eitaa logo
رفیق خوشبخت ما/ زرنقی
451 دنبال‌کننده
159 عکس
74 ویدیو
3 فایل
شاعرانه ها #حسن_زرنقی ارتباط با حسن زرنقی @h_zarnagh
مشاهده در ایتا
دانلود
صلوات‌الله‌علیه‌وآله 🔹آه از آن روز...🔹 پس از تو آسمان از دامنش خورشید کم دارد زمین در سینه‌اش دریای طوفان‌زای غم دارد پدر بودی جهان را، بعد تو این پیر وامانده چنان طفل یتیمی تا ابد چشمان نم دارد رسیده پشت در، اذن دخول انگار می‌خواند که عزرائیل هم چشمی بر این باب‌الکرم دارد قلم کاغذ نیاوردند آن روز، آه از آن روز بگو بنویسد اینک هر که در دستش قلم دارد پس از خود می‌سپاری دوستان و دشمنانت را به دست مهربان‌مردی که شمشیر دو دم دارد تو می‌خواهی پس از خود آن کسی بر منبرت باشد که با هر خطبه‌اش صد تیغ بُرّان بر ستم دارد کسی که خم نکرده لحظه‌ای سر پیش این دنیا ولی پیش یتیمان و فقیران پشت خم دارد برایت جانشین باید علی باشد، علی باشد که بی نام علی اسلاممان بسیار کم دارد 📝 @h_zarnaghi
گلمیشم(آمده ام) بو روزگار اَلینن ائله جانه گلمیشم ترک ائتمیشم جهانی خراسانه گلمیشم بوشدور الیم، اورک دولی اما امیدیلن درگاه لطف حضرت سلطانه گلمیشم  منده امیدیلن گوتوروب جان کلافینی بازار حسن یوسف کنعانه گلمیشم هر بیر سلامینن حیاتیم تازه جان تاپیب هر دفعه کی حریم رضاجانه گلمیشم  چوللرده بیر غریب قوشویدوم ولی سنین عشقیندی کی سپیپ من اوچون دانه، گلمیشم  گولدی،چیچکدی صحن لرین نقشی، منده بیر پروانه یم کی سیر گلستانه گلمیشم آیینه کاری لرده باخان جنتی گورر به به حریم روضه ی رضوانه گلمیشم حوض حرمده تا کی ایچم آب کوثری  سیندیرمیشان پیاله و پیمانه، گلمیشم منده بو آستانه ده اوو تک اماندیام من کی پناه شاه خراسانه گلمیشم   @h_zarnaghi
تورکی دیلینده یوخدی سنین تک غزل یازان تکجه سنیدین آز یازان اما گوزل یازان دنیای شعریده داها گلمز سنین کیمین هر بیتینی فصاحته ضرب المثل یازان یوخدور سنین کیمین یول آچان شعریلن گویه چوخدور ولیک یئرده قالیب مبتذل یازان چوخدور تمام عمرونی قاش گوزده سیر ائدن یا مردما اگر یازان اولسا  دغل یازان تکجه سنیدین الله آدیلان بو اولکه ده عشق علی ده هر سوزونی بی بدل یازان افسوس آیریلیق غزلین بیرده شهریار! نیسگیلله یازدیریب سنه، حکم ازل یازان   @h_zarnaghi
https://www.farsnews.ir/news/14020627000602/روح-وحدت-ایرانی-در-کالبد-شعر-شهریار تاثیر اشعار استاد شهریار در حفظ زبان و سنت‌های ادبی با نوآوری در آن- چه در زبان و چه در محتوا- غیرقابل انکار است، آن هم در روزگاری که در سایۀ تاثیر نهضت ترجمۀ ادبیات غرب در ایران، تبلیغات گسترده‌ای در مورد پایان حیات شعر کلاسیک و ناکارآمدی قالب‌های آن به ویژه غزل در جریان بود. بعد دیگری از تاثیرگذاری استاد شهریار بر شعر معاصر، تقویت جریان شعر مذهبی و حضور آن در زندگی مردم با خلق اشعار درخشانی مانند «علی ای همای رحمت...»، «شب و علی»، «شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین...»، «گشودی چشم در چشم من و رفتی به خواب اصغر...» و...است که ذهن جامعه را تصرف کرد. شعر «علی ای همای رحمت...» با گذشت قریب یک قرن از سرودن آن، هنوز بر زبان خواص و عوام جاری است و خواهد بود. آذریهای قفقاز با عهدنامه‌های گلستان و ترکمانچای از ایران جدا شده‌اند و علایق تاریخی، فرهنگی و مذهبی با ایران دارند ولی در دوره‌ی شوروی و پس از فروپاشی شوروی، تلاش کرده‌اند میان مردم آن خطه با ایران فاصله و گسست ایجاد کنند. با این توضیح، انتشار صدای شهریار به مثابه‌ی صدای ایران در آن سامان برای حزب کمونیست شوروی و باکو به شدت ناگوار بود.
🌏 برای شهید دستت کجاست؟! از چه، خالی ست آستینت؟! بس پاسخ شگفتی ست لبخند دلنشینت آن شب به خاک افتاد اما از آسمانها... ماه و ستاره چیدی با دست اینچنینت بین تو و اباالفضل رازی مگوست انگار   سر بند "یاحسین" است وقتی که برجبینت  دست تو بر لب مرز جا مانده تا که دشمن دیگر طمع نورزد بر خاک سر زمینت از مذهبت چه پرسم؟! از دین تو چه گویم عشق است مذهب تو  دلدادگی ست دینت با هر نسیم تردید دنیای ما به هم ریخت اما تو ایستادی با کوهی از یقینت معلوم بود از اول پر می کشی از این خاک مین بود و تیر و ترکش وقتی که همنشینت آه ای مسافر من، در این سفر در این راه دستت پر است، هر چند خالی ست آستینت پ ن: شهیدی که ناخواسته دوستش دارم ✅ @h_zarnaghi
گفت و گو پیرامون شعر دفاع مقدس و شعر خوانی در رادیو تبریر از امروز (شنبه)به مدت چهار روز از ساعت ۱۳ @h_zarnaghi
🔸🔸دفاع مقدس ♦️ متاثر از کتاب خاطرات لفظ و به یاد تمام شهدایی که در این کتاب از آنها نام برده شده است و به یاد   که می گفت برای عبور از سیم خار دار اول باید از سیم خاردار نفست عبور کنی... 🔸🔸🔸 به زیر نور ماه آن شب شمردم زخم هایت را تو و مهتاب و مین اما ندیدم دست و پایت را تنت را در میان خاک و خون ها یافتم اما نمی یابم در این صحرا سر از تن جدایت را مرا از آن سوی معبر به خود میخواندی اما من... میان تیر و ترکش باز گم کردم صدایت را شهادت آرزویت بود و با شب گریه های خود به گوش آسمان ها می رساندی این دعایت را چه آسان از میان سیم های خاردار نفس گذر دادی رساندی تا خدا روح رهایت را شهید من! رفیق لحظه های تلخ و شیرینم ... چه میشد با خودت میبردی آن شب مبتلایت را ✍   @h_zarnaghi