پارت ۸
ستاره ای در قلب من🫀💫⭐
حامیم : زنگ زدم به شروین ( زنگ زدم)
شروین : الو
حامیم : الو سلام دادا اماده ای بیام دنبالت؟
شروین : مگه کجا می خوایم بریم؛
حامیم : شری خ. ا. ک. ت. و. س. ر. ت یعنی یادت رفت! 😤( با عصبانیت)
شروین: اروم اروم اماده میشم خدافظ(باترس)( قطع کرد)
حامیم: اینم دیگه از ما می ترسه 😂قطعم کرد 😁
ستاره : رفتم اماده شدم روتین پوستی زدم یه میکاپ مخصوصه کافه هم زدم 😁 راه افتادم رفتم سمت کافه ی پناه
حامیم : رفتم دنبال شری و به هم سلام کردیم و رفتیم سمت کافه
کی یهو دیدم که ستاره هم اونجا بود با خودم گفتم :« باید امروز حسمو بهش بگم اره 😁 وای ذوققققققق چه چشایی داره 🤭
ستاره : دیدم حامی اینجا هست وای ذوققققققق چه موهایییییی داره فرفری گودی گودی 😘
حامیم : رفتم سمتش و به هم سلام احوال پرسی کردیم من بهش گفتم س س ستاره می تونی یه چند لحظه بیای اینجا کارد دارم 😍
ستاره : بله بله حتما
حامیم : میخواستم بگم که من من عاشقت شدم عاشق اون چشمات 🥰ببخشید زیاده روی کردم 😅
ستاره : نه نه چه، یاده روی حالا من بگم، منم عاشقت شدم عاشق اون موهات عاشق اون چشات ☺ داشتم حرف میزدم که یهو منو کشید تو بغ. لش و برایه اولین بار یه بو. سه .ی رو ی موهام زد 😁
ستاره : حامی
حامیم : جانم
ستاره : می می تونم دست بزنم به موهات 🥺
حامی : اینجا زشته
ستاره : حامی تور قودا 🥺
حامی : باشه ولی
ادامه دارد...... ❤
پارت ۹
ستاره ای در قلب من 🫀💫⭐
حامیم : باشه ولی شمارتو بهم ندادی 😒
ستاره : ( خنده) باشه بیا .....۰۹۱۷ بیا
حامیم : مرسی فقط میای بریم بیرون
ستاره : باشه بریم
داشتم راه می رفتم که یهو پام گرفت به صندلی افتادم زمین
حامیم : ستاره خوبیییی
ستاره : ا ا اره خوبم 😘
داشتم بلند می شدم که یهو حامیم منو از زانو ب.غ. ل کرد 😑
حامیم : جوجه حواست کجان 😁
ستاره : حامیم منو بزار زمین جیق میزنما
حامیم : مهم نیست هر کاری می خوای انجام بده 😏
ستاره : حامی حامی منو بزاری پاین داشتم حرف میزدم که رسیدیم به ماشینش
حامیم : بفرما
ستاره : ...
حامیم : ستاره
ستاره : من قهلم
حامیم : چلا
ستاره : چون منو ب. غ. ل کردی همه ی ابروم رفت 😤
حامیم : ببخشید
ستاره : رفتم جلو و محکم ب. غ. ل.ش کردم
حامیم : وای جوجو 🐣
ستاره : بلیم
حامیم : بریم ⭐
ستاره : سوار ماشین نمی شیم!؟
حامیم : چرا الان سوار میشیم ولی اول
ستاره : اول چی 🥰
رفت سمت ماشین و یهو
حامیم : ...
ادامه دارد....... ❤