حــَدیــد.
یک نفر در همه دنیاست که بی عشق خوش است من بیچاره گرفتار همان یک نفرم..
عشق را بر دلم انداخت ولی خود بگریخت ،
مثل یک کودک سِرتق که زده زنگی را .
شبا تا صبح با دلتنگی دست و پنجه نرم می کنم . صبحا نقش بازی می کنم و غروب تو رو آرزو می کنم ! من مستحق این درد نبودم
من گناهی در حق تو حداقل نکرده بودم ...
حــَدیــد.
دستم برای مراقبت از تو کوتاهه، اما تو مراقب خودت باش.
بعد از هزار مرتبه خواهش، دمِ وداع
چیزی نداشتم که بگویم، گریستم
دوستان و همراهان گرامی کانال،
لحظهای درنگ کردهام تا پیش از سفری که در پیش دارم، حلالیت بطلبم و از شما خداحافظی کنم. باشد که در این گذر، نگاه مهربان و دعای خیرتان بدرقه راهم باشد.
و تو، ای همراهِ رفته از نزدیک،
در این سکوتِ قهر، اگرچه کلامی نیست، اما دل، حدیثِ ناگفتهها دارد. امید که این فاصله، قصهی دوریِ ما نباشد، که دلتنگی، خود بهترین پیوند است.
به امیدِ دیداری دوباره...