه تموم شد نشستم رو مبل رفتم تو اینستا که دیم حامیم امشب کنسرت داره تو تهران، داشتم از خوشحالی گریه میکردم که گوشیم زنگ خورد( گندم بود)
گندم : سیلام چطوری 😚
ستاره : س س سلام 😭
گندم: چرا گریه میکنی ( با نگرانی )
ستاره: نمی دونم چیجوری بهت بگم
گندم: زود باش بگو ( با داد و نگرانی)
باشه الان میگم وایستا امشب
گندم : امشب چی ستاره حرف بزنین ( با داد)
ستاره: امشب ام امشب کنسرت حامی هس 😚😚
گندم: واقعا ( باذوق) چرا زودتر نگفتی من خیلی هیجان دارم خدااااا 😚😚
ستاره : منم خیلی باید برای امشب بریم خرید اماده شو میام دنبالت 🚗
گندم : باشه پس فعلا بای 😚😚
ستاره: باشه پس بای میام دنبالت بریم خرید پس اماده باش 🙃🙃🙃
گندم : باشه پس من بچه ها میگم که باهم بریم 🥰🥰
ستاره : اها گندم یادم رفت یادت باشه برای بلیت هم بریم 🥰🥰
گندم : دختر بنظرت من بلیت همچین روزی رو فراموش میکنم 😁
ستاره : ام نمی دونم به هر حال یادت باشه پس بای 😚😚( تلفن رو قطع کرد)
گندم : چرا قطع کرد نزاشت من خدا حافظی کنم ( با خنده 😂😂😂)
ادامه دارد..... ✨♥️
پارت 2✨
ستاره ای در قلب من ... 🫀⭐️💫
ستاره :پاشدم رفتم یه کت کوتاه ابی با یه شلوار ریزشی پارچه ای سفیدمو پوشیدم سویچ ماشینم برداشتم رفتم دنبال گندم .
گندم:ستاره بهم گفته بود میخواهد کت بپوشه پس منم کت میپوشم😁
یه کراپ استین بلند داشتم که اونو پوشیدم با کت کوتاه نسکافه ای با شلوار ریزشی پارچه ای که نسکافه ای بود
ستاره پیام داد برم پایین یه باشه نوشتم و رفتم.
ستاره :تو راه اهنگ های حامیم رو گوش دادیم که همیشه آرومم میکرد 😁
گندم: بریم دنبال بچه ها (هانا_پناه)
ستاره :بریم
گندم:همه قرار گذاشتیم که کت بپوشیم من نسکافه ای ستاره ابی هانا مشکی و پناه هم صورتی 😂
ستاره :خب بریم ایرانمال یا جای دیگه ؟
پناه، گندم،هانا :بریم ایرانمال 😂
ستاره:😂😂
هانا:چرا میخندی؟
ستاره :هیچی چون به شما ها جای باکلاس نمی خوره 🤣
بچه ها :مسخره
ستاره : رسیدیم پیاده شید همینجا وایسید تا من برم ماشین رو پارک کنم 🎀
بچه ها:باشه
ستاره :اصلا تو خیابون که جا نبود پس رفتم تو پارکینگ
بچه ها :خب ستاره هم اومد بریم دیگه
ستاره :بریم
ادامه دارد..... ✨♥️