کلا اینو بدونید که خواستگاری برای همه پر چالش و اعصاب خورد کنه.
یعنی گاهی فرد به ی جایی می رسه می گه اصلا نمی خوام ازدواج کنم. از بس گیر و گرفتاری های پیش بینی نشده پیش میاد.
توی این جور مواقع کمی صبور باشید و بدونید که طی کردن این مرحله برای همه سخته...
پس یهو زده نشید و قید ازدواج رو بصورت موقت بزنید.
سلام.رفتار عجیب خانواده پسر. معتقدم خواستگاری یه جلسه کاملا دو طرفه ست که دختر و پسر حق انتخاب دارن .
اما اینکه :
۱. مادر یا خواهر پسر زنگ میزنن فقط رنگ پوست وقد و وزن و رنگ چشم ومو میپرسن انگار میخوان اسب بخرن
۲.فقط مادر و خواهر پسر میان و پسر انقد استقلال نداره که خودش ظاهر طرف مقابل رو بپسنده. چون به دل نشستن اگه اهل مراعات چشمی باشی و فانتزی سازی برات نشده باشه یه امر کاملا نسبی. تا یار که را خواهد و میلش به که باشد....
۲. مادر وخواهرش که میان اگه بپسندن که هی سوالات عجیب میپرسن مثل اجاره ای بودن یا نبودن خونه و اینکه چرا سر کار نمیری... اگر نپسندن که یه جوری برخورد میکنن انگار خانواده دختر جزام دارن .چیزی نمیخورن. حرف نمیزنن. اخم میکنن. زود پا میشن میرن . حتی مورد داشتیم رو دختر عیب هم گذاشتن همونجا... مثلا سبزه ست دماغش بزرگه به شوخی میگن که جبهه نگیری. خانواده دختر هم چون مهمان هستن مجبورن مراعاتشون رو کنن..
۴. پسرشون نه شغل خوبی داره نه در آمد خوبی نه تحصیلات درستی خیلیم خوشگل خوش قد وبالا نیست..... اما آمار دراومده صدجا رفتن دختر دیدن... در حدی که یه جا دوبار رفتن یادشون نبوده 😐
۵. میان خواستگاری هیچی نمیارن .... ما خونه رو کامل تمیز کردیم. همه اعضای خانواده حاضرشدن. میوه و چای و.... اما اونا چون زیاد میرن از اینجلسات چیزی نمیارن که خرجشون بالا نره.... یه جورایی براشون سرگرمیه. حوصلشون سر میره میرن جلسات دختر دیدن.... هم فاله هم تماشا...
۶. گاهی معلوم نیستپسندیدن یا نه. زنگ نمیزنن بفهمی چی شده... اگه مورد جدیدی برات پیش بیاد مجبوری دو هفته صبر کنی اگه زنگ نزدن بفهمی کنسله.
کلا برخورد کالایی دارن با دختر و خیلی غم انگیزه... مادر وخواهر اقا پسر انگار خودشون زن نیستن و از دردهای زن اگاهی ندارن... خیلی خودخواهی دارن.... پسر هم کلا انگار به بلوغ نرسیده منتظره بقیه بگن چه کنه....
زیاده ... مثنوی میشه اگه همه موارد رو بخوای بگی
نظرات:
سلام
قسمت ثابتی که تو خواستگاریها اعصاب من رو خیلی بهم میریزه، مربوط به خواستگار نیست!
به خانواده خودم مربوطه!
اینکه مقدار زیادی دست تنها هستم تو تمیزکاری قبلش و آماده کردن و ...
و باید حواسم به مادرم هم باشه از اینکه مناسب حاضر بشن تا اینکه تو جلسه حرف مرتبط زده بشه که غالبا نمیشه 😖 و کنترلش از من خارجه.
و بعدش هم اینکه دعا دعا کنم پدرم گیر نده که این مورد چی شد و چرا پاسخ منفی میخوایی بدی. چون ملاکهامون متفاوته یا مثلا یکی دو جلسه صحبت کردن رو کافی میدونن یا ممکنه جلسه صحبت به نظرشون زیادی طولانی شده باشه.