رمان تـآوآن𐙚
پـآرت 𝟑𝟓
پونه: حامیم رفت منم رفتم سمت اتاق خودمو پرت کردم روی تخت
یهو صدای باز شدن در خونه اومد
حتما دوباره برگشته سربه سرم بزاره عیشش!
صدا های قدم های حامیم شنیدم سریع خودمو جمع و جور کردم
جوری رفتار کردم که انگار اصلا منتظر نبودم👈🏻👉🏻
در اتاق باز شد حامیم با یه دسته گل خیلی بزرگ صورتی دم در
اتاق وایساده بودد انقدر خوشحال شدم نزدیک بود جیغ بزنم
کلا یادم رفت که باید قهر باشم
حامیم گل برد جلو
خب حالا میشه با این گل بخشیده بشم؟؟
یا باز هم میخوای با بستنی تنهایی منو تنبیه کنی؟
پونه:این این چیه دیگه؟تو چطوری با یه دست گرفتیش؟
حامیم:رفتم گل گذاشتم روی تخت دستم درد نگرفت
تو هنوز نفهمیدی عشقت ورزشکاره؟!😌
فهمیدم قهر کردی تو تنها کسی که میتونی درد
منو خوب کنی پس قهر نکن باشه؟
رمان تـآوآن𐙚
پـآرت 𝟑𝟔
پونه:دسته گل گرفتم توی بغلم ،
خیلی قشنگه،ولی دفعه بعد این کارو نکن خب نگرانت شدم
حامیم:خندید،خب باشه ولی در عوضش دیگه اشتی؟؟؟
پونه:اشتیییییی
حامیم:بیا بریم بستنی بخوریم دیگه بچم
پونه:من بچه نیستمم
بستنی چی میخوری
حامیم:شوکلاتی 😂
پونه:منم شوکلاتی
یک هفته بعد🧘🏻♂••
پونه:حاامیممم بلند شو دیگههه ای خداااا
حامیم:چرا میخوام بخوابم
پونه:باید بریم گچ دستتو باز کنیم
حامیم:نمیخوام،اگه باز کنم از پیشم میری
پونه:مگه بچه شدیی پاشووو
حامیم:باشه بریم بزار اماده بشم
پونه:هوف
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_llnv6sc&btn=جونم؟💗
درود.
بیاین حرف بزنیم بعدش پارت میدم!:)
حرفی درخواستی داشتین؛
ترو خدا زود زود پارت بده من هر چند ساعت یه بر چک میکنم ببینم پارت گذاشتی یا نه بعد میبینم نذاشتی😕🙃
.
اخی چشم زود زد میدم