eitaa logo
رفیق خوشبخت ما/ زرنقی
451 دنبال‌کننده
159 عکس
74 ویدیو
3 فایل
شاعرانه ها #حسن_زرنقی ارتباط با حسن زرنقی @h_zarnagh
مشاهده در ایتا
دانلود
اردیبهشت آمده.... ای معنی بهار من، اردیبهشت من گل کرده است مهر تو در خشت خشت من از آن قدیم ها که نه من بودم و نه تو... بودست رد پای تو در سرنوشت من  دست خودم نبود اگر عاشقت شدم عشق تو را نهاده خدا در سرشت من در من شکفته یاد تو، در لحظه لحظه ام زیباست با خیال تو دنیای زشت من   دنبای من نه، آخرتم هم تویی فقط اردیبهشت من نه ، که هستی بهشت من @h_zarnaghi
اردیبهشت، فصل دوباره شکفتنم فصل به شور آمدنم شعر گفتنم اردیبهشت آمده گل کرده در دلم در صحن باغ صحبت گلها شنفتنم درجشن گلفشانی صحرا چه دیدنی ست با بوی دلنوار گل از خویش رفتنم همراز لاله هایم و در دشت لاله ها سخت است داغ های دل خود نهفتنم بی تاب و بی قرار توام ای بهارِ جان بی تاب در هوای نگاهت شکفتنم ... اردیبهشت ۱۴۰۰ @h_zarnaghi
شهیدا شهیدا بدهکار هستیم به روی سپید و به موی سپیدت
یا امیر المومنین در دلت افتاده، امشب آن شب دلخواه توست آن شبی که چشم های آسمان در راه توست می روی و با تمام رازهای در دلش چاه غربت بعد از این دلتنگ روی ماه توست تا بگیرد آخرین بار از نگاهت روشنی ماه امشب تا سحر را حلقه ی درگاه توست بال و پر بگشوده از رفتن پشیمانت کند آخر این مرغآبی دلتنگ خاطر خواه توست اینکه پیچیده ست امشب در میان کوچه ها صوت قران خواندن تو یا نسیم آه توست؟! تو به محراب عبادت قاتلت پشت سرت مسجد کوفه است اینجا یا که قربانگاه توست؟! تا شهادت که همیشه بوده ای در حسرتش این نماز آخرت راه بسی کوتاه توست @h_zarnaghi
فلسطین آزاد مگر نه اینکه همان طفل غزه طفل من است چرا سکوت کنم سینه ام پر از سخن است برای من اگر انسانم و مسلمانم جوان جان به کف غزه نیز هموطن است هنوز هم که هنوز است خون نوشته "قدس" برای پیکر اسلام نقش پیرهن است به آتشی که برافروخته ست باد خزان چه غنچه ها که زبان بسته گرم سوختن است ببین مقابله تانک ها و انسان را کسی نگفت چرا؟! این چه جنگ تن به تن است؟! جوان سنگ به دستی به خط زد و دیدیم به روی شانه شهری شهید بی کفن است # مگر پرنده ما از قفس چه می خواهد ؟! تمام آرزویش لحظه ای رها شدن است @h_zarnaghi
برای کشور همسایه ام افغانستان و داغ های بی پایانش آه از غم بی امان همسایه صد آه از این خزان همسایه از شعله ی فتنه ها به جا مانده... خاکستر آشیان همسایه جز خون نشنیده ایم اخباری از کابل و بامیان همسایه با دست جماعتی که می دانید آجر شده است نان همسایه تلخ است به کام خانه ام ایام از تلخی داستان همسایه تاریکی آسمان من هم هست تاریکی آسمان همسایه ما نیز به اشک و آه رو کردیم در ماتم دختران همسایه از داغ غم تو می کشد هر دم آتش ز دلم زبانه، همسایه! خود گر چه دچار غم ولی عمریست غمخوار توایم جان همسایه! @h_zarnaghi
وداع ماه رمضان تن از تو گرفته ست شکوفایی و جان هم آری تن و جان از تو شکوفاست ،جهان هم مشغول تو بودند در این ماه دل انگیز تنها نه فقط عابد و زاهد، دگران هم اما نتوانست از این خواب و خماری بیدار کند جان مرا بانگ اذان هم سرگرم خود آنگونه ام ای دوست که چندیست جاری نشده نام تو حتی به زبان هم . از چشمه رحمت که روان بود در این ماه لب تشنگی اش ماند برای من و آنهم... . .هر جا که نشستم وسط روضه سقا شرمنده شدم از خود و از سینه زنان هم تا خواستم اینبار بیایم به خودم رفت... از دست من سر به هوا، این رمضان هم @h_zarnaghi https://www.instagram.com/p/ByS0fJ9npuQ/?igshid=1k7gp54s0xk53
قصیده ای برای جنت البقیع... ای شکوه زخمی تاریخ بر روی زمین  رشک می ورزد تو را ای خاک، فردوس برین ای نسیمت مشکبار و دلپسند و دلنواز ای غبار آستانت دلپذیر و دلنشین ای گلستان غم انگیز بهار سوخته در هوای دلکشت پیچیده عطر یاسمین ایستادی در بلاها دردمند و سربلند آفرین بر صبر زیبای تو صدها آفرین آسمان هستی و داری در بغل خورشیدها باقر و صادق ،حسن،سجاد زین العابدین  زائران آستانت انبیا و اولیا فرش زیر پایشان بال و پر  روح الامین داغ دیرین پسر باقی ست بر دلهایشان یک طرف زهرای اطهر، یک طرف ام البنین گرد و خاک غربت قبر امامان غریب توتیای دیده ی دل هست بر اهل یقین از غم و اندوه دوران هم خزانی هم بهار کس ندیده زردی و سبزی به یکجا اینچنین با دلی غمگین سلامت می کند هرصبح و شام از نجف شاه ولا حیدر امیرالمومنین از ستم های زمانه گرچه ویران گشته ای گنج های  پربها داری ولی در آستین دانش آموز دبیرستان باقر خضر ها بر سر خان حسن خیل ملائک خوشه چین چون علی را محرم اسرار هستی همچنان این جماعت از تو دارد کینه های آتشین صبر کن از بی وفایی ها و ظلم امتش بر پیامبر شکوه خواهی کرد روز واپسین صبر کن در لابه لای آه ها  آیینه وار درد غربت را تحمل کن مباش اندوهگین آرزو داریم و غیر از این نداریم آرزو بر دل ما گرد و خاکی از تو بنشیند همین ۹۶/۴/۱۱ @h_zarnaghi
نیلیرم بو جانی من جانانه قربان اولماسا مین بلا گلسین گوروم بو جانه! قربان اولماسا ثابت اولماز عالمه عشق سراسر غیرتی شعله های سرکشه پروانه قربان اولماسا مکتب توحیدیله هر کس کی پیمان باغلاسا چاتماز اول مقصوده بو پیمانه قربان اولماسا حاجی! کوی یاریده قربانلیقین اولماز قبول تا کی نفسین صاحب قربانه قربان اولماسا بار الهی گوئیا ذبح عظیم اولماز عیان تا حسینین باتماسا القانه، قربان اولماسا کربلا یعنی کی قربانگاه یعنی حیف اولا من کیمینلر اول شه عطشانه قربان اولماسا ## عیدقربان یعنی قرباندور هامی اللهینه بوردا اما وای اولا انسانه ،قربان اولماسا
سخت همچون تندباد و نرم مانند نسیم بوده ای همواره انسان را صراط المستقیم هم به هنگام قیام و هم به هنگام قعود نام تو همسایه با لب های ما هست از قدیم نام تو جاری ست آیه آیه در اسلام ما نام تو معنای بسم الله الرحمن الرحیم هیچ کس بالا و پایین را چنین یکجا ندید گاه بر دوش رسولی گاه بر دوشت یتیم عارفی میگفت در ماه خدا شاید تویی در دعاهامان مراد از "یاعلی" و "یاعظیم" هر کجا از آستانت در هوای عشق تو هر کبوتر را که دیدم داشت ذکر یاکریم خاک اگر باشد طلایش میکنی با یک نگاه زیر ایوان طلایت هر که را باشد مقیم @h_zarnaghi
 برای علی اکبر حسین... خوشا کبوتر شعرم دوباره پر بزند به گوشه گوشه این دشت باز سر بزند قلم به خون زده یکبار دیگر این طبعم که واژه واژه در این بارگاه در بزند پر از ستاره شود تازه، دامن این دشت اگر که بگذرد امشب اگر سحر بزند پدر چه دیده که دلواپس پسر شده است  مباد یوسف او را کسی نظر بزند   به چهره که نظر میکند پدر پس از این؟! هوای دیدن جدش اگر به سر بزند که دیده است از این جانگدازتر که پسر به پیش چشم پدر در دل خطر بزند بگو نگاه به تسبیح پاره اندازد اگر کسی به سرش روضه پسر بزند بگو که از دل خون یک عبا علی برگشت بگو غمش به جگر زخم بیشتر بزند # بگو بگو که بگرید در این عزا عالم که اشک، آب به دلهای شعله ور بزند @h_zarnaghi